غلط ننویسیم ــ بخش دوم

غلط ننویسیم ــ (بخش دوم)
|  جشن‌نامۀ ابوالحسن نجفی |  به کوشش امید طبیب‌زاده  |  انتشارات نیلوفر  |  چاپ اول: بهار ۱۳۹۰ |

 

…. طباطبایی: استاد، شاید اصلاً نتوان جلو این گرفته‌برداری‌ها را گرفت. نمونۀ دیگر این کاربرد، عبارت «خدای من» است که نه تنها در فیلم‌های دوبله، بلکه در فیلم‌های ایرانی و حتی در کوچه و بازار هم به کار می‌رود. با توجه به اینکه مابیش از نود درصد از اطلاعات و اخبار خود را دربارۀ جهان از طریق زبان انگلیسی کسب می‌کنیم و وابسته به آن هستیم، در هر حال تحت تأثیر آن هم قرار می‌گیریم.. .

برای دریافت مقاله کلیک کنید.

غلط_ننویسیم_بخش__دوم

غلط ننویسیم

غلط ننویسیم
|  جشن‌نامۀ ابوالحسن نجفی |  به کوشش امید طبیب‌زاده  |  انتشارات نیلوفر  |  چاپ اول: بهار ۱۳۹۰ |

 

موجانی: کتاب غلط ننویسیم زمانی منتشر شد که ما در اوج جنگ هشت‌ساله بودیم. شهرها را موشک‌باران می‌کردند، و خلاصه فضای پرتنشی بر مملکت حاکم بود. اما من خوب به خاطر دارم که مردم استقبال فراوانی از این کتاب کردند. به حدی که همه جا صحبت آن بود. همان‌طور که گفتم، آن زمان تهران را موشک‌باران می‌کردند و به همین علت من با عده‌ای از دوستان زمان دانشگاه دسته‌جمعی در خانه‌ای نزدیک تهران زندگی می‌کردیم. …

* بخش دوم مقاله هفتۀ بعد منتشر خواهد شد.

برای دریافت مقاله کلیک کنید.

ghalat-nanevisim–1

بیستمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

|  بیستمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران  |

بیستمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. مطالب درج‌شده در اين شماره بدین قرار است: صفحۀ اول، مطالبی از زبان مدرسان دورۀ ویرایش و نگارش متون کودک و نوجوان و گزارش جلسۀ هیئت‌مدیره؛ صفحۀ دوم، سرمقاله و گزارش کمیسیون‌ها؛ صفحۀ سوم، گفت‌وگو با هومن عباسپور در مورد دشواری‌های ضبط اعلام؛ صفحۀ چهارم، ویرایش صوری و مسئولیت‌های ویراستار، سؤال هفته و موفقیت اعضا.

برای دریافت خبرنامه کلیک کنید

 

لطفاً پیشنهادهای خود را ازطریق راه‌های ارتباطی برایمان ارسال کنید.
روابط عمومی انجمن صنفی ویراستاران:
۸۸۵۱۴۶۱۴
anjoman.virastar@gmail.com
۰۹۹۲۵۹۹۱۷۶۱

نام ویراستار در صفحۀ فیپا و فاپا

نام ویراستار در صفحۀ فیپا و فاپا

مدتی است که برخی ویراستاران اعلام کرده‌اند نامشان در صفحۀ فیپا درج نمی‌شود مگر آنکه ویراستار علمی باشند و حتی وقتی ناشر هم نام ویراستار را اعلام کرده، باز هم در صفحۀ فیپا نیامده است. برای طرح این موضوع و گفت‌وگو دربارۀ سازوکار بخش فهرست‌نویسی و اطلاع از قواعد و قوانین آن، درصدد شدیم با کارشناسان و مسئولان این مجموعه دیداری داشته باشیم. با حمایت و راهنمایی خانم یعقوب‌پور، مدیرکل پردازش اطلاعات در کتابخانۀ ملی، روز دوشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۱ جلسه‌ای برگزار شد. گزارشی از این جلسه در ادامه آمده است.

