فعالیت انجمن صنفی ویراستاران به صورت کشوری آغاز شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مدتی است که انجمن‌های صنفی با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌توانند به صورت کشوری فعالیت داشته باشند. اولین انجمن صنفی که توانسته حوزه جغرافیایی فعالیت‌های خود را کشوری کند، انجمن صنفی ویراستاران بوده است.این موضوع بهانه‌ای شد تا با دبیر انجمن، مهناز مقدسی، گفت‌وگویی داشته باشیم و درباره روند کار و جایگاه کشوری و برنامه‌هایشان بیشتر بدانیم، مقدسی در این مصاحبه با تاکید بر اینکه از این پس هر جای کشور که ویراستاری باشد، می‌تواند به این انجمن متصل شود و در برنامه‌های آموزشی و پژوهشی و یافتن کسب‌وکار حضور داشته باشد، بر ضرورت سوق دادن کسب‌وکار در این حوزه از پایتخت به شهرهای دیگر تاکید کرد.
شنیدیم که انجمن صنفی کارگری ویراستاران حوزه جغرافیایی خود را به کشوری تغییر داده و مراحل اداری آن را نیز به نتیجه رسانده است، کمی درباره این روند برایمان بگویید.
بله.. ما از سال گذشته که قرار شد انجمن‌های حوزه فرهنگ، هنر و رسانه، طبق ضوابطی دیگر و با تأیید دو وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، کشوری بشوند، کارهای خود را آغاز کردیم. به علت محدودیت‌ها ناشی از بیماری کوید-19 و نبود امکان برگزاری مجمع حضوری تا اردیبهشت ماه امسال کارمان به تعویق افتاد تا اینکه مجوز برگزاری مجامع به صورت برخط (آنلاین) صادر شد و خوشبختانه با وجود مشکلات متعدد سامانه و اینترنت توانستیم با حضور حداکثر اعضای انجمن مجمع را برگزار کنیم. البته باز هم روند کارهای اداری به علت تعطیلی‌های ارگان‌های مرتبط با کندی پیش رفت تا اینکه مجوز کشوری ما در اواسط ماه گذشته صادر شد و با شماره ثبت جدید و عنوان مختصر شده «انجمن صنفی ویراستاران» به انجمن کشوری تغییر پیدا کردیم. بعد از سال‌ها، بالاخره ویراستاران نه تنها صاحب صنف شدند بلکه اکنون صنفی کشوری دارند.دیگر انجمن‌های زیر نظر وزارت کار هم برای این کار اقدام کرده‌اند؟
تا جایی که من اطلاع دارم چند انجمن دیگر نیز تا مرحله تصویب اساسنامه پیش رفته‌اند، اما انجمن ما اولین انجمن صنفی است که تغییر وضعیت داد و از شهر تهران به کشوری ارتقا پیدا کرد و ما اولین انجمنی بودیم که توانستیم این مجوز را بگیریم.

کشوری شدن برای انجمن ویراستاران چه محاسنی دارد؟
کشوری شدن این انجمن چند دستاورد مهم دارد؛ نخست اینکه طبق دستورالعملی که برای انجمن‌های فرهنگ، هنر و رسانه تدوین شده است، در صورتی که پنج انجمن همگن (از نظر همسویی نوعِ فعالیت) مجوز کشوری بگیرند، می‌تواند با هم «کانون فراگیر» را تأسیس کنند که این قدم مهمی برای انجمن‌های حوزه نشر است و تاکنون چنین امکانی وجود نداشته و اگر به این مرحله برسیم، باید انتظار اتفاقات خوبی را داشته باشیم؛ اما مهم‌ترین دستاورد ما ارتباطمان با فعالان نشر و ویرایش در کل کشور است، یعنی هر جای این کشور که ویراستاری باشد، می‌تواند به این انجمن متصل شود و در برنامه‌های آموزشی و پژوهشی و یافتن کسب‌وکار حضور داشته باشد؛ البته به برکت اینترنت و فضاهای مجازی. البته به صورت تفصیلی در شماره جدید خبرنامه انجمن چگونگی کشوری شدن انجمن را بیان کرده‌ایم.

انجمن برای کسب و کار ویراستاران خارج از پایتخت چه برنامه‌ای دارد، با توجه به اینکه فعالیت‌های نشر با رکود مواجه است؟
در خبرها و گفت‌وگوهایی که از سه سال پیش درگرفت، گروهی از فعالیت‌های فرهنگی، با همکاری وزارت ارشاد و وزارت کار، در زمره مشاغل خانگی قرار گرفت، از جمله ترجمه، ویرایش، نویسندگی، کارهای گرافیکی، فعالیت‌های نرم‌افزاری و بسیاری دیگر از مشاغل که به زعم این دو وزارت‌خانه می‌‌توانند در منزل کسب‌وکاری داشته باشند. وقتی موضوع را پیگیری کردیم دریافتیم که حتی جهاد دانشگاهی نیز به این طرح پیوسته است تا با برگزاری آزمون، ویراستارانی از چندین شهر و استان را جذب کند که در ویرایش مقالات علمی و پژوهشی ترجمه شده از انگلیسی به فارسی یا بالعکس همکاری کنند و جهاد دانشگاهی درصدد است محیطی برای کسب‌وکار آنان فراهم آورد. موضوع مهم‌تر اینکه بودجه‌ای نیز برای دادن وام به ویراستاران در دو وزارت‌خانه تخصیص داده شده بود که آنان بتوانند با گرفتن این وام ابزار اولیه مثل رایانه، پرینتر و اینترنت پرسرعت برای خود تهیه کنند و در منزل خود فعالیت کنند و اشتغال آنان بلامانع باشد؛ که البته این طرح در مقطع تخصیص وام باقی ماند و نشیندم که کسی وام آن را دریافت کرده باشد.
قصد ما هم این بوده است که تمرکز کسب‌وکار را از پایتخت به شهرهای دیگر سوق دهیم. در کلاس‌هایمان دیده‌ایم که توانمندی‌های قابل تحسینی در میان جوانان شهرهای دیگر هست که در کلاس‌ها یا همکاری (عضویت) این توانایی را شناسایی کردیم و برای دادن کار ویرایش، یا معرفی آنان به ناشران و پدیدآورندگان، و نیز تشویق آنان به نوشتن انواع مقاله و معرفی کتاب برای درج در مطبوعات تهران اقدام کرده‌ایم.

اما آیا فقط این سه ابزار برای ویراستاران کافی است؟
فکر کنم با طرح جدید «صیانت از حقوق کاربران» باید بگوییم دو ابزار! انجمن صنفی ویراستاران از ابتدای تأسیس تلاش کرده که ویراستارـ پژوهشگر پرورش بدهد و آنان را برای کارهای پژوهشی آماده کند. می‌دانید که ما در سال‌های اخیر با انبوهی نوشته‌های کم محتوا، بی‌محتوا، رونویسی‌های شتاب‌زده و خطاهای اطلاعاتی مواجه‌‌ایم، موضوعی که استادان دانشگاه‌ها و اهالی قلم نیز به این امر معترف‌اند. همین مشکلات اگر از دید ناشر دور بماند، مسئولیت بر ویراستار است که هم به پدیدآورنده (مترجم و نویسنده) و هم به ناشر این مشکلات را اطلاع بدهد. تشخیص اینکه متنی خطای اطلاعاتی دارد و از منابع درست یا نادرستی رونویسی شده، ارجاعاتش اشتباه است، پانویس‌های توضیحی لازم را ندارد، نشانی منابع را درست نداده، ضبط اسامی آن خطاست، فقط از طریق پژوهش ممکن است که مهم‌ترین راه پژوهش در سال‌های اخیر، فقط از طریق اینترنت و جست‌وجو در وبگاه‌های معتبر جهانی مثل دانشگاه‌ها، مراکز فرهنگی، کتابخانه‌های معتبر ممکن بوده است. اگر موضوع محدودیت استفاده از اینترنت جدی بشود ما با پس‌رفت دیگری در حوزه پژوهش مواجه خواهیم شد. علاوه بر آن، ارتباطمان با عزیزان شهرستانی که به صورت برخط در جلسات و کلاس‌هایمان حضور پیدا می‌کنند با دشواری مواجه خواهد شد. همین امسال نیز برای داشتن سامانه‌ای بدون مشکل که قطع نشود و بتواند کلاس‌ها را ضبط کند و…. با گرفتاری مواجه بودیم. سپردن کارها به ویراستاران و گرفتن کار از آنان از طریق فضاهای گوگل و جی‌میل و یاهو بوده است و حتی فضاهای واتساپ، تلگرام، اینستاگرام، فرصتی برای ارتباطمان با صنف ویراستاران و اعضایمان در سراسر کشور بوده که اگر این امکان را از دست بدهیم شاید کشوری شدنمان کارگشا نباشد و حتی نتوانیم برای رونق کارهای این صنف کاری کنیم. متأسفانه یک دلخوشی که می‌آید در پی آن یک مانع پدیدار می‌شود که حیرت‌زده می‌شویم و امیدمان را از دست می‌دهیم. به عبارتی، حکایت از چاله به چاه افتادن را پیش خواهد کشید.

به جز مشکل ارتباط با اعضا از طریق اینترنت و فراهم کردن کسب‌و‌کار برای آنان چه مشکل دیگری در انجمن دارید؟
باید بگویم همین یک مشکل ما را بس! البته که مشکلات دیگری هم داریم. وقتی برای کشوری شدن ما تصمیم‌گرفته شد، خوشحال بودیم که راهی برایمان باز شده، اما حالا که کشوری شده‌‌ایم حس می‌کنیم در برهوتی بدون قطب‌نما رها شدیم که برای پیدا کردن راه شمال و جنوب با مشکل مواجهیم. هزینه‌های کلانی که برای همین برگزاری مجمع مجازی و تصویب مدارک و ارسال آن برای ثبت شرکت‌ها و دادن پول‌هایی که هر روز تصاعدی بالا می‌رود تا تغییرات ما را در اداره ثبت به تأیید برساند، هزینه‌های روبه افزایش آگهی‌های روزنامه‌ها و نیرویی که گزارش‌های فصلی و سالیانه را ثبت و ضبط کند همان برهوتی است که در آن افتاده‌ایم. از طرفی، مجبور به اجرای تمام وظایف قانونی هستیم و از طرف دیگر، متولیانِ دادن مجوز به ما هیچ کمکی برای روی‌ پا ماندنمان نمی‌کنند. بارها رایزنی کرده‌ایم و هنوز به نتیجه نرسیده‌‌ایم. اگر از موانعی و مشکلاتمان بخواهم بگویم باید یک مصاحبه مفصل دیگری داشته باشیم تا به تک‌تک آنها اشاره کنم. اما این درددل انجمن ما نیست بلکه درددل همه انجمن‌هاست. ما برای اینکه در همان نقطه اول خودمان را نگه داریم دچار مشکل‌ایم و هر قدم که برمی‌داریم این مشکلات بیشتر می‌شود. مسائلی هم که از آسمان و زمین حادث می‌شود، قطع شدنی نیست. نمی‌خواهم با ناامیدی این گفت‌وگو را به پایان برسانم، می‌خواهم این اطمینان را بدهم که هیئت‌مدیره انجمن صنفی ویراستاران با تمام تلاش این انجمن را حفظ خواهد کرد و اگر همراهی و همکاری اعضای خود را بیشتر ببیند برای غلبه بر مشکلات مصصم‌تر خواهد بود.

این خبر به صورت کامل از وبگاه خبرگزاری ایبنا گرفته شده است.

هشتمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

هشتمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. در این شماره مطالبی درج شده از جلسۀ هیئت‌مدیره، کمیسیون آموزش و دوره‌های آموزشی، کمیسیون ویرایش و کمیسیون پژوهش؛ و مطالبی دربارۀ سئو و درست‌نویسی. در صفحۀ پایانی نیز مقاله‌ای معرفی شده است که خواندن آن به ویراستاران و مترجمان توصیه می‌شود.

برای دریافت خبرنامه روی پیوند زیر کلیک کنید.

هشتمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

هفتمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

هفتمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. در این شماره مطالبی داریم دربارۀ شیوه‌نامۀ ویرایش صوری کتاب‌های درسی و کمک‌درسی، اخبار کمیسیون‌ها، فرانکلین‌نامه، نرم‌افزارهای کتاب‌خوان و موفقیت اعضای انجمن.

برای دریافت خبرنامه روی پیوند زیر کلیک کنید.

هفتمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

 

«شیوه‌نامۀ ویرایش کتاب‌های درسی» رونمایی شد

همکاری انجمن صنفی ویراستاران با سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش در تدوین شیوه‌نامۀ کتاب‌های درسی

در پاییز ۱۳۹۹، دکتر حسن ملکی، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، پس از رایزنی با برخی صاحب‌نظران و استادان ازجمله رؤسای فرهنگستان زبان و ادب فارسی و انجمن صنفی ویراستاران شورایی در سازمان متبوع خود با عنوان «شورای عالی نگارش و ویرایش کتاب‌های درسی» تشکیل داد. در جلسات این شورا، علاوه‌بر برخی مقامات و کارشناسان سازمان پژوهش، استاد موسی اسوار، هومن عباسپور، مهدی قنواتی و فهیمه شانه به نمایندگی از فرهنگستان زبان و ادب فارسی و انجمن صنفی ویراستاران حضور یافته‌اند. تاکنون این شورا بیش از پنج جلسه تشکیل داده و نکات مهم این شیوه‌نامه بررسی و کارشناسی شده است. ویراست نخست این شیوه‌نامه، که مباحث صوری و رسم‌الخطی در آن درج شده، در تاریخ یکشنبه 23 خرداد در دفتر تألیف کتاب‌های درسی رونمایی شد.

گزارش این جلسه در وبگاه سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی درج شده که در اینجا عیناً آمده است.

کتاب «شیوه‌نامه ویرایش صوری» به‌عنوان مرجع ویرایش کتاب‌های درسی توسط دکتر حسن ملکی معاون وزیر آموزش و پرورش رونمایی شد.

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، این کتاب اولین کتاب در حوزه شیوه‌نامه نگارش و ویرایش صوری بوده که توسط سعید فرمانی و با نظارت سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و همکاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی به تألیف درآمده است.

سازمان و پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی قصد دارد با تدوین کتاب دستورالعمل برای ویرایش کتاب‌های درسی، نخستین و شاید مهم‌ترین گام در انسجام‌بخشی و ساماندهی تألیف کتاب‌های درسی گام بردارد.

گفتنی است این کتاب شامل 8 بخش نشانه‌گذاری، اعداد و ارقام، فهرست‌‌ها، کوته نوشت‌‌ها، شکل‌‌ها، ارجاع‌دهی‌‌ها، علائم ویرایش کاغذی و دستور خط می‌باشد. قرار است افزون بر کتاب‌های درسی، مرجع ویرایش دیگر منشورات سازمان اعم از کتاب‌های راهنمای معلم‌ها، نشریات رشد، کتاب‌ها و مکاتبات و… بر اساس این کتاب انجام شود.

تهیه این شیوه‌نامه پس از انتصاب دکتر حسن ملکی به‌عنوان ریاست سازمان پژوهش و طی برگزاری جلسات یکسال گذشته و تعامل با فرهنگستان زبان و ادب فارسی تسریع شد و اکنون حاصل برگزاری این جلسات در قالب شیوه‌نامه‌ای در اختیار علاقمندان امر قرار می‌گیرد. در شورای بررسی و تدوین این شیوه‌نامه که با ریاست دکتر حسن ملکی تشکیل شد، دکتر علی محبی، دکتر حسین سوزنچی، موسی اسوار، فهیمه شانه، مهدی قنواتی، هومن عباسپور، ملاحت نجفی عرب، سیداکبر میرجعفری و… نیز حضور داشتند.

پیام گلی امامی به دانشجویان دورۀ چهارم

با سلام و درود خدمت دانشجویان چهارمین دورۀ جامع نگارش و ویرایش انجمن صنفی ویراستاران و تک‌تک شما استادان و برگزارکنندگان؛ خادمین خاموشِ فرهنگ و نشر این مملکت.

بسیار خوشوقتم که پس از پنجاه و اندی سال تجربه در عرصۀ نشر، شاهد تشکل و فعالیت انجمنی هستم که هدفش پیشبرد آموزش و امور حرفۀ ویراستاری است؛ حرفه‌ای که سالیان، چه‌بسا حتی افرادی که کتاب می­­‌خواندند هم شناخت چندانی از آن نداشتند یا با اعضای آن آشنا نبودند؛ ولی خوشبختانه این روزها اهمیت ویراستاران متبحر در نشر شناخته شده و به‌طوری‌که می­‌بینیم در صفحۀ شناسۀ برخی کتاب‌­ها حتی نام ویراستار هم کنار مترجم یا نگارنده ذکر می­‌شود.

چه اتفاق خوشی که این دورۀ آموزشی، با استقبال مخاطبان و متقاضیان مواجه شده و انجمن برای پاسخگویی به این استقبال موفق شد به‌جای یک دوره، هم­‌زمان دو دوره را برگزار کند. این استقبال نتیجۀ درک عمومی جامعه از اهمیت پاکیزه‌­نویسی در آثار و ‌نوشته‌هاست که در سال­‌های اخیر به وجود آمده و موجب شده که در برابر فوج عظیمی از تولیدات کم‌محتوا و نادرست و مغلوط، گروهی نیز وارد عرصۀ نشر و تولیدات فرهنگی بشوند تا زبان فارسی را از خطر این آسیب‌ها حفظ کنند.

این دوره‌­ای که انجمن ویراستاران تدارک دیده با هدف آموزش نیروهای کارآمد و ویراستاران آگاه و بادانش است که بتوانند یاری‌رسان مترجمان، نویسندگان، ناشران و تمامی تولیدکنندگان محتوا به‌صورت کاغذی و غیرکاغذی باشند.

ویراستاری ترکیبی است از استعداد، فن، معلومات و تجربه، و البته ممارست.

از این موارد فقط فن را می‌­توان آموزش داد، بخش عمدۀ آن، که همانا هنر ویراستاری است، هنری که متکی بر شم زبانی، مهارت شخصی، دانش و توانایی فردی است و تنها با خواندن و باز هم خواندن به دست می‌­آید.

در این دورۀ هفت‌ماهه شما با کلیتی از آنچه یک ویراستار باید بداند آشنا خواهید شد، ولی پیشاپیش بگویم که این‌ها کلیات و آغاز راه است و تا وارد عرصۀ کار نشوید و مهارت‌­های کافی را کسب نکنید نمی‌­توانید در شغل ویراستاری موفق شوید. توصیه‌­ام به شما دوستانی که در این دوره شرکت می­‌کنید، آن است که دانش زبانی خود را تقویت کنید، گنجینۀ واژگانتان را با مطالعۀ کتاب­‌های خوب و نثرهای ماندگار تقویت کنید. خواندن و بازخوانی متون کهن را از یاد نبرید.

خبر خوش آن‌که انجمن صنفی ویراستاران فعالیتش کشوری شده و با امکاناتی که ازطریق فضای مجازی برقرار شده می­‌توانیم دانشجویانی از سراسر کشور داشته باشیم و ارتباطمان را با نشرهای استان­‌ها و شهرهای دیگر مستحکم کنیم. این دوره با همکاری مهم‌ترین مرکز آموزش ویراستاری، یعنی مرکز نشر دانشگاهی، و حمایت معنوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، و جهاد دانشگاهی برگزار می­‌شود. مطمئنم که استادان این دوره، که کارشناسانه انتخاب شده‌­اند و دلسوزانه برای آموزش شما تلاش می‌­کنند، بهترین‌­ها در آموزش ویرایش هستند و امیدوارم در پایان این دوره، همگی به جمع انجمن بپیوندید و با حمایتتان از این انجمن، به تقویت بنیۀ آن و ارتقای جایگاه ویراستاران کمک کنید.

حضورتان را در این دوره خیرمقدم می‌­گویم و برای تک‌تک شما آرزوی موفقیت می‌کنم.

گلی امامی

هشتم خرداد 1400

ششمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

ششمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. در این شماره خبرهایی داریم از مجمع ششم انجمن صنفی ویراستاران، تشکیل شورای عالی نگارش و ویرایش، گفت‌وگوی زندۀ اینستاگرامی آقای مهدی قنواتی با مجموعۀ ویراویراست و اخباری از فعالیت‌های کمیسیون‌ها.

برای دریافت خبرنامه روی پیوند زیر کلیک کنید.

 

ششمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

 

انجمن صنفی ویراستاران کشوری شد

ششمین مجمع انجمن صنفی ویراستاران روز یکشنبه 19 اردیبهشت 1400 با حضور ۱۱۵ تن از اعضای پیوستۀ انجمن به صورت برخط (آنلاین) و با هدف کشوری شدن برگزار شد. این انجمن که تنها تشکل صنفی ویراستاران در ایران است، پیش‌تر فقط مختص شهر تهران بود و اکنون به شکل سراسری و کشوری درآمد. این مجمع، که با حضور آقای اسکندری نمایندۀ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار شد، شامل دو بخش بود:

در ابتدای بخش اول جلسه، با اکثریت آرای حاضران سه تن از اعضای انجمن، خانم‌ها لیلا اثناعشری و مهشید نونهالی و آقای اشکان تقی‌پور، به سمت هیئت‌رئیسه انتخاب شدند تا جلسه را مدیریت کنند. در این جلسه، خانم مهناز مقدسی، دبیر انجمن، بندها و تبصره‌های افزوده بر اساسنامه و اصلاحیه‌های انجام شده را یکی‌یکی برشمرد و با راهنمایی آقای اسکندری، نمایندۀ وزارتخانه و شنیدن نظر اصلاحی برخی حاضران، موارد آن تصحیح شد. در پایان بخش اول جلسه، اساسنامۀ اصلاح‌شده به رأی گذاشته شد و با تصویب اکثریت مطلق حاضران به تصویب رسید. با تصویب اساسنامه، انجمن صنفی ویراستاران به انجمن کشوری تبدیل شد.

در بخش دوم، مجمع عمومی عادی برگزار شد و پس از انتخاب خانم‌ها مژگان صادقی، الهه عین‌بخش، لیلا مینایی، مهشید نونهالی و آقای اشکان تقی‌پور به سمت هیئت‌رئیسۀ مجمع، جلسۀ رسمیت یافت.

در آغاز بخش دوم، خانم گلی امامی، رئیس هیئت‌مدیرۀ انجمن صنفی ویراستاران، اعلام کرد که همه‌گیری بیماری کرونا، علاوه بر آثار سوء آن در کشور و جهان، سبب شد مجمع سالانۀ انجمن، به جای یک سال، پس از نوزده ماه برگزار شود. وی در ادامه گفت: «تشکیل انجمن سراسری برای ویراستاران، انجمنی که قاعدتاً می‌بایست خیلی سال پیش شکل‌ می‌گرفت، ولی به دلایل گوناگون این اتفاق نیفتاد، امروز با تلاش‌های فراوانی که انجام گرفته، به سرانجام رسید و شاهد این اتفاق فرخنده هستیم.»

خانم امامی از تلاش‌های هیئت‌مدیرۀ اول انجمن قدردانی کرد و در ادامه، اهم فعالیت‌های انجمن را از آذر ۱۳۹۸ برشمرد، از جمله برگزاری پنج دورۀ آموزشی؛ طراحی و راه‌‌اندازی وبگاه جدید؛ تلاش برای برخورداری از بیمۀ پایه و تکمیلی و دریافت بُنِ خرید کتاب در نمایشگاه مجازی کتاب؛ رفع مشکلات میان برخی ویراستاران و ناشران؛ تدوین ساختاری مناسب برای چرخۀ کار در کمیسیون امور ویرایشی و تربیت ویراستاران؛‌ انتشار پنج شماره خبرنامه؛ تدوین و انتشار یادنامه‌ای برای استاد اسماعیل سعادت و جشن‌نامه‌ای برای استاد احمد سمیعی (گیلانی)؛ پیشنهاد تعیین روز 11 بهمن، مصادف با زادروز استاد احمد سمیعی گیلانی، به‌عنوان روز ویراستار، و تلاش برای ثبت این روز در تقویم رسمی کشور؛ همکاری با مجلاتی چون جهان کتاب، نقد و بررسی کتاب تهران، و فصلنامۀ مترجم؛ تدوین متن اولیۀ رتبه‌بندی ویراستاران که کارشناسی آن از 1396 آغاز شده و تهیۀ پیش‌نویس تعرفۀ قیمت ویرایش، منطبق با رتبه‌بندی ویراستاران.

خانم امامی همچنین افزود: «متأسفانه در سال‌های گذشته این انجمن از فعالیت‌های داوطلبانۀ اعضا چندان بهره‌مند نشده، درحالی‌که نهادهای مردمی و صنفی به فعالیت‌ها و حمایت‌های داوطلبانۀ اعضای خود متکی‌اند تا بتوانند در قبال آن، مطالبات صنفی اعضای خود را پیگیری کنند؛ اما در این انجمن تعداد انگشت‌شماری در کنار ما بودند. امیدواریم با درک درستی که اعضای کنونی ما از اهمیتِ داشتنِ صنف به‌دست آورده‌اند، شاهد تلاش بیشتر آن‌ها باشیم.»

ایشان در پایان از زحمات مدیران انتشارات همیشه،‌ خانم مهناز مقدسی و آقای هومن عباسپور، تشکر کرد و گفت: «امیدوارم که این نهال ظریف که شکوفه زده به بار بنشیند و در سال‌های آتی شاهد ثمرهای بیشتر آن باشیم.»

سپس آقای اصغر مهرپرور، خزانه‌دار و عضو هیئت‌مدیره، گزارش مالی انجمن را شامل کل هزینه‌های انجمن در این نوزده ماه، و درآمدهای انجمن، بدهی‌ها و موجودی صندوق قبلی و فعلی را با ذکر ارقام بیان کرد و گفت با همت و همکاری و حمایت‌هایی که هیئت‌مدیره داشته‌اند نه تنها این مبلغ را به حداقل کاهش داده‌اند، که دارایی‌هایی نیز برای انجمن تهیه کرده‌اند و ادامه داد «با توجه به اینکه این انجمن تاکنون از هیچ ارگان و نهاد و سازمان دولتی و خصوصی‌ای حمایت مالی و هبه و هدیه دریافت نکرده، می‌توانید تأیید کنید که چقدر تلاش و زحمت برای این انجمن کشیده شده که بتواند هزینه‌های خود را پرداخت کند.»

خزانه‌دار انجمن در ادامه گفت: «تمام وظایف قانونی انجمن به‌موقع و با شفافیت انجام پذیرفته ولی متأسفانه سازمان امور مالیاتی درآمدهای حاصل از آموزش و ویرایش را، با وجود آنکه تماماً صرف هزینه‌های آن و اندکی هم صرف هزینه‌های جاری انجمن شده، مشمول مالیات دانسته و چون شفافیت به خرج داده بودیم و درآمدی را پنهان نکرده بودیم، متأسفانه هر نوع دریافتی را برای انجمن، به‌جز دریافتِ حق عضویت و کمک‌های نقدی (که البته ما نداشتیم)، به‌عنوان درآمد تلقی کرده و بدون درنظر گرفتن اینکه تمام درآمدِ آن برای امر آموزش صرف شده و طبق مفاد اساسنامه آموزش جزو وظایف اصلی انجمن تعیین شده، شرایط را برای انجمن بسیار سخت‌ کرده‌اند. اما در تلاش هستیم بتوانیم راهی برای نجات از این مشکل بیابیم.»

آقای مهرپرور در پایان، با اشاره به الفت و دوستی و شفافیت و صداقت حاکم بر انجمن، از حمایت‌های مدیران انتشارات همیشه که محل و امکانات و نیروهای خود را در اختیار انجمن گذاشته‌اند قدردانی کرد.

سپس آقای پیام شمس‌الدینی، بازرس انجمن، گزارش خود را خواند و گفت در دورۀ تصدی مسئولیت بازرسی شاهد تلاش‌ها و زحمات بی‌شائبه و بی‌دریغ تک‌تک اعضای اصلی و علی‌البدل هیئت‌مدیره بودم. وی گفت: «براساس گزارش‌های دریافتی و ملاحظۀ اسناد و مدارک دبیرخانه، هیچ‌گونه شکایت یا اعتراضی از شخص یا عضوی به انجمن ارسال نشده است و جز چند تن از اعضا که به علت پرداخت‌نکردن حق عضویت، از فهرست عضویت‌ها خارج شدند، تخطی یا اعتراضی به دبیرخانۀ انجمن ارسال نشده است.»

بازرس انجمن گفت: «در نهایت خوش‌اقبالی باید گفت که تمام دریافت و پرداخت‌ها شفاف بوده و هیچ‌گونه سوءاستفادۀ مالی و بدحسابی مشاهده نشد و جای تحسین دارد که اعضای هیئت‌مدیره با تمام همت خود تلاش‌کرده‌اند که از هرگونه هزینه‌های اضافی پرهیز کنند و تمام تلاششان این بوده که همۀ فعالیت‌ها با کمترین هزینه انجام پذیرد و برای توسعۀ فعالیت‌های انجمن از اعتبار خود و حتی تجهیز انجمن از طریق در اختیار گذاشتن امکانات شخصی خود دریغ نکرده‌اند و حتی اموالی نیز برای انجمن خریداری کرده‌اند و بر سرمایۀ انجمن افزوده‌اند و با وجود فشار اقتصادی سال گذشته و بالا رفتن هزینه‌ها، همچنان اندوختۀ اندکی را حفظ کرده‌اند.»

آقای شمس‌الدینی گفت: «متأسفانه سازمان امور مالیاتی کشور برای اندک‌درآمدی که انجمن از دوره‌ها داشته و مبالغی که برای استادان پرداخت کرده، مالیاتی تعیین کرده است که رقم آن برای انجمن، که درآمد جنبی ندارد، بسیار سنگین است. این موضوع باعث شده که اعتراضی از بخش مالی انجمن به ادارۀ مالیات تسلیم شود که منتظر پاسخ بررسی مجدد آن هستیم.»

آقای شمس‌الدینی در پایان گفت: «همان‌طور که در گزارش خزانه‌دار نیز ذکر شد، انجمن باید در آینده‌ای نزدیک بار مسئولیت مهم‌ترین حامی خود یعنی انتشارات همیشه را کمتر کند و از نظر تأمین مکان و نیرو به توانایی مالی و استقلال برسد و این کار ممکن نیست مگر اینکه نهادهایی چون وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که بر کشوری شدن این انجمن نظارت دارند و ارگان‌های فرهنگی، انجمن صنفی ویراستاران را حمایت جدی کنند. از اعضای انجمن نیز انتظار می‌رود که در این راه هیئت‌مدیره را یاری کنند.»

پس از قرائت گزارش‌ها، نوبت به رأی‌گیری برای انتخاب سالانۀ بازرس رسید که بر اساس این رأی‌گیری آقای پیام شمس‌الدینی مجدداً به سمت بازرس اصلی و خانم لیلا اثناعشری به سمت بازرس علی‌البدل انتخاب شدند.

این جلسه در ساعت پانزده و سی دقیقه پایان یافت.

اطلاعات برگزاری مجمع عمومی عادی و فوق‌العادۀ 1400

انجمن صنفی ویراستاران کشوری می‌شود.

با تلاش‌هایی که در انجمن صنفی کارگری ویراستاران شهر تهران انجام شد، مراحل تغییر وضعیت این انجمن به کشوری تسهیل گردید. پیرو تفاهم‌نامۀ منعقد‌شده میان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، انجمن‌های حوزۀ فرهنگ، هنر و رسانه، با ضوابط مجزا می‌توانند برای کشوری شدن و تشکیل کانون عالی اقدام کنند. براین‌اساس، در تاریخ یکشنبه 19 اردیبهشت (ساعت 11) مجمع فوق‌العاده (برای تبدیل وضعیت به کشوری) و متعاقب آن مجمع عمومی عادی (ساعت 12) برای دادن گزارش هیئت‌مدیره، خزانه‌دار، بازرس و سپس انتخاب بازرس اصلی و علی‌البدل برگزار می‌شود.