مهناز مقدسی، دبیر انجمن، نخست انجمن و فعالیت‌های آن را معرفی کرد و به ارتباط انجمن با مراکز و مجامع فرهنگی اشاره کرد و گفت پیش از تأسیس انجمن صنفی ویراستاران هیچ انجمن رسمی‌ای برای ویراستاران وجود نداشت و این انجمن  همۀ تلاش خود را به مستحکم‌کردن پایه‌های شغلی و علمی این صنف معطوف داشته است. در طول این سال‌ها نیز از حمایت‌های نهادها و سازمان‌های معظمی برخوردار بوده است، از جمله مرکز نشر دانشگاهی، خانۀ کتاب و ادبیات ایران، جهاد دانشگاهی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

مقدسی  سپس دربارۀ نرخ‌نامۀ ویرایش، که انجمن سال گذشته منتشر کرد، توضیح داد و گفت: ما برای تنظیم نرخ‌نامه باید به تعریف انواع ویرایش و مسئولیت‌های ویراستاران و رتبه‌بندی و تنظیم پایۀ شغلی آنان توجه ویژه‌ای می‌کردیم و اطلاعات دقیقی می‌دادیم که برای جامعۀ ویراستاران و اهالی نشر هم مفید باشد و احتمالاً این تعاریف  برای مسئولان فهرست‌نویسی نیز به کار خواهد آمد، زیرا تلقی از ویراستار صوری را روشن‌تر می‌کند و نشان می‌دهد که ویراستار صوری چه میزان مسئولیت‌ دارد و چقدر حضورش مهم است و نمی‌شود او را نادیده گرفت. مقدسی، در ادامۀ صحبت‌ها، مسئولیت ویراستاران زبانی و ترجمه و ساختاری و استنادی را نیز برشمرد.

جواد رسولی، رئیس کمیسیون امور صنفی و حقوق، گفت که تعدادی از ویراستاران ممکن است شغل ثابتی نیز داشته باشند و ویرایش کتاب را صرفاً به‌خاطر اعتبار و علاقه‌شان انجام بدهند. برای این گروه معمولاً مسائل مالی و حقوقی اولویت ندارد، اما ویراستاران بسیاری هستند که ویرایش شغل اصلی آنان است و حقوق ثابتی دریافت نمی‌کنند. از آن‌سو ناشران نیز توان پرداخت مبالغ بیشتر را به ویراستاران ندارند. آنچه برای ویراستار می‌ماند این است که نامش در بخش حقوقی کتاب و در کنار پدید‌آورندگان درج شود تا بتواند از مزایای این شغل، مانند عضویت در صندوق اعتباری هنر و برخورداری از بیمۀ پایه و تکمیلی، استفاده کنند. بنابراین بسیار مهم است که  حقوق معنوی ویراستار رعایت شود.

رسولی در ادامه گفت: اخیراً چند تن از اعضای انجمن با کمیسیون امور صنفی و حقوقی دربارۀ درج نشدن نامشان در فیپا گفت‌وگو کرده‌اند و مشخص شده که ناشر نام ویراستار را برای فیپا فرستاده اما همکاران کتابخانۀ ملی آن را ثبت نکرده‌اند.

خانم یعقوب‌پور، مدیرکل پردازش اطلاعات، نخست مسئولیت‌های بخش فهرست‌نویسی و فیپا را توضیح داد و دربارۀ مشکلاتی که از جانب ناشران و پدید‌آورندگان پیش می‌آید گفت و به قواعد بین‌المللی و بخش‌های بومی‌سازی‌شدۀ فهرست‌نویسی اشاره کرد. وی سپس  گفت که مسئولان فیپا موظف‌اند آنچه ناشر اعلام می‌کند در فیپا درج کنند و شخصاً در آن دخل و تصرف نمی‌کنند، اما بسیار پیش آمده که ویراستاران به بخش فیپا مراجعه کرده‌اند و گله داشته‌اند که چرا نامشان ذکر نشده و ما هم مستنداتی داده‌‌ایم که ناشر نامی را ذکر نکرده است. این ویراستاران حتی مشاوره خواسته‌اند که برای حل این مشکل چه کنند و ما هم توصیه کرده‌ایم که سعی کنند در قراردادشان ذکر کنند که نامشان در کجا باید ذکر شود، اما متأسفانه بسیاری از ویراستاران قراردادی ندارند.

یعقوب‌پور افزود که در بخش فهرست‌نویسی دو مرحله وجود دارد پیش از انتشار (فیپا) و پس از انتشار (فاپا). در موارد بسیاری، ناشر تغییراتی در صفحۀ حقوقی کتاب (پس از انتشار) می‌دهد و نام‌هایی را عوض یا حذف می‌کند و ما ناچار می‌شویم اسامی جدید را وارد کنیم که گاه اشخاص اعلام‌شده اصلاً ویراستار نیستند یا نسبتی فامیلی با ناشر دارند، ولی ویراستاران تصور می‌کنند که ما این کار را کرده‌ایم. از دیگر مشکلاتی که ناشران برای بخش فیپا ایجاد می‌کنند ندادن اطلاعات دقیق ویراستار شامل نام و نام خانوادگی دقیق و سال تولد ویراستار است که باید در فیپا شناسایی و سپس ثبت شود و وقتی اطلاعات ناقص است مسئولان فیپا آن را درج نمی‌کنند. همچنین گاه دو مسئولیت را با هم ذکر می‌کنند مثلاً می‌نویسند «صفحه‌آرا و ویراستار» که این دو مسئولیت هم‌طراز نیست و مواردی مثل این باعث می‌شود که بخش فیپا از درجِِ اسم فوق پرهیز کند.

یعقوب‌پور توصیه کرد که اگر ویراستاری به این مشکل برخورده باید مطمئن شود که: 1) ناشر نام او را در هنگام درخواست فیپا در زمرۀ پدیدآورندگان آورده باشد و نیز مشخصات کامل او (نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد) را ثبت کرده باشد؛ 2)  نام ویراستار در صفحۀ عنوان یا در شناسنامۀ کتاب، به‌صورت مجزا از نقش‌های دیگر، آمده باشد؛ 3)  ناشر نام افراد را در زمان انتشار کتاب تغییر نداده باشد.

یعقوب‌پور و دیگر کارشناسان حاضر در جلسه در مورد مسئولیت ویراستار صوری یا فنی و ادبی پرسش‌هایی داشتند و بر آن بودند که ویراستار صوری کار خاصی در کتاب انجام نمی‌دهد که نامش ذکر شود. این تلقی، پس از توضیحات کارشناسان انجمن، اصلاح شد و تغییر یافت.

دکتر خادمیان، در توضیحِ ذکر کردن نام ویراستار، افزود که اگر ویراستار علمی نامش در صفحۀ عنوان و در صفحۀ حقوقی بیاید، مسئولان فیپا نام او را هم در بخش پدیدآورنده و هم در بخش «شناسۀ افزوده» ذکر می‌کنند، اما نام ویراستاران دیگر را فقط در بخش «پدیدآورنده» می‌آورند و به آن شناسۀ افزوده اختصاص نمی‌دهند.

مهدی قنواتی دربارۀ تفاوت انواع ویرایش و ویراستار گفت و اشاره کرد که ما در سطوح بین‌المللی ویراستاری ذیل عنوان «ویراستار علمی» (scientific editor) یا  «ویراستار ادبی» (literate editor) نداریم و این‌ها عناوینی است که در ایران و بین برخی ناشران مرسوم شده. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم پنج نوع ویرایش میان ناشران متداول است که در نرخ‌نامه آمده و بهتر است مسئولان کتابخانۀ ملی نیز این عناوین را در نظر بگیرند. بسیاری از متون ویرایش محتوایی می‌شوند اما علمی نیستند؛ پس نمی‌توان گفت ویراستار علمی عنوان دقیقی است.