مجمع فوق به‌صورت مجازی برگزار خواهد شد و لازم است اعضای محترم انجمن، پیش از برگزاری مجمع، اطلاعات و مطالبی را که از دبیرخانۀ انجمن ارسال می‌شود ملاحظه و مطالعه کنند.

در این بخش از وبگاه، تا زمان برگزاری مجمع، اطلاعاتی قرار داده خواهد شد که لازم است اعضای انجمن مستمر به این قسمت مراجعه کنند و آن را ملاحظه کنند.

توجه ویژه

* اساسنامۀ انجمن صنفی ویراستاران (جدید) برای مطالعه در این قسمت (به‌صورت متن و تصویر) گذاشته شده است. در شکل تصویری (پی‌دی‌اف) قسمت‌های افزودۀ کارشناسان انجمن بر اساسنامۀ مصوب وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی رنگی شده است که قابل تفکیک و تشخیص باشد، لذا توصیه می‌شود متن تصویری (پی‌دی‌اف) را دانلود کنید و اعلام نظرهایتان فقط محدود به بخش‌های رنگی‌شده باشد و از اصلاح بخش‌های رنگی‌نشده چشم‌پوشی کنید.

 

* اعضای محترمی که مایل‌اند در انتخابات بازرس نامزد بشوند لازم است وظایف و شرایط بازرس را در متن قرارداده‌شده در این بخش ملاحظه کنند و، در صورت تمایل، درخواست مکتوب و برگۀ معرفی خودشان را در موعد مقرر به رایانامۀ انجمن بفرستند.

* حضور در مجمع منوط به اعلام شمارۀ تلفنی است که به شبکه‌های اجتماعی متصل شود و افراد بتوانند در روز مجمع وارد لینک ارسال‌شده از سامانه شوند. نکات آموزشی حضور در مجمع به‌زودی در اینجا قرار داده خواهد شد. لذا تجهیزات لازم برای حضور در مجمع را پیش‌تر فراهم کنید، از جمله داشتن تلفن همراه هوشمند یا دستگاه رایانه‌ای که تصویر و صوت را دریافت و ارسال کند (ترجیحاً لپ‌تاپ)، اتصال به اینترنت پرسرعت برای ارتباط بدون مشکل.

 

اطلاعیه به اعضای انجمن برای آگاهی از مراحل حضور در مجمع عمومی عادی و فوق‌العاده

اساسنامۀ کشوری (جدید)

 متقاضیان انتخابات بازرس

وظایف بازرس (طبق اساسنامه)

معرفی نامزدهای انتخابات بازرس به ترتیب الفبا 

گزارش هیئت‌مدیره به مجمع عمومی عادی انجمن صنفی ویراستاران

گزارش مالی انجمن صنفی ویراستاران

 

آگهی دعوت به مجمع عمومی عادی سالیانه و مجمع فوق‌العادۀ انجمن صنفی کارگری ویراستاران شهر تهران

آگهی دعوت به مجمع عمومی عادی سالیانه و مجمع فوق‌العادۀ انجمن صنفی کارگری ویراستاران شهر تهران

(شمارۀ ثبت ۷۳۵-۱/۳-۷ ، شناسۀ ملی ۱۴۰۰۷۲۱۲۵۵۰)

 

بدین‌وسیله از اعضای انجمن صنفی ویراستاران دعوت می‌شود که در جلسۀ مجمع فوق‌العاده رأس ساعت ۱۱ و مجمع عمومی عادی سالیانه رأس ساعت ۱۲ در تاریخ یکشنبه ۱۹ اردیبهشت حضور یابند. نشانی: خ. صابونچی، کوچۀ دهم، پ ۴، واحد ۱، اطلاعات بیشتر دربارۀ نحوۀ برگزاری را در  وبگاه www.anjomanvirastar.ir ملاحظه کنید.

 

دستور جلسۀ مجمع فوق‌العاده

۱) اصلاح عنوان اساسنامۀ انجمن مبنی بر تغییر حوزۀ فعالیت از شهر تهران به سراسری

۲) تصمیم‌گیری برای مبلغ ورودیه و حق عضویت سالیانه

۳) تصمیم‌گیری دربارۀ اطلاع‌رسانی برای مجامع

دستور جلسۀ مجمع عادی

 ۱) استماع گزارش عملکرد هیئت‌مدیره

 ۲) استماع گزارش یک‌سالۀ مالی انجمن

 ۳) استماع گزارش بازرس قانونی

 ۴) برگزاری انتخابات بازرس اصلی و علی‌البدل انجمن

۵) سایر مواردی که در صلاحیت مجمع عمومی عادی باشد. 

 

توجه: به‌سبب شیوع بیماری کوید-۱۹ جلسۀ مجمع به‌صورت مجازی برگزار خواهد شد. نحوۀ شرکت در مجمع و برگزاری انتخابات به‌زودی از همین راه ارتباطی به اطلاع اعضای انجمن خواهد رسید.

 

 

هیئت‌مدیره

گلی امامی، اصغر مهرپرور، هومن عباسپور، مهدی قنواتی، مهناز مقدسی

پنجمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

پنجمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. در این شماره گزارش یک‌سالۀ کمیسیون‌ها و فعالیت‌های انجمن در سال 1399، خبرهایی از موفقیت اعضا را خواهید خواند.

 

برای دریافت خبرنامه روی پیوند زیر کلیک کنید.

پنجمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

 

گزارش کمیسیون آموزش در سال ۱۳۹۹

به سبب تغییر در شکل برگزاری دوره‌های آموزشی، از حضوری به برخط، چندین نشست و جلسه برای هماهنگی‌های با استادان و سامانه‌های متعدد برگزار شد. در سال ۱۳۹۹، در مجموع سه کارگاه و یک دورۀ آموزشی برگزار شد که گزارش آن به شرح زیر است:

کارگاه آموزش مجازی مبانی ویرایش و درست‌نویسی» نخستین کارگاه برخطی بود که در ۳۰ تیرماه با تدریس آقایان مهدی قنواتی و سجاد سرگلی و با همکاری مؤسسۀ سیناوب برگزار شد. گواهی گذراندن این دوره نیز به دانش‌آموختگان دوره داده شد.

 

 

 

برگزاری «نخستین دورۀ آموزش نگارش و ویرایش متون کودک و نوجوان» از مهم‌ترین فعالیت‌های آموزشی انجمن طی سال ۱۳۹۹ بود که طراحی این دوره از سال ۱۳۹۷ آغاز شد و طی جلسات متعدد با کارشناسان حوزۀ کودک و نوجوان و حک و اصلاحات فراوان، به همت آقای مهدی قنواتی و خانم فهیمه شانه طراحی آن به پایان رسید. در تیرماه ۱۳۹۹ نیز نشستی با استادان این دوره دربارۀ میزان مطالب درسی و تعداد ساعات کلاس‌ها برگزار شد. با توجه به همکاری‌های پیشین با انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان، تصمیم‌ گرفته شد که این دوره با همکاری آن انجمن و نیز حمایت مادی و معنوی تعدادی از ناشران و مراکز فرهنگی به اجرا درآید. دورۀ نگارش و ویرایش متون کودک و نوجوان، هم‌زمان با هفتۀ کتاب، در تاریخ  ۱۷ آبان ۱۳۹۹ با حضور دانشجویانی از سراسر کشور آغاز شد و در ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ به پایان رسید. از نکات جالب در این دوره حضور شرکت‌کنندگان از ۱۲ شهر بود که در نوع خود کم‌نظیر است.

 

دورۀ آموزشی دیگری که انجمن برگزار کرد به سفارش مؤسسۀ فرهنگی معراج گل‌گهر سیرجان بود که از ۴ بهمن تا ۱۸ اسفند برگزار شد و در این دوره ۴۲ دانشجو طی ۱۰ جلسه با کلیات و مبانی ویرایش صوری و زبانی آشنا شدند. در این کارگاه دانشجویان با قواعد نشانه‌گذاری، معیارهای رسم‌الخط صحیح بر مبنای دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی و قواعد ویرایش زبانی و مکاتبات اداری آشنا شدند.

 

 

آخرین دورۀ برگزارشده در سال ۱۳۹۹ «کارگاه ویرایش رایانه‌ای و صفحه‌آرایی» بود که با تدریس آقای سعید احمدی از ۲۰ بهمن تا ۱۸ اسفند برگزار شد. در این دوره دانشجویان با ویرایش رایانه‌ای متن، انتخاب‌قلم فواصل و ابعاد متن، استفاده از استایل و تیتر‌بندی در متن آشنا شدند.

 

ایرج افشار و کشاکش او با شماری بر سر «سنت» و «تجدد» در کتابداری ایران

ایرج افشار

و کشاکش او با شماری بر سر «سنت» و «تجدد» در کتابداری ایران

 

عبدالحسین آذرنگ

 

استاد روان‏شاد ایرج افشار(۱۶ مهر ۱۳۰۴ ـ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹) را معمولاً از کتابداران بزرگ، از استادان کتابداری و کتاب‏‌شناسی، و مدیر یکی از بزرگ‌‏ترین کتابخانه‌های کشور می‌شناسند، جدا از تبحرهای دیگر او در رشته‌های دیگر، یا اشتهار بین‏‌المللی‌‏اش در عرصۀ ایران‌‏شناسی، و معروفیتش در زمینۀ انتشار کتاب‌ها و نشریه‌های بی‌‏شمار. اما کسانی که بیرون از حوزۀ کتابداری هستند، شاید باخبر نباشند که او با چه چالش‌هایی در همین حوزه، و با چه کش‌مکش‌هایی با شماری از کتابداران، و با چه اختلاف‌دید‌هایی بر سر مسائل کتابداری ایران روبه‌رو بوده است. در این نوشته، که صرفاً بر مشاهدات مستقیم و اطلاعات شخصی نویسندۀ این مقاله مبتنی است، سابقه‌ای و شَمه‌ای از معرکۀ چالش‌ها را بر سر سنت و تجدد در کتابداری ایران، که استاد افشار هم در میانۀ آن گرفتار بود، با خوانندگان در میان می‌گذارم.

از سال‌های نخستین دورۀ دانشجویی با آثار استاد افشار آشنا شدم. در ۱۳۵۲ که تحصیلات دورۀ فوق‌‏لیسانسم را در رشتۀ علوم کتابداری و اطلاع‏‌رسانی آغاز کردم، شماری از استادان به‌‏صورت فنی‌‏تری فعالیت‌ها و آثار استاد افشار را نقد و بررسی و توجه دانشجویان را فقط به جنبه‌های «منفی» کار او جلب می‌کردند. به این جنبه‌ها و دیدگاه‌های آنان در این باره اشاره می‌کنم.

از سال ۱۳۵۱ در مؤسسۀ انتشارات فرانکلین به کار مشغول شده بودم. شادروان کریم امامی، مدیر بخش ویرایش آن مؤسسه و مدیر مستقیم‌‏ام، وقتی باخبر شد که در دورۀ فوق‏‌لیسانس به تحصیل مشغولم، روزی مرا به دفترش خواند و متن حروف‌چینی‏‌شدۀ جلد سوم فهرست مقالات فارسی (تهران: کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۵) استاد افشار را که روی میز کارش بود، به من نشان داد. اندکی بعد شادروان هرمز وحید، مدیر شاخۀ تولید فنی فرانکلین، به او پیوست. آن دو به من گفتند که همکاران با نکته‌هایی فنی در این کتاب روبه‌‏رو شده‌‏اند که از آن‌ها سر درنمی‌آوردند. از من خواستند مسئولیت نظارت بر چاپ آن را به عهده بگیرم. این سبب شد که نخست از طریق تلفن پرسش‌هایی را دربارۀ آن کتاب در دست چاپ با استاد افشار در میان بگذارم، به مشخصات شماری مقاله که در فهرست از قلم افتاده بود اشاره کنم، سپس به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، محل کار استاد افشار، بروم و پرسش‌هایی را بی‏‌واسطه با خود او در میان بگذارم. این، آغاز آشنایی مستقیم با استاد ایرج افشار بود.

شماری از کسانی که در حوزۀ علوم کتابداری تحصیل کرده و متخصص شده بودند، و از نزدیک با آن‌ها آشنا شده بودم، از مقوله‏‌ای به نام «کتابداری نوین / جدید» در برابر «کتابداری سنتی / قدیم» سخن می‌گفتند، یا گاه این دو را در برابر هم قرار می‌دادند، یا در تعارض و تقابل با هم می‌دیدند. این‌ها از مخالفان روش استاد افشار در کتابداری و شیوۀ مدیریت او در کتابخانه بودند. کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران را به قلعه‏‌ای قرون‌‌وسطایی تشبیه می‌کردند که کتابدارِ تحصیل‏‌کرده به آن راه ندارد. اعتقاد داشتند کتابخانه‌ها، به‏‌ویژه کتابخانه‌های دانشگاهی، باید به شیوۀ دیگری، و با همکاری افراد تحصیل‏‌کرده در رشتۀ کتابداری اداره شود. تقریباً هر آنچه در کتابخانه‌های دانشگاه تهران می‌گذشت، با انتقادهای آن‌ها، به‌‏ویژه از جنبه‌های فنی، روبه‌‏رو بود. افزون بر این‌ها، شیوۀ کار استاد افشار در کتاب‌‏شناسی‌ها و فهرست‌هایی که منتشر کرده بود، یا مطالبی که دربارۀ کتابداری نوشته بود، یا نشریه‌هایی که در این باره انتشار داده بود، از انتقاد مصون نبود. انگار دو جبهۀ رودررو تشکیل شده باشد، کتابداران «سنت‏‌گرا» از یک‌‏سو به زعامت استاد افشار، و کتابداران «مدرن» به زعامت استادان کتابداری و شماری از سران انجمن کتابداران از سوی دیگر؛ و نبرد بر سر این نکته درگرفته بود که کدام دیدگاه، اصول، نظام، شیوه، طرز عمل و جز آن علمی قلمداد می‌شود، و کدام غیرعلمی و منسوخ. در محیط و فضایی که من درس می‌خواندم، در همان سال‌هایی که گفتم، جوّ حاکم مخالف استاد افشار بود. از میان استادان کتابداری و اطلاع‏‌رسانی تا جایی که شاهد بوده‏‌ام و به‏‌خاطر دارم، جز دو تن، بقیه مخالف یا منتقد او بودند. خانم نوش‏‌آفرین انصاری (محقق)، مدیر گروه علوم کتابداری دانشگاه تهران و از سران اصلی انجمن کتابداران ایران، با نظر مساعد به‏ شماری از فعالیت‌های استاد افشار می‌نگریست، و دکتر محمدحسین دانشی، استاد و نخستین ترویج‏‌گر علم اطلاع‌‏رسانی در ایران، معتقد بود که فعالیت‌ها و آثار استاد افشار در حوزۀ اطلاع‏‌رسانی قرار می‌گیرد. او حاصل و نتایج کار استاد افشار را می‌ستود و وی را «اطلاع‌‏رسان» بزرگی می‌دانست که البته به شیوۀ خود کار می‌کند، نه به روش مقبول اطلاع‌‏رسانان حرفه‌‏ای. دکتر دانشی مخالفت سران کتابداری را با استاد افشار، تا جایی که من شاهد بوده‌‏ام، ناروا می‌دانست. بااین‏‌حال، او دست به قلم نبرد و سهم خاص استاد افشار را در اطلاع‏‌رسانی ایران تحلیل و معرفی نکرد. بااین‏‌حال، نظر دکتر دانشی توجه مرا در آن زمان به جنبه‌‏ای از فعالیت استاد افشار جلب کرد که به‏‌عمد، یا به سهو و غفلت نادیده گرفته می‌شد. از آن پس بود که با نگاه دیگری به فعالیت‌های استاد افشار نگریستم و به نتیجه‌های دیگر رسیدم که داوری‌ام را از داوری اکثر هم‏‌دوره‌هایم در دانشگاه تهران متفاوت کرد.