در پایان این جلسه، قرار شد انجمن طی جلساتی با ناشران و ویراستاران نکاتی را که برای ثبت در فیپا لازم است بدانند مطرح کند و آگاهی‌بخشی کند. خانم یعقوب‌پور و همکارانشان اعلام آمادگی کردند در صورتی که اعضای انجمن مایل باشند از کتابخانۀ ملی و بخش‌های علمی و فهرست‌نویسی دیداری داشته باشند، امکان این دیدار و نیز جلسات گفت‌وگو را فراهم کنند. ضمناً درخواست کردند که چنانچه مشکلاتی برای ثبت اسامی ویراستاران پدید آمد انجمن آن را با مسئول مستقیم فیپا مطرح کند تا اگر خطایی از بخش فیپا صورت گرفته شده باشد رفع گردد و اگر موضوع چیز دیگری باشد آن را اطلاع دهند.

شرکت‌کنندگان در این جلسه از انجمن، خانم‌ها مهناز مقدسی، لیلا اثناعشری، مهتاب میناچی و آقایان مهدی قنواتی و جواد رسولی، و از کتابخانۀ ملی خانم‌ها یعقوب‌پور، مدیرکل پردازش اطلاعات؛ جعفری، بخش فیپا؛ نمازی، مسئول واحد فیپا، سلطانی، بخش فهرست‌نویسی منابع کتابی؛ فعال، بخش فهرست‌نویسی منابع غیرکتابی، و آقای دکتر خادمیان رئیس گروه مستند‌سازی بودند.

نگاه تنگ و فراخ به ویرایش

نگاه تنگ و فراخ به ویرایش
عبدالحسین آذرنگ  | منتشر شده در جهان کتاب  |  سال بیست‌وششم، شمارۀ ۷، مهرـ آبان ۱۴۰۰

حرفۀ ویراستاری در شمار حرفه‌های پرتنش است. سروکار داشتن با آثاری که به دیگران تعلق دارد، ورود به حیطۀ آنان و دخل و تصرف در اثری که آفریدۀ دیگری است و حقوق مادی و معنوی آن به او تعلق دارد نمی‌تواند از تنش و چالش برکنار باشد. ازاین‌روست که نظریه‌پردازان ویرایش، مؤلفان آثار برجسته در این حوزه و ویراستاران کارکشته بر آیین اخلاقی و آداب و سلوکی تأکید دارند که ویراستاران آن‌ها را به تمام و کمال، یا تاجای ممکن، مراعات کنند تا آن چالش و تنش به همکاری خوشایند تبدیل شود، یا به آن حد کاهش بیاید که اصطکاک میان قلمروها در فعالیت‌ها اختلال ایجاد نکند….

 

برای دریافت متن کامل این مقاله کلیک کنید.

نگاه تنگ و فراخ به ویرایش-آذرنگ

رابطۀ موضوع، مفهوم، و هدف با ساختمان و سبکِ نوشته

رابطۀ موضوع، مفهوم، و هدف با ساختمان و سبکِ نوشته

| مقدمه‌ای بر فارسی‌نویسی برای کودکان (۱)، نادر ابراهیمی، تهران: روزبهان، ۱۳۹۶، ص ۱۰۱-۱۰۶ |

 

… زمانی که ما برای بچه‌ها می‌نویسیم، به‌خاطر جنبه‌های آموزشیِ کار، ناگزیریم تا حد امکان، پرونده‌ی هر واژه را مد نظر داشته باشیم. وقتی ما مقاله‌ای می‌نویسیم، یا کتابی علمی و فنی، که میل داریم بچه‌ها آن را بخوانند و بهره بگیرند، باید بدانیم که در چنین متن‌هایی چه کلماتی دقیقاً جای خودشان را پیدا می‌کنند و به اصطلاح «به جا می‌نشینند»…..

برای دریافت مقاله کلیک کنید.

رابطه-موضوع-مفهوم-هدف-ساختما-سبک-نوشته

چرا ویراستار شدی؟

 
چرا ویراستار شدی؟
| از تجربۀ مری ایمبری: ویراستار آزاد |  ترجمۀ عبدالحسین آذرنگ  | 
منتشرشده در: جهان کتاب، سال چهاردهم، شمارۀ ۱ و ۲ |  ۱۳۸۸ |

… یکی از خطاهای بزرگی که دیده‌ام ویراستاران دیگر مرتکب می‌شوند بازنگاری و تغییر دادن اثر نویسنده است، به جای آنکه فقط آن را ویرایش کنند. گاه جملۀ بدی را از نو می‌نویسم یا جملۀ بیش از اندازه بلندی را به دو یا سه جمله می‌شکنم. اما اگر نتوانم لحن نویسنده را حفظ کنم و از عهدۀ آن برنیایم، به آن دست نمی‌زنم. از نویسنده می‌خواهم خودش این کار را بکند. بازنگاری اثر نویسنده لحن او را تغییر می‌دهد. این عمل به نمایش گذاشتنِ قائل نبودن احترام خاص برای نویسنده است؛ گستاخیِ تحقیرآلود، اهانت‌بار و غیرقابل‌قبول است…

 

متن کامل مقاله را در پیوند زیر بخوانید.

چرا ویراستار شدی؟

نوزدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

|  نوزدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران  |

نوزدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. مطالب درج‌شده در اين شماره بدین قرار است: صفحۀ اول، گزارش تقدیر از گلی امامی، رئیس هیئت‌مدیرۀ انجمن و گزارش هشتادوپنجمین جلسۀ هیئت‌مدیره؛ صفحۀ دوم، سرمقاله و گزارش کمیسیون‌ها؛ صفحۀ سوم، برگزاری دورۀ کودک؛ صفحۀ چهارم، کتاب‌های صوتی و درست‌خوانی، سؤال هفته، موفقیت اعضا.

برای دریافت خبرنامه کلیک کنید

 

لطفاً پیشنهادهای خود را ازطریق راه‌های ارتباطی برایمان ارسال کنید.
روابط عمومی انجمن صنفی ویراستاران:
۸۸۵۱۴۶۱۴
anjoman.virastar@gmail.com
۰۹۹۲۵۹۹۱۷۶۱

امر اجتماعی

امر اجتماعی
|  سعید خاقانی  |  منتشرشده در: جهان کتاب، سال بیست و دوم، شمارۀ ۱ و ۲ | ۱۳۹۶ |

برای آگاهی از بازار کتاب و سلایق مخاطبانش کافی است قدمی کوتاه در راستهٔ کتاب‌فروشان خیابان انقلاب بزنیم تا بفهمیم کتاب هنوز برآیند خواست‌ فردی نویسنده و مترجم است که دغدغه‌های ذهنی‌اش را به پشت ویترین می‌کشاند.

در این مقاله، از کتاب به عنوان انعکاس ذهن جمعی می‌توان صحبت کرد. این حالت انعکاسی جنبه‌ای مابعدی به کتاب‌ها می‌بخشد؛ بدین معنا که نیازها جای دیگری شکل می‌گیرد و کتاب تنها مُسکن و جوابیه‌ای به این خواست‌ها می‌شود. دقیقاً در همین دو امر یعنی جمعیتی بودن و واکنشی بودن است که امر جمعی با امر اجتماعی متفاوت می‌شود.

متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.

امراجتماعی-جهان کتاب

 

 

پیرامتن در ترجمه و مقایسۀ پانویس‌های دو ترجمه از یک اثر تِری ایگلتون

پیرامتن در ترجمه
و مقایسۀ پانویس‌های دو ترجمه از یک اثر تِری ایگلتون

| حسن هاشمی میناباد | منتشرشده در: جهان کتاب، سال بیست و یکم، شمارۀ ۹ | ۱۳۹۵ |

در این مقاله ابتدا ترجمۀ پژوهش‌مدار را معرفی می‌کنم و آن‌گاه به پیرامتن در ترجمه می‌پردازم. پیرامتن در ترجمه عبارت است از پیشگفتار، مقدمه، پانویس‌ها و پی‌نویس‌ها و مانند آن که مترجم برای روشن کردن متن، رفع مشکلات آن، زدن پلی بین زبان و فرهنگ مبدأ و مقصد و آسان کردن کار برای مخاطبانش به اثرِ ترجمه‌شده اضافه می‌کند. مهم‌ترین این‌ها مقدمۀ مترجم و پانویس‌ها هستند و پانویس رایج‌ترین آن‌هاست. پس از بحث کلی دربارۀ انواع پیرامتن در ترجمه، بایدها و نبایدهای درج پانویس‌ها و پی‌نویس‌ها آمده و سپس پانویس‌های دو ترجمه از یک اثرِ تری‌ایگلتون (چگونه باید ادبیات بخوانیم؛ آثار ادبی را چگونه باید خواند؟) بررسی شده.