ناگزیرم قدری با تفصیل به نکته‌‏ای دیگر اشاره کنم، زیرا نتیجه‌‏ای که می‌خواهم از آن بگیرم، بدون توضیح این مقدمات نامفهوم خواهد بود. از سال دوم تحصیل در دورۀ فوق‏‌لیسانس، جزو مدرسانی شدم که از سوی انجمن کتابداران به شهرهای مختلف سفر می‌کردند ــ البته شهرهای دانشگاهی ــ و شیوه‌های جدید کتابداری را در دوره‌های کوتاه‏‌مدت، آموزش می‌دادند. در شهرهای تهران، اصفهان، اهواز و تبریز در همان دوره‌های آموزشی کوتاه‌‏مدت اصول چاپ و نشر تدریس می‌کردم، با برنامه‌‏ریزان، مدیران و مدرسان دوره‌ها در تماس بودم و با دیدگاه‌ها و روش‌هایی که باید تدریس و ترویج می‌شد، لاجرم از نزدیک آشنا شدم. در ضمن، مدیران انجمن کتابداران ایران که ما را برای تدریس به شهرهای مختلف می‌فرستادند، از ما می‌خواستند کتابخانه‌های دانشگاه‌ها را بازدید فنی کنیم، با مدیران کتابخانه‌ها و کتابداران مؤثر و باسابقه به گفت‏‌وگو بنشینیم، مسائل و مشکلات را دریابیم، و نتیجه را طی گزارشی یا یادداشتی به آگاهی انجمن برسانیم. مدرسانی که فعال‌‏تر، باانگیزه‌‏تر، کنجکاوتر، یا علاقه‏‌مندتر بودند، وقت می‌گذاشتند و از کتابخانه‌های عمومی شهرها هم بازدید می‌کردند، یا با شمار بیشتری از کتابداران شهرستان‌ها به گفت‏‌وگو می‌نشستند و نتیجه را به انجمن گزارش می‌دادند. انجمن از این طریق اطلاعات دست اول و فنی‏‌تری دربارۀ کتابخانه‌های دانشگاهی و عمومی شهرها، و نیز دربارۀ کتابداران اصلی آن کتابخانه‌ها به دست می‌آورد، و می‌کوشید در راه برطرف ساختن مشکلات و ارتقای فعالیت‌های آن‌ها گام بردارد. خود من از تک‏‌تک کتابخانه‌های دانشکده‌های دانشگاه‌های اصفهان، اهواز و تبریز بازدید کردم، با شماری از کتابداران آن‌ها به گفت‏‌وگو نشستم، و نتیجه‏‌گیری و جمع‌‏بندی مشاهداتم را هم نوشتم و هم با انجمن در میان گذاشتم‏. انجمن حتی با رؤسای دانشگاه‌ها وارد گفت‌وگو شد و برای برطرف شدن مشکلات کتابخانه‌های آن‌ها پیشنهادهای لازم را ارائه داد. برای مثال، رئیس دانشگاه تبریز در ۱۳۵۴ و در پی برگزاری دورۀ آموزش انجمن در دانشگاه تبریز، اظهار علاقه کرد که با مسئولان انجمن کتابداران ایران دیدار و گفت‏‌وگویی داشته باشد و نظر و پیشنهادهای انجمن را شخصاً بشنود. انجمن از من خواست همراه دو ـ سه تن از سران انجمن در نشست شرکت کنم و مشاهدات عینی‏‌ام را از کتابخانه‌های دانشگاه تبریز به اطلاع او برسانم. این کار را کردم، و آنچه کاستی و نقص فنی در کتابخانه‌های دانشگاه تبریز دیده بودم، بی‏‌پرده در میان گذاشتم. سران انجمن در گفت‏‌وگو با رئیس دانشگاه تبریز، و پس از بیان مشاهداتم، از او خواستند که رئیس کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تبریز را، که رشتۀ اصلی‌اش کتابداری نبود، عوض کند، به‏‌جای او یکی از تحصیل‏‌کردگان کتابداری را بگذارد، و با ترویج اصول و موازین کتابداری نوین در کتابخانه‌های دانشگاه تبریز موافقت کند. در ضمن انجمن آمادگی خود را برای همکاری در این زمینه اعلام کرد. جدا از اینکه این پیشنهادهای انجمن با موافقت او روبه‏‌رو شد یا نشد، و جدا از این‏که آن نشست دور از تنش هم نبود، غرضم از بیان این نکات فقط اشاره به این نکته است که اگر سران انجمن می‌توانستند با رئیس دانشگاه تهران وارد گفت‌وگو شوند، و مجال می‌یافتند که دربارۀ کتابخانه‌های دانشکده‏ای و رئیس کتابخانۀ مرکزی آن دانشگاه اظهارنظر کنند، بی‏‌تردید دربارۀ تعویض رئیس آن کتابخانه هم گفت‌‏وگو می‌کردند.

استاد افشار از مخالفت‌ها و انتقادهای سران انجمن و شماری از متخصصان کتابداری به‏‌خوبی باخبر بود. او در دیدارهای خصوصی به این نکته اشاره می‌کرد، و به گوش خودم از زبان او بارها و بارها ‏شنیدم. او در سازمان‏دهی کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران از یک متخصص امریکایی به نام پاتریک مارتینز کمک گرفت. همسر مارتینز ایرانی و متخصص کتابداری بود. نظر استاد افشار این بود که آن کتابخانه به تجهیزات، تأسیسات و روش‌های جدید مجهز شود، و نیروهای انسانی غیرمتخصص آن کتابخانه از راه آموزش حین کار، در شاخه‌های مختلف فعالیت کتابخانه تخصص بیابند، و به این ترتیب کتابخانه بی‏‌آنکه به فارغ‌‏التحصیلان رشتۀ کتابداری نیاز داشته باشد، بر اساس موازین جدید بچرخد. این سیاست مدیریتی او موجب شد که کارکنان کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه‌های وابسته به آن، در سپهری کاملاً جدا از فضایی قرار بگیرند که با فعالیت‌ها و نظارت‌های انجمن کتابداران ایران، نهادهای ترویج‏‌گر کتابداری جدید، و گروه‌های آموزشی در دانشگاه‌ها و مدارس عالی شکل گرفته بود. روش خاص مدیریت استاد افشار، که روشی تحکّمی و در آن زمان انتقادناپذیر بود، آن فاصله و اختلاف را تشدید می‌کرد. شخصاً به این جنبه به‌‏خوبی واقف بودم، و از این‏‌رو باآنکه استاد افشار از من دعوت کرد به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران بپیوندم و مسئولیتی را در آنجا به عهده بگیرم، این لطف و اعتماد او را نپذیرفتم. بااین‏‌حال، به‌‏رغم آنکه روش استاد افشار را در مدیریت کتابخانه، و در شیوۀ مدیریت به‌‏طورکلی نمی‌پسندیدم، اما اختلاف دو جناح را، و انتقادهای خارج از عرف و گاه نابه‏‌حق از استاد افشار و همگنانش را، اصلاً به سود کتابداری ایران نمی‌دانستم. به‏‌رغم عضویتم در انجمن کتابداران و تدریس در دوره‌های آموزشی آن انجمن، به استاد افشار نزدیک و نزدیک‏تر شدم. تسلط او به قلمرو ایران‌‏شناسی و کتاب‏شناسی و شناخت منابع فارسی، آشنایی گسترده‌‏اش با فرهنگ ایرانی و جامعه‌های فارسی‏‌زبان، و نیز برخی دیگر از توانایی‌هایش، مرا به فعالیت‌های گسترده و متنوع او علاقه‌‏مند می‌کرد. شناخت، دانش، مناسبات فرهنگی و توانایی‌های دیگری که او در جمع بود، در هیچ‏‌یک از سران کتابداری ایران نبود، و حوزه‌هایی که استاد افشار به آن‌ها علاقه نشان می‌داد، به‏‌ویژه مسائل بومی و فرهنگی، در حوزۀ آنان قرار نداشت. گذشت زمان و آثاری که از همۀ اینان برجای مانده، اکنون بهترین گواه زنده است و به‌‏خوبی نشان می‌دهد کی مرده و از یادها رفته، کی زنده و در یادهاست.

در مهرماه ۱۳۵۴ فارغ‌‏التحصیل شدم و اندکی بعد به عضویت هیئتی درآمدم که بر شاخۀ انتشارات مرکز اسناد فرهنگی آسیا، وابسته به یونسکو، نظارت می‌کرد، مرکزی که مدیریت آن با دکتر چنگیز پهلوان بود، مدیری باهوش، توانا، فرهیخته و بسیار علاقه‏‌مند به انتشار منابع فرهنگی. برای تدوین و انتشار چند اثر به سراغ استاد افشار رفتیم و همکاری او را با آن مرکز و نیز نظر مشورت‌ی‏اش را خواستار شدیم. این بار از سوی مرکز اسناد فرهنگی آسیا با او در تماس رسمی قرار گرفته بودم. استاد افشار متوجه بود که هیئت ناظر بر فعالیت‌های مرکز اسناد فرهنگی آسیا، فارغ از دسته‌‏بندی‌ها و موضع‏‌گیری‌ها می‌اندیشد. او کتابداران تحصیل‏‌کرده‏ای را که از رویارویی جناح‌ها دوری می‌کردند و به زمینه‌های مورد علاقۀ وی توجه نشان می‌دادند، در جرگۀ دوستان و همکاران خود قرار می‌داد. به گمانم پس از همین تماس رسمی و همکاری جدید بود که استاد افشار مرا در سلک دوستانش قرار داد و اندک‏‌اندک از مسائل مختلف با من بی‏‌پرده سخن گفت، و به این ترتیب توانستم از تحلیل‌ها و دیدگاه‌های او بی‏‌واسطه آگاه شوم.

از استاد افشار خواستم طی گفت‌‏وگوهایی نظرش را دربارۀ مسائل کتابداری و کتاب‌‏شناسی در ایران به‌‏صراحت بیان کند. پس از قدری گفت‌‏وگو، او سرانجام با برگزاری سلسله گفت‏‌وگویی با «کتاب‏‌شناسان بزرگ» موافقت کرد، با کسانی که کتابداران جدید و متخصص، آن‌ها را «کتابدار یا کتاب‏‌شناس سنتی» می‌نامیدند. نخستین گفت‏‌وگو با استاد محمدتقی دانش‏‌پژوه در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران برگزار شد. متن این گفت‏‌وگو منتشر شده است (راهنمای کتاب، سال ۲۱، ش ۳-۴، خرداد و تیر ۱۳۵۷، ص ۲۴۰-۲۸۱). گفت‏‌وگوی بعد با خود استاد افشار بود که بعداً به آن اشاره می‌کنم. به نشست گفت‏‌وگو با استاد دانش‌‏پژوه، این دو تن را دعوت کردم: دکتر محمدحسین دانشی، که پیش‏تر معرفی شد، و فرخ امیرفریار، از جوانان تحصیل‏‌کردۀ کتابداری که از دیدگاه نسل جوان این حوزه به مسائل نگاه می‌کرد، و چند سال بعد به یکی از کتاب‏‌شناسان فعال تبدیل شد. هدفم از دعوت این دو این بود که میان دیدگاه‌های مختلف، به‌‏ویژه از دو منظر سنت و تجدد، بحث دربگیرد. استاد افشار هم سه تن را به آن نشست دعوت کرد: استاد عباس زریاب خوئی، تاریخدان و کتاب‏‌شناس و از کتابداران سابق کتابخانۀ مجلس سنا؛ استاد علی‌نقی منزوی، پژوهش‏گر و کتاب‌‏شناس؛ استاد عبدالله نورانی، روحانی نواندیش، کتاب‏‌شناس و مؤلف. جمعاً هفت تن در نشست حضور یافتیم و بحث داغی در میان حضّار درگرفت که متن خلاصه‏‌شدۀ آن در بیش از ۴۰ صفحه چاپ شده است.

در صفحۀ ۲۵۲ متن گفت‌‏وگو در همان نشریه و چند صفحۀ بعد، بحث دربارۀ روش رده‏‌بندی در کتابخانه‌ها آمده است. استاد افشار روش‌های جدید رده‏‌بندی را برای کتابخانه‌های ایران اجتناب‏‌ناپذیر دانست. اما به‏‌رغم او، دوست دیرین و همکارش استاد دانش‌‏پژوه سامانۀ رده‏‌بندی دیوئی را «هشلهفت» و سامانۀ رده‏‌بندی کنگرۀ امریکا را برای رده‌‏بندی منابع ایرانی و اسلامی ناکارآمد خواند (ص ۲۵۴-۲۵۶) و در این داوری‌اش حتی از کاربرد الفاظ تند هم فروگذار نکرد. استاد افشار با اشاره به تحولات و اقتضای زمان، با نظر استاد دانش‏‌پژوه به مخالفت برخاست، سامانه‌های بسته را که به مراجعان اجازۀ دسترسی مستقیم به کتاب نمی‌دهد و استاد دانش‏‌پژوه مدافع آن بود، غیرقابل قبول دانست (ص ۲۵۶-۲۵۷). پس از آن، بحث حاضران به سمت مسائل فهرست‌‏نگاری و کتاب‏‌شناسی و سپس به مسائل اطلاع‌‏رسانی و فناوری‌های جدید اطلاعاتی و آشتی‏‌دادن سنت‌های قدیم با روش‌های جدید در عرصۀ کتاب و اطلاعات پیش آمد. در اینجا هم استاد افشار در برابر دیدگاه‌های سنت‏‌گرایانۀ استاد دانش‌‏پژوه، از ضرورت روش‌های جدید برای گردآوری و سازمان‏دهی اطلاعات دفاع کرد (ص ۲۶۷-۲۶۸). نگاه مدرن در همین گفته‌های او آشکار است، نگاه مسئولانۀ مدیر کتابخانه‏‌ای که متوجه تحولات و فناوری‌های جهانی است، اما دستگاه‌ها و سامانه‌های دولتی وقت را به باد انتقاد می‌گیرد و آن‌ها را ناآشنا با تحولات و بی‏‌علاقه و ناکارآمد می‌خواند (ص ۲۶۸-۲۶۹). او از بیداری عمومی سخن می‌گوید، از آگاهی و هشیاری به فرهنگ بومی و ملی که در برابر هجوم کرگدن‏‌وار تکنیک غرب پایمال نشود؛ ضمن اینکه آنچه لازم و اجتناب‏‌ناپذیر است، از غرب اخذ و اقتباس کند، مانند فنون جدید ادارۀ کتابخانه‌ها (ص ۲۷۱-۲۷۳). استاد افشار صراحتاً می‌گوید که تکنیک غرب را باید در خدمت سنت گرفت (ص ۲۷۶)، آنچه از سنت‌های ایرانی و اسلامی لازم است، باید محفوظ بماند (ص ۲۸۰) و راهی پیدا شود که سامانه‌های قدیم و سنتی ایرانی را به کسانی بشناساند که تکنیک‌های جدید غرب را می‌شناسند، به تکنیسین تبدیل شده‌‏اند، اما با سنت و فرهنگ خود بیگانه‏‌اند (ص ۲۸۰-۲۸۱). استاد افشار، تسلط این‏گونه افراد را بر کتابخانه‌ها خطرناک می‌دانست، و همین دیدگاه او بود که میان او و کتابداران تحصیل‏کردۀ جدید فاصله می‌انداخت و تقابل ایجاد می‌کرد. نشست گفت‌‏وگو با استاد دانش‏‌پژوه با همین نکته‌ها پایان یافت.