 

متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.

پیرامتن در ترجمه ـ حسن هاشمی میناباد

پرسشی از حال ویرایش

پرسشی از حال ویرایش

| گفت‌وگویی دربارۀ ویرایش کتاب‌های ادبی کودک و نوجوانمنتشرشده در: جهان کتاب، سال چهاردهم، شمارۀ ۱۰-۱۲ | ۱۳۸۸|

 

بعد از گذشت سال‌ها، هنوز جایگاه ویرایش و ویراستار در کتاب‌های ادبی ما روشن نیست. این بلاتکلیفی در حوزۀ کودک و نوجوان گاهی بیشتر از حوزۀ بزرگسال است، به‌خصوص که برای صحبت در این‌باره به تعداد انگشتان یک دست هم اسم به ذهنت نمی‌رسد. اما این فکر که «به هر حال باید از جایی شروع کرد» ما را بر آن داشت میزگردی با موضوع ویرایش کتاب‌های ادبی حوزۀ کودک و نوجوان برگزار کنیم؛ باشد که حداقل به طرح سؤالاتی در این زمینه دست زده شود و پله‌ای ساخته شود برای رسیدن به سطوح بالاتر.

شیوا حریری و علی‌اکبر میرجعفری دو ویراستاری بودند که در این گفت‌وگو حضور یافتند و به بحث دربارۀ مبانی نظری و تجربی ویراستاری ادبیات کودک و نوجوان پرداختند…

 

متن کامل مقاله را در وبگاه انجمن صنفی ویراستاران مطالعه کنید.

پرسشی از حال ویرایش

وظیفۀ ویراستار برقراری تفاهم است

وظیفۀ ویراستار برقراری تفاهم است
| گفت‌وگوی مهناز مقدسی و هومن عباسپور با استاد ابوالحسن نجفیمنتشرشده در بخارا، شمارۀ ۲۰ |  مهر ۱۳۸۰ |

نمی‌توانم تعریفی از ویرایش بکنم. فقط می‌گویم ویرایش تفاهمی است میان ویراستار و نویسنده؛ و ویراستار است که باید سعی کند و این تفاهم را به وجود آورَد. در اینجا دو حالت وجود دارد: یا ویراستار را نویسنده انتخاب می‌کند که در این صورت تفاهم پیشاپیش برقرار است، یا ویراستار را ناشر تعیین می‌کند و در واقع اگر نگوییم به نویسنده تحمیل می‌کند، باید بگوییم که به نویسنده عرضه می‌کند، که در این صورت ایجاد تفاهم گاهی اوقات با مشکل مواجه می‌شود و وظیفۀ ویراستار است که سعی کند این تفاهم را فراهم آورد…

 

متن کامل مقاله را در پیوند زیر بخوانید.

وظیفۀ ویراستار برقراری تفاهم است

هجدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

|  هجدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران  |

هجدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. مطالب درج‌شده در اين شماره بدین قرار است: صفحۀ اول، گزارش دیدار ویراستاران و ناشران؛ صفحۀ دوم، سرمقاله و گزارش کمیسیون‌ها؛ صفحۀ سوم، سؤال هفته و گزارش جلسۀ هیئت‌مدیره؛ صفحۀ چهارم، گزارش نشست‌ها و موفقیت اعضا.

برای دریافت خبرنامه کلیک کنید

▫️لطفاً پیشنهادهای خود را ازطریق راه‌های ارتباطی برایمان ارسال کنید.