از این گفت‏‌وگو چند ماهی نگذشته بود که انقلاب ۱۳۵۷ در ایران روی داد، اوضاع‌‏واحوال به‌‏کلی تغییر کرد، و برای ادامۀ نشست‌هایی که برنامه‌ریزی شده بود، آمادگی دیده نمی‌شد. سرانجام پس از دیدارها و گفت‏‌وگوهایی، استاد افشار موافقت کرد تا دومین نشست گفت‌‏وگو با خود او برگزار شود. این نشست در آبان‏ ماه ۱۳۵۸، تقریباً نُه ماه پس از انقلاب، در دفتر کار او در موقوفات پدرش دکتر محمود افشار یزدی برگزار شد. استاد افشار از مدیریت کتابخانۀ مرکزی دانشگاه استعفا داده و از دانشگاه بازنشسته شده بود. چند تن را، و هر کدام را به دلیل خاصی، به این نشست دعوت کردم: دکتر ناصر پاکدامن، استاد اقتصاد، کتاب‏‌شناسِ کتاب‏‌دوست و از منتقدان جدی سامانه‌های کتابخانه‌ها در ایران. او در عین حال از استادان من به‏‌شمار می‌رفت و از چند جهت بر من حق استادی داشت. خانم نوش‌‏آفرین انصاری، استاد دیگرم، از برجسته‌‏ترین و تأثیرگذارترین استادان کتابداری ایران که به فعالیت‌های استاد افشار با نظر مساعد می‌نگریست، به او احترام می‌گذاشت، اما در عین حال، با برخی دیدگاه‌ها و روش‌های او موافق نبود. کامران فانی، از برجسته‌‏ترین کتاب‏‌شناسان ایران، تحصیل‏‌کردۀ رشتۀ کتابداری، آگاه به مسائل، و از علاقه‏‌مندان عمیق به فرهنگ ملی، و فرخ امیرفریار که در گفت‏‌وگوی پیش هم حضور داشت و قبلاً او را معرفی کرده‌‏ام. استاد افشار هم دکتر علی‌نقی منزوی را دعوت کرده بود که در نشست قبلی حضور داشت، و او را هم معرفی کرده‌‏ام. دکتر محمدحسین دانشی از ایران رفته بود و متأسفانه در آن نشست حضور نداشت.

گفت‏‌وگو با هفت تن در فضای پرتنش انقلاب و با صحبت‌های بی‏‌پرده برگزار شد. استاد افشار دیدگاه‌هایش را در باب سنت و تجدد در کتابداری و کتاب‏‌شناسی ایران صریح‌‏تر از پیش بیان کرد که به نکات عمده‌‏تر آن اشاره می‌کنم. متن ویرایش‌‏شده و نهایی گفت‏‌وگو را در اختیار استاد افشار گذاشتم. او متن را به دقت خواند، اما از انتشار آن، به دلایلی که هنوز هم برای من روشن نیست، طفره می‌رفت. چند سال بعد، سیدفرید قاسمی، تاریخ‌‏نگار مطبوعات و از نزدیکان استاد افشار، را از این گفت‌وگو باخبر کردم. او متن گفت‏‌وگو را به ‏طریقی که نمی‌دانم، از استاد افشار گرفت، با مقدمه‌‏ای کوتاه به قلم او، و سرانجام پس از گذشت حدود ۱۵ سال، در مجله‏‌ای به نام کرانه (سال اول، ش ۳-۴، پائیز و زمستان ۱۳۷۳، ص ۶۷-۹۸) به چاپ رساند. سیدفرید قاسمی همین متن گفت‏‌وگو را در کتابی که دربارۀ استاد افشار تدوین کرده است (ایران‌شناس مجله‌‏نگار: زندگی‌نامه و کارنامۀ مطبوعاتی ایرج افشار. تهران: خانۀ فرهنگ و هنر گویا، نشر امرود، ۱۳۸۹، ص ۹۴۹-۹۹۱) بازچاپ کرده است.

در این نشست، باز هم بحث از همان آغاز به تقابل دو دیدگاه و دو جناح در عرصۀ کتابداری ایران کشیده شد: «سنت‏‌گرایان» و «تحصیل‏‌کرده‌های کتابداری / متجددان». استاد افشار از چند تن از حاضران که تحصیلاتشان در رشتۀ کتابداری بود، پرسید: «برای من لازم است روشن شود که کتابداران جدید تحصیل‏‌کرده تا چه حد، بودنِ دستۀ دیگری را مفید می‌دانند، یا حتی وجود آن‌ها را در گذشته و نقش‏شان را در پیشرفت کتابداری، مؤثر می‌شناسند. لطفاً این نکته را برای من روشن کنید…» (کرانه، ص ۷۰). کامران فانی به این پرسش استاد افشار پاسخی داد که در پی آن بحث داغی درگرفت و برداشت استاد افشار را از سنت و تجدد نمایان‏‌تر ساخت. فانی گفت: «… ما که طبقۀ تازه، تحصیل‏‌کرده، یا به قول شما، غیرسنتی کتابدار هستیم، پیش خود، شما را همچون پل و پیوندی بین کتابداری سنتی و جدید می‌دیدیم. از یک طرف با کار کتابداری قدیمی و اشخاصی که در این راه قدم می‌زدند آشنا بودید و از طرف دیگر، به کتابداری جدید آگاه هستید…، ولی به نظر من، در کار شما هم حُسن است و هم عیب. حسنش این است که رابطه را ایجاد کرده‌‏اید، و عیبش این است که به‏‌رغم کوششی که می‌کردید، ما شما را موفق نمی‌دیدیم…، چرا با این همه شناختی که از کتابداری جدید دارید، با کتابداران جدید همدل و هم‌سخن نیستید؟ چرا موفق به جذب کتابداران جدید خوب به کتابخانۀ مرکزی دانشگاه نشده‌‏اید؟…» (ص ۷۰). استاد افشار در پاسخ به کامران فانی، این پرسش را طرح کرد: «سؤال من این است که آیا کتابداران جدید با وجود مراکزی مانند مرکز خدمات…، که به نظر من کارهایشان تقلیدی و بی‏‌حاصل بوده، بیشتر توانسته‌‏اند موجبات پیشرفت علمی و تحقیقی را فراهم کنند یا همان کتابداران سنتی؟» (ص ۷۰). استاد افشار در ادامۀ بحث پای مقایسه را به میان کشید و گفت کتابداری جدید در ایران در هدف‌هایش ناموفق بوده است و علت آن نبودن رابطه میان آن با فرهنگ ملی است. به نظر او، کتابداران جدید سنت را با ارتجاع برابر می‌دانند. به همین دلیل میان نسل قدیم و جدید کتابداران ارتباط برقرار نشده است. استاد افشار گفت که من از همکاری با کتابداران جدید روی‏گردان نبودم، کوشش زیادی در جذب آن‌ها به همکاری کردم اما آن‌ها از همکاری با من اعراض داشتند، «شاید پیش خود می‌گفتند فلانی [استاد افشار] می‌خواهد از علم ما بکاهد و یک مقدار سنت به‏ جایش بگذارد.» (ص ۷۱).

انتقاد صریح استاد افشار متوجه مراکز کتابداری دولتی و جدید بود، مراکزی که در گفت‏‌وگو نام برد، و آن‌ها و کتابداران متخصص در خدمت آن‌ها را ناموفق خواند و کوشش‌های فردی کتابداران سنتی را مثمرتر دانست. استاد نوش‌‏آفرین انصاری در پاسخ به این انتقادهای استاد افشار، در عین آنکه او را ترکیبی از قدیم و جدید خواند، از وی پرسید: «خود شما هنگامی که تصدی یکی از بزرگ‌ترین کتابخانه‌های این کشور را به عهده داشتید، آیا توانسته‏‌اید موافق آنچه سنت می‌گویید عمل کنید؟» (ص ۷۲).

در اینجا دکتر ناصر پاکدامن ریشۀ اصلی مشکل را در «بریدگی فرهنگی» (= گسیختگی / انقطاع فرهنگی) و در مقلّد بودن دانست. به نظر او، وقتی کتابداران به کتاب به صورت شیء نگاه کنند، فارغ از محتوا و مسائل مربوط به استفاده از محتوای آن، آنگاه پدیدۀ بریدگی فرهنگی روی می‌دهد. دکتر ناصر پاکدامن در این باره نسبتاً به تفصیل توضیح داد و استاد افشار، همسو و هم‌سخن با او، و با تأکید بر همین عبارتی که به‏‌کار رفت (بریدگی فرهنگی) نهادهای کتابداری جدید را در ایران به سبب ناآشنایی یا بیگانگی با فرهنگ و مواریث ملی، به سبب غربی‏‌مأبی شدن، ناموفق دانست (ص ۷۴-۷۶).

تنی چند از حاضران با نظر استاد افشار مخالفت کردند، و یادآور شدند که در دنیای امروز، وظیفۀ اصلی‌تر کتابدار پاسخ‏‌گفتن به نیاز (احتیاج)، و به‏‌ویژه نیازهای مبرم‌‏تر جامعه است، نه حفظ میراث‌های کهن. در ضمن، تعریف استاد افشار را از «سنت» و «تجدد» مبهم دانستند (ص ۷۷-۷۸). استاد افشار در پاسخ، گفت که نیاز امروز از گذشته و سنت جدا نیست، و نیاز، چه کلاً و چه جزئاً، حاصل سنت است. حتی در سامانه‌های جدید، سنت هم هست، و آنچه در کتابداری جدید ایران نیست، تفکر است. چون تفکر نیست، لاجرم هدف و برنامه هم در کار نیست. عادی‏‌ترین، ساده‌‏ترین و ابتدایی‏‌ترین مرحلۀ تفکر این است که بنشینیم دربارۀ چیزی فکر کنیم و سپس در آن باره چیزی بنویسیم. به کتاب راهنمای دانش‌‏آموختگان کتابداری (گردآورندۀ بجان واسیلیان، ویراستۀ شیرین تعاونی، مرکز خدمات کتابداری، ۱۳۵۷ش) نگاه کنید تا معلوم شود چند تن از ۶۰۰ تحصیل‏‌کردۀ کتابداری که در این کتاب معرفی شده‌‏اند، مطلبی نوشته‌‏اند (ص ۷۹). او به اهتمام کسانی چون خان‌بابا مشار اشاره کرد که یک‏‌تنه فهرست گذشته‌‏نگر کتاب‌های فارسی را تدوین کرده است، حال آنکه این اهتمام نه در کتابداران جدید دیده می‌شود و نه در نهادهای جدید کتابداری ایران (ص ۸۰-۸۱).

بحث‌‏وجدل‌ها در آن نشست به موضوعات دیگری کشیده شد که اشاره به آن‌ها در این نوشته لازم نیست. سلسله نشست‌هایی که امید می‌رفت با حضور و همکاری استاد افشار تداوم بیابد، به دلایلی ادامه نیافت، اما مراوداتم با او طی سال‌ها و تا حدود یک‏ ماه پیش از مرگش ادامه داشت. از ۱۳۸۱ که همکاریم با مرکز دائره‌‏المعارف بزرگ اسلامی آغاز شد، استاد افشار را یکی دو روز در هفته در آن مرکز می‌دیدم و امکان و فرصت گفت‏‌وگو دربارۀ برخی مسائل، از جمله همین سنت و تجدد، زیاد پیش می‌آمد. در نهایت از گفت‌‏وگوها با او به نتیجه‌‏ای رسیدم که با خوانندگان در میان می‌گذارم:

استاد افشار تا پایان عمر به کتابدارانی که خود را تحصیل‌‏کردۀ این رشته و مدّعی کتابداری می‌دانستند، هیچ‌گاه نظر مساعدی نداشت، و در هیچ‌‏یک از مؤسساتی که کتابخانه‌های آن‌ها با نظر مشورتی وی تأسیس شده یا شکل گرفته بودند، تحصیل‏‌کردگان رشتۀ کتابداری به همکاری دعوت نمی‌شدند؛ حتی پس از تحولات سال‌های اخیر در حوزه‌های اطلاعات، ارتباطات و الکترونیک، که سامانه‌های همۀ کتابخانه‌ها، آرشیوها، مراکز اسناد و اطلاع‌‏رسانی را به‏‌کلی دگرگون کرده است، یک متخصص اطلاع‌‏رسانی هم به کتابخانه‌های شکل‏‌گرفته زیر نظر او راه نیافته است. استاد افشار فقط با عده‌‏ای اندک‏‌شمار از متخصصان کتابداری دوستی داشت، کسانی که او را درک می‌کردند، با وی تعارض نداشتند، و با فرهنگ ایران و پیشینۀ تاریخی و فرهنگی و ادبی آن آشنا بودند. جامعۀ کتابداران جدید با خط‏‌کشی ناسنجیده و دور از حزم و دوراندیشی و بدون توجه به مقتضیات بومی و ساختار اجتماعی ایران، با برچسب «غیرمتخصص / سنتی» افراد دانشمند و نیروهای متبحری را از جرگۀ خود بیرون می‌گذاشت که با انگیزه‌های شخصی نیرومند یا در سنتی خانوادگی در زمینۀ کتاب و کتابخانه و کتابداری و کتاب‌‏شناسی فعالیت می‌کردند. کتابداری ایران با این عمل از دانسته‌ها و تجربه‌های بسیاری محروم شد. همین خط‏‌کشی‌های دور از خرد بود که استاد افشار را به واکنش‌های تندی واداشت، کسی که با فرهنگ ایرانی عجین شده بود و «سنت» و «میراث فرهنگی و گذشته» را (البته به تعبیر او و جدا از دقت‌های اصطلاحی) با اهانت یا قدرناشناسی یا بی‏‌خبری و بی‌‏اطلاعی روبه‌‏رو می‌دید. در جامعۀ کتابداران متشکل و جدید، از اواخر دهۀ ۱۳۴۰ تا یکی دو سال پس از انقلاب که انجمن کتابداران ایران فعالیت داشت، کوششی برای گفت‏‌وگو با استاد افشار و دست‏‌یافتن به تفاهمی برای همکاری او به عمل نیامد. کشاکش میان آنچه «سنت» و «تجدد» تصور می‌شد، میان دو جبهۀ جدا از هم، ادامه داشت، کشاکشی که سرانجام آن زیان به کتابداری ایران، و زیان جدی‏تر به نسلی بود که بسیاری چیزها باید به او منتقل می‌شد.

استاد افشار چند سال پیش از مرگش روزی مرا خواست و مطلبی را در میان گذاشت که مضمون آن را برای نخستین بار اعلام و خلاصه می‌کنم. او گفت: می‌خواهم سه تن را برای ادامۀ کارهایم در سه شاخه پس از مرگم تعیین کنم:

۱) ایران‏‌شناسی؛

۲) کتاب‏‌شناسی و فهرست‌ها؛

۳) تصحیح‌ها و کارهای مربوط به نسخه‌های خطی و غیره.

از من خواست که مسئولیت شاخۀ دوم را بپذیرم. از او چند روز وقت خواستم که موضوع را بیشتر بررسی کنم. پس از چند روز از او عذر خواستم. دلیلم هم این بود که هم علاقه و هم فعالیت‌هایم تغییر کرده است، و کسان دیگری از تحصیل‏‌کردگان حوزۀ کتابداری بودند که می‌توانستند این مسئولیت را به عهده بگیرند و به مراتب بهتر از من به ثمر برسانند. از تصمیم او دربارۀ دو شاخۀ دیگر اجمالاً اطلاع دارم، نه به‌‏طور دقیق. با این حال، استاد افشار مرا و چند تن دیگر از کسانی را که او «متخصصان جدید» می‌دانست، در بسیاری از فعالیت‌ها شرکت می‌داد. او «گروه راهبردی» را برای تداوم تدوین و انتشار فهرست مقالات فارسی، در اواخر حیات و پس از مرگش تعیین کرد. من هم یکی از اعضای پنج‏گانۀ آن گروه هستم، و این اعضای هیچ‏کدام در جبهۀ «سنت‏‌گرایان» قرار نمی‌گیرند. تا جایی که خبر دارم، نیز کسانی که او برای تداوم بخشیدن به فعالیت‌هایش تعیین کرده است، هیچ‏کدام از جبهۀ «سنت‏‌گرایان» نیستند.

استاد افشار در واپسین روزهایی که با عصا و به سختی راه می‌رفت و از شدت بیماری تکیده شده بود، در دیداری دربارۀ تداوم کارهایش مدتی با من صحبت کرد؛ گویی که به آینده‏ای کاملاً مطمئن و امیدوارانه می‌اندیشید. او به دقت و به خوبی می‌دانست که من به مدرن کردن همان فعالیت‌های مدّ نظرش معتقد هستم. بر اساس شناخت مستقیم و دست اولم می‌توانم داوری کنم که مراد استاد افشار از حفظ «سنت» هیچ‏گاه مخالفت با روندی نبود که همۀ فعالیت‌های مربوط به کتاب و فرهنگ را سرعت و سهولت می‌بخشد. او به واقع این روند را می‌ستود و برای پیشرفت فرهنگ ایرانی ضروری می‌دانست، اگرچه تعبیرهای خاص خودش را در این باره داشت. دلبستگی عمیق او به چیزی بود که او آن را «میراث فرهنگی ـ معرفتی ایران»، چه ایران پیش از اسلام و چه ایران پس از اسلام، یا در یک کلام، «سنت» می‌نامید، و نیز دلبستگی به کسانی که این میراث فرهنگی ـ معرفتی را حفظ می‌کنند و تداوم می‌بخشند. او اگر تهدیدی را متوجه این میراث و حافظان آن می‌دید، واکنش، و عنداللزوم واکنش‌های بسیار تند، نشان می‌داد. او، نه کتابداری جدید، و نه فن‏اوری‌های جدید کتابداری و اطلاع‏‌رسانی، بلکه مدّعیان متشکل‌‏شدۀ این رشته‌ها را در انجمن یا نهادهای دولتی بخصوصی، به‏ سان تهدیدی متوجه آن میراث می‌دید و تا پایان عمرش بر این نظرش باقی ماند.

دریغا پلی که می‌توانست در کتابداری ایران میان «سنت» و «تجدد» پیوند برقرار سازد و به همکاری خوشایند و ثمربخشی میان دو نسل بیانجامد، بر اثر سوءتفاهم، یا عدم تفاهم، یا به‌‏کاربسته نشدن تلاش کافی برای برقراری ارتباط از هر دو سو، یا شاید به سبب تلقی‌های متفاوت از گفتمان قدرت، یا عامل‌های دیگر، برقرار نشد. در نتیجه فضایی پرچالش، پرتنش و تلخ به بار آمد. نیروی بسیاری هم در این میان تباه شد. نسل جدیدی از متخصصان جوان، علاقه‏‌مند و بی‏‌طرف کتابداری و اطلاع‌‏رسانی، که چالش‌های گذشته را بی‏‌ثمر یافته است، اکنون شاهد جایی خالی است که معلوم نیست چند دهه باید بگذرد تا فرهنگ ایران، استاد افشار دیگری به بار آورد تا آن جای خالی را پر کند.

 

* این مقاله نخستین بار در مجموعۀ زیر در لندن به چاپ رسید و اکنون به مناسبت دهمین سال درگذشت استاد ایرج افشار، با تغییراتی جزئی در عبارت‏‌ها، نه در محتوا، بازنشر می‏‌شود.
Research Articles and Studies in Honour of Iraj Afshar. Eds. By Ibrahim Chabbouh & François Déroche. London: Al-Furgan Islamic Heritage Foundation Centre for the Study of Islamic Manuscripts, 2018 CE / 1439 A.H., ),pp. 569- 585.

چهارمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

چهارمین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد.
در صفحۀ نخست این شماره، گزارشی کوتاه از مراسم صدسالگی استاد احمد سمیعی (گیلانی) و انتشار ویژه‌نامۀ «کاروان‌سالار ویرایش» آمده و همچنین به مطالب مطرح‌شده در جلسۀ هیئت‌مدیره اشاره شده است. در صفحۀ دوم، اخبار کمیسیون‌ها و سرمقاله‌ای از هومن عباسپور را می‌خوانیم با عنوان «هر شکی سازنده نیست». در صفحۀ سوم، مطالب نشست انجمن در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ و گفت‌وگو با سه ناشر (نگاه، معین، رسا) درج شده و در صفحۀ چهارم معرفی مقالات مفید و فهرست متولدان و درگذشتگان بهمن ماه و موفقیت اعضا آمده است.

 

برای دریافت خبرنامه روی پیوند زیر کلیک کنید.

چهارمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

فرخنده زادروز استاد احمد سمیعی (گیلانی)

کاروان‌سالار ویرایش

دومین ویژه‌نامۀ انجمن صنفی ویراستاران به مناسبت زادروز استاد احمد سمیعی منتشر شد. در مراسم جشن تولد استاد سمیعی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، آقای هومن عباسپور، نایب‌رئیس انجمن، پیام تبریک خانم گلی امامی، رئیس هیئت‌مدیرۀ انجمن، را قرائت کرد و نسخه‌ای از ویژه‌نامه را به استاد سمیعی تقدیم کرد.
در این ویژه‌نامه، که برای این مراسم تهیه شده، یادداشت‌هایی از استادان و پژوهشگران: عبدالحسین آذرنگ، سیدعلی آل داوود، گلی امامی، فتح‌الله مجتبایی، اصغر مهرپرور، حسن میرعابدینی، امید طبیب‌زاده، ناصر فکوهی، بهاءالدین خرمشاهی، سعید رضوانی، مهشید نونهالی، سعید رفیعی خضری، هومن عباسپور، مهناز مقدسی، پیمانه صالحی درج شده است.

جشن‌نامۀ فرخنده‌زادروز استاد احمد سمیعی (گیلانی) را از فضاهای مجازی انجمن صنفی ویراستاران دریافت کنید.

 

جشن‌نامه را از اینجا دانلود کنید:  

جشن‌نامۀ استاد سمیعی

 

 

#انجمن_ویراستاران #انجمن_صنفی_ویراستاران #احمد_سمیعی_گیلانی #احمد_سمیعی #زادروز #صدسالگی #صد_سالگی_استاد_سمیعی_گیلانی #هومن_عباسپور #مهناز_مقدسی #عبدالحسین_آذرنگ #روز_ملی_ویراستار #روز_ویراستار #گلی_امامی #اصغر_مهرپرور #مهدی_قنواتی #فتح‌الله_مجتبایی #بهاءالدین_خرمشاهی #سیدعلی_آل‌داوود #ناصر_فکوهی #مهشید_نونهالی #حسن_میرعابدینی #سعید_رضوانی #امید_طبیب_‌زاده #سعید_رفیعی_خضری #پیمانه_صالحی #پند_استاد

 

 

 

 

 

 

 

 

سومین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

سومین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران را به شما تقدیم می‌کنیم. در این شماره خبرهایی داریم از تحریر اساسنامۀ سراسری انجمن، اخبار کمیسیون‌ها و روابط عمومی، مصاحبه‌ای با یکی از مدرسان انجمن، خبرهایی از نشر و از اعضای انجمن و چند نکتۀ ویرایشی.

در این شماره پیشنهاد انجمن صنفی ویراستاران را دربارۀ تعیین روز ویراستار می‌خوانید: یازدهم بهمن، سالروز تولد استاد سمیعی گیلانی.
مشتاق حضور فعال ویراستاران در جمع صمیمی «انجمن صنفی ویراستاران» هستیم.

 

برای دریافت خبرنامه کلیک کنید.

خبرنامۀ شمارۀ ۳- دی ماه ۱۳۹۹

دومین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

پایان شب پاییزی و آغاز صبح زمستانی
بلندترین شب سال ۱۳۹۹ بر شما خجسته باد!
دومین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران را به شما تقدیم می‌کنیم. در این شماره خبرهایی داریم از دو نشست در هفتۀ کتاب، اخبار هیئت‌مدیره و کمیسیون‌ها، مکتوبی از دورۀ قاجار دربارۀ انواع‌ نشانه‌ها و شیوۀ استفاده از آن‌ها در مکتوبات زبان فارسی، خبرهایی از نشر و از اعضای انجمن، و تبریک زادروز بزرگان ویرایش و زبان فارسی.
مشتاق حضور فعال ویراستاران در جمع صمیمی «انجمن صنفی ویراستاران» هستیم.

 

برای دریافت خبرنامه کلیک کنید.

دریافت خبرنامه

نخستین شمارۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

انجمن صنفی ویراستاران پنجم آبان ۱۳۹۵ تأسیس شد. چهار سال را پشت سر گذاشته‌ایم. تجاربی را اندوخته‌ایم و به اتکای توصیه‌ها و رهنمودهای بزرگانی که حمایتمان کردند قدم برداشتیم. تصور نمی‌کردیم که این عرصۀ به ظاهر کوچک از نشر به این وسعت تلاش و همت بطلبد. حفظ و نگه‌داری صنفی نوپا، که پیش‌تر سازوکاری برای آن تدوین نشده بود، نیرو و توانی بیش از تصورمان می‌طلبید. در این چهار سال، به اندازۀ تمام روزهایش تلاش کرده‌ایم که این انجمن نوپا را بر پایه‌هایی استوار قرار دهیم و هر گامی برمی‌داریم حساب‌شده باشد و چراغ راهی باشد برای ادامۀ راهمان.

داشتن صنف برای ویراستاران یک ضرورت بود، ضرورتی که از سال‌ها پیش در میان بزرگان و پیش‌کسوتان حس شده بود و تلاش‌هایی برای آن صورت گرفته بود و افسوس که به سرانجامی نرسیده بود. کاش آن بزرگان می‌بودند و ما در کنارشان، از دریای تجربه و توانمندیشان بهره‌ می‌بردیم و به اثبات می‌رساندیم که ویراستاران بضاعت داشتن صنف را دارند و می‌توانند زیر چتر کلمۀ «صنف» و «انجمن» خود را بشناسانند و برای رشد خود تلاش کنند و به نشر کشورشان، که بخش اعظم فرهنگ کشور است، خدمت کنند.

به اختصار بگوییم که در این چهار سال و بیست‌ودو روز چه کرده‌‌ایم: با نهادها و انجمن‌های بسیاری گفت‌وگو و دیدار و مشورت کردیم؛ کمیسیون‌هایی را تشکیل دادیم و آیین‌نامه‌های متعددی نوشتیم؛ نشست‌هایی را برگزار کردیم؛ دوره‌های آموزشی را بر پایۀ دوره‌های معتبر مرکز نشر دانشگاهی برگزار کردیم و دانشجویان دوره‌ها را، تا جایی که می‌توانستیم، به بدنۀ نشر متصل کردیم؛ فضاهای مجازی را برای ارتباط با مخاطبان برقرار کردیم؛ دوره‌های آموزشی ویرایش را به دوره‌های تک‌درس و تخصصی گسترش دادیم؛ برای حمایت‌های صنفی بسیار تلاش کردیم و نتیجه آن‌که، در آستانۀ تبدیل شدن به انجمن صنفی کشوری هستیم تا فعالیت‌های مشترکی را با ویراستاران و نشر شهرها و شهرستان‌ها آغاز کنیم و گامی برای بهبود وضعیت کمی و کیفی ویراستاران برداریم.

خوشبختانه در آغاز پنجمین سال تأسیس انجمن و هم‌زمان با هفتۀ کتاب و کتابخوانی نخستین شمارۀ خبرنامۀ انجمن را منتشر می‌کنیم تا ارتباطمان با اعضا و  مخاطبانمان مستحکم‌تر شود و راه را برای تعامل بیشتر بگشاییم. امید است هر ماه شماره‌ای از خبرنامه را منتشر کنیم و بگوییم که چه کرده‌ایم. در هر شماره مطلبی به مناسبت درج خواهیم کرد و خبرهای فرهنگی نشر و خبرهایی از اعضا را خواهیم کرد. در این میان، گاه ویژه‌نامه‌هایی نیز خواهیم داشت. نخستین ویژه‌نامه به یاد استاد اسماعیل سعادت در ششم مهرماه منتشر شد و ادای دِین کوچکی بود به این عضو افتخاری و مشاور گرانقدر انجمن صنفی ویراستاران.

با یاری اعضا شماره‌های آتی را پربارتر خواهیم کرد.

 

برای دریافت خبرنامه کلیک کنید

اهمیت ویرایش در متون کودک و نوجوان (گزارش نشست)

انجمن صنفی ویراستاران با همکاری مؤسسۀ خانۀ کتاب و ادبیات ایران روز سه‌شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹ نشستی را برای بررسی ویرایش در متون کودک و نوجوان برگزار کرد.

در آغاز نشست دکتر مریم جلالی سخنانش را با ذکر این نکته آغاز کرد که ویرایش کمک می‌کند متن برای کودک و نوجوان قابل‌دسترس‌تر شود. ویراستار برای ویرایش خوبِ یک اثر باید رابطۀ نزدیک و مستمری با کودکان داشته باشد. ذائقۀ مخاطب را باید با انتشار و عرضۀ کتاب خوب پرورش داد و وقتی این ذائقه پرورش یافت خودش تشخیص می‌دهد که کدام متن خوب است و کدام متن خوب نیست. به گفته وی نویسنده و ویراستار باید با دایرۀ واژگانی کودک و نوجوان آشنا باشند و متنی را که برای او می‌نویسند مشخص کنند، مثلاً اگر متن علمی است باید دایرۀ واژگان علمی کودک را بشناسند و مطابق آن کتاب را بنویسند. دانش اولیه برای نوشتن مطلب باید برپایۀ دانسته‌های کودک باشد نه دانسته‌‌های نویسنده. بر همین اساس نیز باید زبان نوشتار را با نوع نوشته و مخاطب آن هماهنگ و همسو کرد. استفاده از زبان گفتاری نیز در متن کودک باید منطبق با دانسته‌‌های کودک باشد. گاهی نویسنده ناگزیر است متن را در نوشتار بشکند، چون زبان گفتاری بخشی از زندگی ماست و گاه کودک با نوشتۀ گفتاری ارتباط بهتری برقرار می‌کند و آن را بیشتر می‌پسندد چون متن صمیمی‌تر می‌شود.

به گفته دومین سخنران این نشست، دکتر محمد گودرزی دهریزی، ویرایش کتاب‌های کودک به سه ویراستار نیاز دارد: ویراستارِ داستان‌نویس، ویراستارِ کودک، شخصِ ویراستار. جایگاه زمانی این ویراستاران بسیار مهم است. اولین وظیفۀ ویراستار داستان‌نویس این است که متن را با صدای بلند بخواند و مثل یک غریبه با آن برخورد کند. به تعبیری او باید خود را اولین مخاطب کتاب بداند. ویراستار داستان‌نویس باید از فکر اصلی اثر درک و دریافتی درست داشته باشد. مثلاً اینکه آیا فکر این اثر منطقی است؟ بامعناست؟ آیا کودکانه است؟ آیا این اثر به پنج استفهام اصلی در نوشتن (چه کسی؟/ چه؟/ چه‌وقت؟/ کجا؟/ چرا؟) پاسخ دقیق می‌دهد؟ گودرزی ارائۀ اثر به ویراستار کودک را زمانی می‌داند که نویسندۀ اصلی کارش با متن تمام شده باشد.

به زعم وی، نویسندۀ کودک برای اینکه متن را ادبی کند از سه شگرد استفاده می‌کند: آهنگین‌کردن کلام، تصویرسازی، آشنایی‌زدایی و برای اینکه در این امر موفق باشد گاه بهتر است کلماتی را بشکند یا به زبان گفتاری بنویسد. اساساً گاهی گفتاری کردن کلمات موجب می‌شود که متن صمیمی و آهنگین بشود و این از شگردهای نویسندگی کتاب کودک است. وی دربارۀ واژگان کودک و نوجوان گفت که برای استخراج لغات این گروه سنی، تا زمانی که فرهنگ واژگانی برای آن‌ها نوشته نشده باشد، می‌توان از دو راه بهره برد:

  1. رجوع به کتاب‌های درسی کودکان و نیز نشریات خاص متعلق به این گروه سنی
  2. مراودۀ نزدیک و مستمر با آن‌ها

در ادامه، مهدی قنواتی توضیحاتش را با صحبت درباره اهمیت زبان کودک شروع کرد. یکی از موضوعات مطرح در زبان گونه زبانی یا مراتب زبانی (فخیم/ ادبی/ معیار/ کوچه‌بازاری) است. اینکه در متون مختص کودک از کدام گونه باید بهره برد و آن گونه زبانی را با چه استدلالی باید انتخاب کرد، نیازمند بحث و بررسی است، اما برای کودک باید در چارچوب زبان معیار نوشت چون کودک در جایگاهی نیست که به‌راحتی بتواند گونه‌های متعدد زبانی را از هم تفکیک کند. لذا شناخت ویژگی‌های این زبان معیار هم برای نویسنده و هم برای ویراستار بسیار مهم است. به بیان دیگر، هرچه نویسنده و ویراستار گونۀ زبانی مربوط را بهتر بشناسد می‌تواند محتوا را آسان‌تر به کودک منتقل کند. شناخت عناصر ادبی از دیگر موضوعاتی است که وی به آن اشاره کرد. قنواتی ویرایش متن کودک را به مراتب دشوارتر از ویرایش متن بزرگسال خواند.

آخرین سخنران، فهیمه شانه، از وظایف و مسئولیت‌های ویراستار سخن گفت. وی ویراستار را خدمتگزار متن توصیف کرد؛ به این معنا که ویراستار حق دخالت و تغییر در محتوای اثر اصلی را ندارد. او فقط می‌تواند پیشنهاد بدهد. به‌زعم وی در ویرایش متون ترجمه ویراستار باید منتقدانه به متن نگاه کند و به اقتضائات فرهنگی زبان مقصد توجه ویژه داشته باشد. در این نوع از ویرایش تمام تغییرات باید با تأیید مترجم یا نویسنده باشد. موارد اختلاف بین ویراستار و نویسنده یا ویراستار و مترجم نیز باید با وساطت و دخالت ناشر به‌صورت بینابینی حل شود. وی همچنین اشاره کرد که ویراستار کودک باید دربارۀ ادبیات کودک و ویژگی‌های این ادبیات اطلاعات داشته باشد و بتواند پیشنهادهای بجا و مناسب به صاحب اثر بدهد.

در پایان نشست دربارۀ ضرورت تدوین فرهنگ واژگان گروه‌های سنی خردسال، کودک و نوجوان صحبت شد و اینکه تدوین چنین فرهنگی مستلزم کارهای پژوهشی است و بهتر است اهالی نشر کودک برای عملی شدن این موضوع اقدامی جدی کنند.

گزارش از زهرا فرهادی‌مهر

برگزاری هفته کتاب،‌ شور و شوق عمومی را برمی‌انگیزاند

نایب‌رئیس انجمن صنفی ویراستاران مطرح کرد:

برگزاری هفته کتاب،‌ شور و شوق عمومی را برمی‌انگیزاند

نایب‌رئیس انجمن صنفی ویراستاران معتقد است برگزاری هفته کتاب،‌ از این بابت که شور و شوق عمومی را برمی‌انگیزاند، می‌تواند به خرید و مطالعه‌ کتاب و رونق نسبی بازار کتاب هم بینجامد. 

هومن عباسپور در گفت‌وگو با ستاد خبری بیست و هشتمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به تاثیر هفته کتاب بر فرهنگ کتابخوانی و مطالعه در جامعه گفت: برای یک اظهارنظر علمی نتیجه و میزان این شور و شوق را بیشتر باید در آمارهای درست نهادهای رسمی و معتبر جست وجو کرد؛ وگرنه به صورت حدس و گمان نمی‌توانیم تصویر دقیقی از این رویداد فرهنگی به دست بیاوریم.

وی در ادامه صحبت هایش اظهار کرد: طبعاً رسیدن به پاسخ درست نیازمند انجام پژوهش پیرامون آن است. قطعا در طی این سال‌ها که این اتفاق فرهنگی رخ داده است، باید پژوهشی نیز در کنار آن شکل گرفته باشد که بتواند نتیجه این همه تلاش را بیان کند.

وی همچنین درباره برنامه‌های انجمن ویراستاران در هفته کتاب گفت: انجمن صنفی ویراستاران همواره از رویداد هفته کتاب استقبال کرده و هر سال جلسات سخنرانی، بزرگداشت، نقد و نظر درباره نشر و ویرایش برگزار کرده است. بیشتر تلاش این انجمن تجمیع آرای صاحب‌نظران و دریافت تجارب گذشته و موجود بوده است تا راهکار‌هایی برای بهبود روند فعالیت‌های نشر و ویرایش پیدا کرده و یا پیشنهاد دهد.

عباسپور افزود: امسال هم دو نشست در موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران خواهیم داشت. یکی از این نشست ها با عنوان «اهمیت ویرایش در متون کودک و نوجوان» است و دیگری «ظرافت‌های ویرایش در متون ترجمه‌ای» نام دارد.

وی تصریح کرد: یکی دیگر از فعالیت‌های انجمن مرهون تلاشی است که همکارانمان در کمیسیون امور صنفی و حقوقی انجمن پیگیری کرده‌‌اند و طی گفت‌وگوهایی با برخی ناشران توانسته‌اند برای ماه آبان، ماهی که فعالیت‌های فرهنگی نسبتاً چشمگیری در کشور انجام می‌گیرد، تخفیف‌هایی از ۱۵ تا ۳۰ درصد برای اعضای انجمن فراهم کنند.

عباسپور در ادامه صحبت¬هایش در رابطه با این فعالیت گفت: هدف از انجام این کار تشویق اعضای انجمن به خرید کتاب و امکان داشتن تسهیلاتی در خرید آن بود است. امیدواریم با این اقدامات بتوانیم در راستای ترویج فرهنگ کتابخوانی در جامعه گام مثبتی برداریم.

بیست و هشتمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران از ۲۴ تا ۳۰ آبان ماه ۱۳۹۹ با شعار «دانایی؛ مانایی» برگزار می‌شود.

«دشواری‌ها و ظرافت‌های ویرایش متون ترجمه‌ای» در هفته کتاب بررسی می‌شود

مهناز مقدسی، از برگزاری دو نشست تخصصی در هفته کتاب با همکاری موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران خبر داد.

مهناز مقدسی، دبیر انجمن صنفی کارگری ویراستاران شهر تهران در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، درباره برنامه‌های این انجمن به‌‌مناسبت هفته کتاب بیان کرد: سه‌شنبه ۲۷ آبان و پنج‌شنبه ۲۹ آبان‌ماه دو نشست تخصصی با همراهی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار می‌کنیم. در نشست اول به «اهمیت ویرایش کتاب‌های کودک و نوجوان» و در دومی درباره «دشواری‌ها و ظرافت‌های ویرایش متون ترجمه‌ای» گفت‌وگو می‌کنیم.

وی افزود: انجمن‌ صنفی کارگری ویراستاران شهر تهران از ۱۷ آبان‌ماه، نخستین دوره نگارش و ویرایش کتاب کودک و نوجوان را به‌صورت مجازی آغاز کرده‌است. در این دوره آموزشی که چهارماه طول خواهد کشید، از آموزش‌های استادان باتجربه بهره‌خواهیم برد و خوشحالیم که شروع دوره تقریباً مصادف با هفته کتاب شد.

مقدسی ادامه داد: طرح اختصاص تخفیف ویژه خرید کتاب از برخی ناشران برای اعضای انجمن که از ابتدای آبان‌ماه آغاز شده و تا پایان هفته کتاب ادمه دارد.

مقدسی ادامه داد: انجمن ویراستاران هر ساله در آبان‌ماه و مصادف با هفته کتاب برنامه‌هایی را به اجرا درمی‌آورد که در سه سال گذشته, علاوه بر برگزاری نشست‌های تخصصی، فعالیت‌هایی نیز از قبیل اهدای کتاب به زندان‌ها (با همکاری دیگر انجمن‌ها)، اهدای کتاب به مدارس کودکان کار و شهرهای محروم که سال گذشته اجرایی شد، بازدید از کتابخانه‌های عمومی و شناساندن فعالیت‌های کتابخانه‌ها در امر ترویج کتابخوانی، داشته‌ایم.  امسال به‌سبب شیوع بیماری کوید ۱۹ و محدودیت‌های همگانی، متأسفانه نتوانستیم چند طرح را که مصوب کرده بودیم، به‌اجرا درآوریم.

دبیر انجمن صنفی کارگری ویراستاران شهر تهران افزود: قرار بود این‌طرح‌ها را به‌صورت کشوری به اجرا درآوریم که فعلا میسر نیست اما امیدواریم تا پایان سال جاری بتوانیم آن‌ها را به انجام برسانیم.

دبیر انجمن صنفی کارگری ویراستاران شهر تهران با اشاره به ویژگی‌های هفته کتاب امسال گفت: امسال بیست‌وهشتمین دوره برگزاری هفته کتاب است و هر سال شوروهیجانی در فضای فرهنگی و انتشاراتی‌های، برای یک هفته، پدید می‌آید که دستاوردهای متنوعی برای هر یک از اهالی نشر دارد.

وی افزود: حضور فعال مراکز و ارگان‌های دولتی و موسسات و انتشاراتی‌های خصوصی و به‌ویژه نهادها و انجمن‌ها، به‌رونق این روزها می‌افزاید و حس خوبی را منتقل می‌کند؛ اگرچه مثل نمایشگاه کتاب کوتاه است، اما مغتنم و مفید است. امیدواریم با این تلاش‌ها بتوانیم به فرهنگ کشورمان، که یکی از ستون‌هایش «نشر» است، ادای وظیفه کنیم.

لینک خبر در خبرگزاری ایبنا: http://www.ibna.ir/fa/shortint/298157

یادی از هرمز وحید

 

هرمز وحید، سومین و آخرین فرزند خانواده، در ۱۷ آبان ۱۳۰۷ از خانواده‌ای با تبار مازندرانی در تهران به دنیا آمد. پدرش، محمد وحید تنکابنی، نامبردار به «میرزامحمدخان وحید، معلم و ممتحن ریاضیات»، از رجال سرشناس فرهنگی و سیاسی کشور و جزو مدرسان شاخص مراکز علمی تهران در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ بود. هرمز وحید تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و از دبیرستان البرز، معتبرترین مرکز آموزشی تحصیلات مقدماتی پایتخت کشور، فارغ‌التحصیل شد.

سال‌های کودکی و نوجوانی وحید، چه در خانواده، به‌ویژه نزد پدر، و چه در مدرسه، متأثر از آموزه‌های فرهنگی سپری شد تا اینکه برای ادامۀ تحصیل رشتۀ نقاشی را برگزید و به دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت. در آن سال‌ها، وحید را جوانی شیک‌پوش با کلاه شاپوی همفری بوگارت و سیگار بر لب وصف کرده‌اند که دل در گرو عشق پروین‌دخت صدر، هم‌دانشکده‌ای خود، داشت. آن دو خودخواسته تحصیل دانشگاهی را نیمه‌کاره رها کردند، اما رهاورد آن دوره آشنایی و ازدواجشان با هم بود که تا پایان عمرشان پایدار ماند.

پس از آن، دو سه سالی هم در وزارت فرهنگ آن دوران مزۀ کارمندی دولت را چشید که گویا چندان به مذاقش خوش نیامد. پس از ترک دانشکده و روی‌گردانی از کارمندی، به دعوت همایون صنعتی‌زاده، دوست سال‌های کودکی و نوجوانی‌اش، هم‌زمان با آغاز کار مؤسسۀ انتشارات فرانکلین به آنجا پیوست و، به این ترتیب، در بیست‌وپنج سالگی، راهی را در نشر کتاب آغازید که تا واپسین روز حیات، زنده‌ترین تصویر را از او چنین ترسیم کرده‌اند: دونده‌ای که فاصلۀ فرانکلین را از قلب پرهیاهوی شهر تا چاپخانۀ افست در سرخه‌حصار می‌دوید: دونده‌ای که تا پایان عمرش دوید.

از نخستین تجربه‌های وحید می‌توان به کتاب‌آرایی کتاب‌های اطلس تاریخ اسلامی، علم و زندگی، و تخت جمشید اشاره کرد. در این میان، تخت جمشید کتابی بود که وحید با آن خود را در کتاب‌آرایی پیدا کرد و گرچه از نخستین کارهای اوست، اما تا پایان سال‌های کاری به آن افتخار می‌کرد. نسخۀ اصل این کتاب در امریکا منتشر شده بود و برای انتشار در ایران می‌بایست به طرز ویژه‌ای کتاب‌آرایی می‌شد که ارزش هنری آن حفظ شود. در این کتاب، تصاویر کامل و مستندی از همۀ بناها و حجاری‌ها و سنگ‌نبشته‌های محوطۀ تخت جمشید آمده است و کار اساسیْ قراردادن شرح هر تصویر در جای معین آن بود، کاری که کوچک‌ترین خطا در آن بهای سنگینی داشت و به‌هیچ‌رو جایز نبود، زیرا شرح تصویرها برای چاپ به امریکا فرستاده می‌شد و در آنجا، به سبب ناآشنایی با زبان فارسی، راهی برای اصلاح خطاهای احتمالی نبود. در نهایت، تخت جمشید هفت‌خان چاپ و صحافی را زیر نظر وحید در چاپخانۀ افست گذراند و پس از سال‌ها منتشر شد.

پس از تجربه‌های آغازین، با توسعۀ کارهای انتشاراتی فرانکلین طی دو دهۀ بعدی و اجرای طرح‌هایی همچون دایره‌المعارف فارسی و تأسیس شرکت چاپ افست و سازمان کتاب‌های جیبی و کارخانۀ کاغذ پارس، هرمز وحید در هریک از آن‌ها، چه از جنبۀ کتاب‌آرایی و چه از جنبۀ مدیریت تولید فنی و هنری، نقشی اساسی داشت. حتی پس از افول و انحلال مؤسسۀ انتشارات فرانکلین و دست‌به‌دست‌شدن آن به سازمان آموزشی «نومرز» و سپس حلول روح فرانکلین در کالبد سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی و پسین‌تر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی همواره میراث‌داری کرد و کوشید، فارغ از حب و بغض‌ها و جهت‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی، هر آنچه به تولید آراسته‌تر «کتاب» منجر می‌شود به خدمت گیرد. در این میان، یکی از کارهای اساسی و مؤثر و ماندگار او مدیریت بخش تولید فنی و هنری در قالب «آتلیۀ گرافیک فرانکلین» است.

در سال‌های کاری مؤسسۀ انتشارات فرانکلین امور چاپی کارهای بزرگ و مؤثر آن حتماً به دست هرمز وحید بود. کتاب‌آرایی و چاپ کتاب‌های درسی، شمار متعددی از کتاب‌های جیبی، دایرهالمعارف فارسی، فرهنگنامه (اثر برتا موریس پارکر)، نشریه‌های کمک‌آموزشی و پرخوانندۀ پیک و صدها عنوان کتاب دیگر از کارهایی است که به نام وحید مهر خورده است.

او بر کتاب‌های نفیس یا مهم فرانکلین حتی تا صحافی نیز بر کارها نظارت می‌کرد. در این قبیل امور، گفته‌اند وحید رأساً خودش کارها را در دست می‌گرفت و کمتر کاری را به همکارانش می‌سپرد. البته، در کارهایی که نظارت کلی داشت در جزئیات وارد نمی‌شد و ادارۀ امور بر عهدۀ مجریان کار بود. در مجموع، در امور فنی و هنریِ فرانکلین وحید حرف آخر را می‌زد. در کتاب‌های تألیفی، الگوی اولیه را طراحی می‌کرد و، در کتاب‌های ترجمه، سعی وحید بر آن بود کتاب‌آرایی کتاب اصلی مدنظر قرار بگیرد و کتاب طبق آن الگو آماده شود. در طراحی جلدها نیز وحید به طراح ایده‌ می‌داد. در نهایت، به سبب شناخت دقیق وحید از دستگاه‌ها و انواع چاپ، ارتباط بین فرانکلین و چاپخانه‌ها نیز از طریق وحید برقرار می‌شد.

پس از تأسیس چاپخانۀ افست، حضور همیشگی وحید در آنجا جزئی از روال کار معمول او بود و به همکاری کارساز و ارزنده‌ای برای سالیان سال منجر شد. چنان‌که تا روزهای پایانی عمر، اگرنه روزانه، دست‌کم هفته‌ای چند نوبت به افست می‌رفت و نقشی مؤثر در استفاده از توانایی‌های فنی چاپخانۀ افست داشت. وحید با بهره‌گیری از این توانمندی‌ها سبب شد چاپخانۀ افست، از نظر فنی، همواره در مسیر ترقی باشد.

سلیقۀ خاص، دقت‌ورزی، و وسواس او نیز عامل دیگری در کسب نتیجۀ دلخواهش بود. ازاین‌رو، صفحه به صفحۀحروف‌چینی‌ها و صفحه‌بندی‌ها را از نظر می‌گذراند. در عین این نکته‌سنجی‌ها، گفته‌اند که همیشه خوشرو بود، محیط کار را با آرامش اداره می‌کرد، برای هر کاری وقت کافی می‌گذاشت و اگر کاری فوری پیش می‌آمد، بنا به اراده‌ای که داشت، پای آن کار می‌ماند. به همین سبب‌ها بود که همواره دفتر کارش در فرانکلین محل مراجعۀ خواستارانش بود. خواستاری کار با وحید البته سبب‌هایی دیگر نیز داشت. آشنایی وحید با زبان انگلیسی، هوشمندی، و نوآوری‌هایش او را چهره‌ای شاخص در تولید کتاب شناساند.

در سال‌های بعد نیز که فرانکلین به فراخور تغییرات سیاسی و اجتماعی در هیئت‌هایی جدید ظهور و بروز ‌یافت و وقفه‌های گاه و بی‌گاه در کار نشر می‌توانست رشتۀ امور را بگسلد، اصول و روش و منش کار وحید تغییر نکرد. او آتلیۀ گرافیک فرانکلین را در تشکیلات بر‌جاماندۀ فرانکلین با تجهیزات بیشتر و مناسب نشر روز برپا داشت و، تا واپسین سال‌های کاری، همواره کتاب‌ها و نشریه‌های معتبر نشر دنیا را دنبال می‌کرد و گاه ساعاتی را با تورق و تدقیق در آگهی‌ کتاب‌ها و طرح جلدها می‌گذراند.  البته مؤانست همه‌وقت وحید با کتاب و امور فنی و هنریِ مربوط به چاپ مانع از آن نبود که سررشتۀ دیگر امور هنری را رها کند یا از گردش ایام جا بماند. عکاسی و موسیقی و سفر و ورزش از اموری بودند که بخش مهمی از فراغت وحید را به خود مشغول می‌داشتند. گرچه وحید هیچ‌گاه فراغت مدام نداشت، اما در هریک از این امور به غایتی که در نظر داشت کوشید و در دهه‌های پایانی زندگانی بر غنای آن‌ها افزود.

در قابی که همکاران و دوستان وحید از زندگی او به تصویر کشیده‌اند وحید را به خلوص و سادگی و پاکی معرفی کرده‌اند که همۀ توجه و علاقه‌اش به کتاب و کتاب‌آرایی بود و، بنابر همین ویژگی، هم دوست‌داشتنی‌ بود و هم در کار زیباپسندِ سختگیر که گاه همکاری با او برای اطرافیان دشوار می‌شد. در خانواده هم به همین ویژگی‌ها موصوف بود، صمیمی و گرم، جز زمانی که  در کار فنی و هنری کسی به دنیایش پا می‌گذاشت. در یاری‌رسانی به اهل نشر کوتاهی نمی‌کرد، چنان‌که در میانۀ سال‌های ۱۳۴۰، هنگامی که کانون پروش فکری کودک و نوجوان پا می‌گرفت و از او یاری‌ طلبیدند، وحید از کسانی بود که فیروز شیرانلو را، به سبب شناختی که از توانمندی‌های او داشت، به کانون معرفی و از او حمایت کرد. در مراوده با کارمندان و همکارانش حرمت انسانی و اصول اخلاقی را در عمل رعایت می‌کرد و ارزش کار حرفه‌ای را، به مثابۀ قدر زر زرگر شناسد، پاس می‌داشت. آدمی مصلح بود که اگر گفت‌وگوی تلخی پیش می‌آمد، با لطافت اخلاق اوضاع را آرام می‌‌کرد.

وحید تا واپسین روزهای حیات، پیگیرانه در کار کتابندگی می‌کوشید و با وجود سختی و محنتی که کشیده بود، با قلبی رنجور و گاه ناساز، باغیرت و سخت‌کوشی فراوان به کار طبع کتاب‌های گران‌قدر ادامه می‌داد. او، سال‌های پیش‌تر، بر اثر نارسایی قلبی، قلبش را جراحی کرده بود. پیش‌تر از آن، در آغازین سال‌های پس از انقلاب اسلامی نیز، پس از بازگشت از سفری به امریکا، مدتی زندانی شد که پذیرفتن آن برایش سخت بود، به‌گونه‌ای که آسیب روحی این رخداد پس از آن همیشه با او بود.

در آخرین روز حیات، با آسیبی که به ریه و کلیۀ وحید بر اثر سکتۀ قلبی وارد آمد، در کمتر از یک روز اعضای بدنش از کار افتاد و در چهارم آذر ۱۳۷۸ در بیمارستان پارس تهران در آرامش درگذشت. خانواده، دوستان، همکارانِ سالیانِ سال وحید، و تعداد پرشماری از اهالی فرهنگ، به پاس سال‌ها کتابندگی او، در محل شرکت انتشارات علمی و فرهنگی بر سر پیکر او گرد آمدند، در وصف او سخن گفتند، او را ستودند، و با او وداع کردند.

بر سنگ آرامگاه او، از روی ناآگاهی، نوشته شد: «استاد کتاب‌سازی»؛ صفتی مذموم بین اهل نشر و نامناسب‌ترین و ناصواب‌ترین وصف دربارۀ کتابنده‌ای که نزد دست‌اندرکاران نشر موصوف به «استاد کتاب‌آرایی نوین»، «استاد مسلم و عاشق بیمار چاپ کتاب»، «پدر نشر نوین در صنعت چاپ»، «پایه‌گذار کتاب‌پردازی نوین در ایران»، «بزرگ‌ترین کتاب‌آرا و چاپ‌شناس امروز ایران»، «کتاب‌آفرین»، «کتابندۀ پروسواس و هنرمند»، «خادم حقیقی هنر و فرهنگ ایران»، «برجسته‌ترین صاحب هنر در کتاب‌آرایی چاپی»، «پایه‌گذار زیباسازی و کتاب‌پردازی نوین» بود. استادی که طی اقلاً چهار دهه، هر سازمان و ناشر بزرگی که قصد چاپ یک یا چند کتاب گران‌قدر و نفیس را داشت، اول به یاد استاد وحید می‌افتاد و علاقه‌مند به استفاده از خدماتش می‌شد.

 

تلخیص از: هرمز وحید (دفتر دوم از مشاهیر کتاب‌آرایی ایران)، بهنام رمضانی‌نژاد، تهران، خانۀ کتاب، ۱۳۹۸٫

بهنام رمضانی‌نژاد

تخفیف خرید کتاب ویژۀ اعضای انجمن صنفی ویراستارن

اعضای محترم انجمن صنفی ویراستاران
به‌کوشش کمیسیون امور صنفی و حقوقی انجمن، از آبان‌ماه سال جاری امکان خرید اینترنتی و حضوری از محصولات گروهی از ناشران فراهم گردیده‌است.


برخی از ناشرانی و مؤسساتی که در نخستین مرحله به ارائه تخفیف بین ۱۵ تا ۳۰ درصد برای اعضای این انجمن (در سراسر کشور) توافق و اقدام کرده‎اند عبارتند از:
۱)نگاه
۲)چشمه (کتابفروشی‌ها)
۳)سایت فروشگاهی پاکت (وابسته به پخش کتاب چشمه با عضویت ۲۰۰ ناشر)
۴)کتاب خورشید
۵)مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نورلایب، نورمگز و … )

با هماهنگی‌ها و توافق‌های صورت‌گرفته، در اطلاعیه‌های بعدی اسامی دیگر ناشرانی که با اعطای تخفیف ویژه به اعضای انجمن صنفی ویراستاران توافق کرده‌اند منتشر خواهد شد.

از اعضای انجمن دعوت می‌شود جهت آگاهی از جزئیات و نحوۀ برخورداری تخفیف‌ها، نام خانوادگی خود را از طریق واتساپ به شماره تلفن ۰۹۹۲۵۹۹۱۷۶۱ ارسال کنید.

نخستین دوره نگارش و ویرایش متون کودک و نوجوان (برخط)

برگزار کننده: انجمن صنفی ویراستاران با همکاری انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان 

 

آغاز دوره: ۱۷ آبان ۱۳۹۹

پایان دوره:  ۲۰ اسفند ۱۳۹۹

ساعت برگزاری: ۱۶ تا ۱۹:۳۰

تعداد جلسات: ۸۰ جلسه (۱۶۰ ساعت)

تعداد کل شرکت‌کنندگان: ۵۳ نفر

 

ردیف

روز عنوان درس تعداد

جلسات

مدرس زمان برگزاری زمان آزمون

شهریۀ تک درس (ریال)

۱

شنبه زبان کودک و نوجوان ۶ دکتر شهین نعمت‌زاده

۹۹/۰۸/۱۷

۹۹/۰۹/۱۳

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۴۰۰ر۲

 

۲

شنبه

آشنایی با فلسفه و روان‌شناسی کودک و نوجوان ۶ دکتر مهرنوش هدایتی

۹۹/۰۹/۰۸

۹۹/۱۰/۰۴

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۴۰۰ر۲

 

۳

شنبه

آشنایی با انواع ناشران و متون کودک و نوجوان ۶ فتح‌الله فروغی و

علی کاشفی خوانساری

۹۹/۰۹/۲۹

۹۹/۱۰/۲۵

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۴۰۰ر۲

۴

شنبه

ویرایش استنادی و مرجع‌شناسی کتاب‌های کودک و نوجوان

۶

فهیمه شانه ۹۹/۱۰/۲۰ ۹۹/۱۱/۱۶

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۴۰۰ر۲

۵

دوشنبه

آشنایی با ادبیات کودک و نوجوان(۱)

۸

دکتر محمد گودرزی دهریزی ۹۹/۰۸/۱۹ ۹۹/۰۹/۲۰

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۲۰۰ر۳
۶

دوشنبه

آشنایی با ادبیات کودک و نوجوان(۲)

۶

محسن هجری ۹۹/۰۹/۱۷ ۹۹/۱۰/۱۱

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۴۰۰ر۲

۷

دوشنبه کتاب‌آرایی کودک و نوجوان

۶

کیانوش غریب‌پور ۹۹/۱۰/۰۸ ۹۹/۱۱/۰۲

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۴۰۰ر۲

۸ چهارشنبه ویرایش زبانی

۱۲

هومن عباس‌پور

و شیوا حریری

۹۹/۰۸/۲۱

۹۹/۱۰/۱۸

ساعت ۱۰ تا ۱۲

۰۰۰ر۸۰۰ر۴
۹ چهارشنبه کارگاه ویرایش ۲۲ مهدی قنواتی

و فهیمه شانه

۹۹/۱۰/۰۳ متعاقباً اعلام می‌شود

۰۰۰ر۸۰۰ر۸

 

۱۵% برای اعضای انجمن ویراستاران و انجمن ناشران کودک و معرفی‌شدگان حامیان این دوره 

۱۰% برای اهالی نشر و کارکنان نشریات با عرضۀ معرفی‌نامه

  تمامی درس‌ها به‌صورت «کارگاهی- نظری» تدریس می‌شود.

■■ شرکت‌کنندگان می‌توانند دروس را به‌صورت تک‌درس نیز بگذرانند. 

■■■ بهتر است شرکت‌کنندگان دوره جامع نگارش و ویرایش انجمن صنفی ویراستاران(یا دوره‌های مشابه) را گذرانده باشند.

آموزگاران، یادنامۀ استاد اسماعیل سعادت

 

یادنامۀ استاد اسماعیل سعادت، ضمیمۀ خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد.
استاد اسماعیل سعادت در عمر طولانی و پربرکت خود موفق شد کارهای دشوار و سترگی را به انجام برساند. او مترجمی بی‌نظیر و ویراستاری بی‌بدیل بود. استاد سعادت از پیش از تأسیس انجمن صنفی ویراستاران همراه انجمن بودند و پس از تأسیس عضو افتخاری انجمن شدند. جای بسی خرسندی است که در دومین مراسم «تقدیر از پیش‌کسوتان ویرایش» در نمایشگاه کتاب تهران (اردیبهشت ۱۳۹۷) فرصتی فراهم شد که اعضای هیئت‌مدیرۀ انجمن از این استاد گرانمایه تقدیر کنند. استاد همیشه یاری‌رسان و راهنمای انجمن بودند و از هیچ‌گونه کمکی دریغ نمی‌کردند. بنابراین، دبیرخانۀ انجمن تصمیم گرفت به پاس‌داشت استاد، در سالروز تولدشان (ششم مهرماه)،ویژه‌نامه‌ای منتشر کند و از دوستان، نزدیکان و همکاران ایشان درخواست کرد که خاطرات و دانسته‌های خود را از استاد در مقاله‌ای کوتاه به دفتر انجمن بفرستند تا در ویژه‌نامۀ مذکور گنجانده شود.
در این یادنامه مطالب زیر را خواهید خواند:
به یاد استاد اسماعیل سعادت (اصغر مهرپرور)
در شناخت اسماعیل سعادت
سعادت تا ابد (ناصر فکوهی)
غروب آفتاب سعادت (آمنه بیدگلی)
درگذشت مترجم و ویراستار بی‌جانشین (سیدعلی آل‌داود)
کوشنده‌ای تمام وقت برای فرهنگ ایران (ایران گرگین)
به یاد استاد اسماعیل سعادت (مهشید نونهالی)
سیمای استاد سعادت در مروارید اندیشه (پیمانه صالحی)
حافظان روح زبان فارسی (انسیه جلالوند)
آموزه‌های سعادت (مهناز مقدسی)
مادح خورشید (جواد رسولی)
سعادتِ دیگران (هومن عباسپور)
سی سال یا پنجاه سال؟ (کوشا وطن‌خواه)
ویرایش و ترجمه از زبان اسماعیل سعادت
چند نمونه‌ از ترجمه‌های اسماعیل سعادت
دو مقاله از استاد سعادت:
زبان فارسی ممیِّز ذیروح از غیرذیروح
مقالۀ «را»ی بعد از «یا»ی نکره
مرور خاطرات به روایت تصویر

 

برای دریافت یادنامه اینجا کلیک کنید.

 

 

 

 

 

 

#یادنامه #اسماعیل_سعادت #سعادت #اصغر_مهرپرور #ناصر_فکوهی #آمنه_بیدگلی #سیدعلی_آل_داود  #ایران_گرگین #مهشید_نونهالی #پیمانه_صالحی #انسیه_جلالوند #مهناز_مقدسی #جواد_رسولی #هومن_عباسپور #کوشا_وطن‌خواه #انجمن_ویراستاران #انجمن_صنفی_ویراستاران #انجمن_صنفی #انجمن_صنفی_ویراستاران_ایران #آموزگاران #ویرایش #خبرنامه #ویژه_نامه_استاد_سعادت #سمیه_حسنی #شناخت_سعادت #مروارید_اندیشه #همای_سعادت #قاصد_مرکز_نشر_دانشگاهی #جشن_نامه_استاد_سعادت