روابط عمومی انجمن صنفی ویراستاران:

۸۸۵۱۴۶۱۴
anjoman.virastar@gmail.com
۰۹۹۲۵۹۹۱۷۶۱

 

ویرایش داستان، چرا و چگونه

|  ویرایش داستان، چرا و چگونه  |

نشست مجازی معرفی «کارگاه داستان و ویرایش داستان» در ۹ تیر ۱۴۰۱ در وبینارپلاس برگزار شد. در این نشست، مهدی قنواتی، رئیس کمیسیون آموزش انجمن، با فرشته احمدی، پژوهشگر، ویراستار و مدرس این کارگاه، به گفت‌وگو نشست.

نخست، مهدی قنواتی به مشکلاتی که شیوع ویروس کرونا در چند سال اخیر پدید آورده اشاره کرد و گفت این همه‌گیری سبب شد که نتوانیم کارگاه‌ها را حضوری برگزار کنیم. اما اکنون شرایطی فراهم شده که برخی کارگاه‌ها را هم به‌صورت حضوری و هم برخط برگزار شود تا فراگیرانی که در شهرهای دیگر سکونت دارند بتوانند از کارگاه استفاده کنند.

پس از آن، پرسش‌هایی در خصوص ویرایش داستان و کارگاهی که از هفتۀ آینده شروع می‌شود مطرح شد و فرشته احمدی به آن‌ها پاسخ داد.

متن خلاق و داستان چیست؟

هر متنی که گزارش صرف نداشته باشد، به عالم خیال مربوط باشد و قابلیت راستی‌آزمایی نداشته باشد متن خلاق است. داستان یکی از متون خلاق است و دریچه‌ای است به جهانی دیگر. وجه تمایز همۀ متون خلاق تخیل است.

تفاوت بین داستان و رمان چیست؟

در کارگاه داستان و ویرایش داستان انواع داستان را معرفی می‌کنم. اما اینجا به‌اختصار می‌گویم که تفاوت انواع داستان در ساختار آن‌هاست. ساختار واژۀ کلیدی این کارگاه است. رمان و داستان و داستان کوتاه که از قرن نوزدهم به بعد شکل گرفته ساختار متفاوتی دارند، ضمن آنکه پیش از آن انسان موجودی بود اسیر سرنوشت، اما در دورۀ جدید فردگرایی اهمیت یافته است.

احمدی افزود: ما به‌طور عام از کلمۀ داستان استفاده می‌کنیم و منظورمان تمامی انواع آن است. داستان به هر نگارش خلاقی گفته می‌شود که شروعی دارد و با سلسله‌مراتبی در نقطه‌ای غیر از آغاز پایان می‌یابد. تفاوت بین رمان و داستان کوتاه را با مثالی می‌شود روشن کرد: رمان مثل شهر است و داستان کوتاه مثل یک آپارتمان. ضمن اینکه در رمان نویسنده فرصتی می‌یابد تا تصویرسازی و شخصیت‌پردازی کند، اما داستان کوتاه برشی از جهان است که شکلی مینی‌مالیستی و موجز دارد. این نکته را هم بگویم که شروع نگارش رمان آسان است اما ساختار و پایان دادن به آن بسیار دشوار است.

چند نوع ویرایش میان ناشران متداول است: صوری، زبانی، ترجمه، استنادی، ساختاری و محتوایی. ویرایش داستان شامل کدام یک از این‌هاست؟

ایدئال این است که ناشران هر کدام از این ویرایش‌ها را به متخصص همان ویرایش بدهند، اما چنین امری در نشر ما رایج نیست و ناشران نمی‌توانند هزینه‌های آن را بپردازند. ما در این کارگاه به‌صورت تخصصی به ویرایش ساختاری داستان می‌پردازیم، پس می‌توان گفت ویرایش داستان ویرایشی ساختاری است. ساختار روایت را می‌شناسیم. البته از زبان داستان هم نمی‌توان گذشت.

در ویرایش داستان تا حدودی هم به ویرایش زبانی وارد می‌شویم. به بیان دیگر، زبان یکی از عناصر ساختار داستان است.بسیار دیده‌ام که ناشران پس از پذیرفتن اثری داستانی فقط آن را ویرایش صوری و زبانی می‌کنند و به ویرایش ساختار آن نمی‌پردازند. جای این ویرایش واقعاً در نشر ما خالی است.

ویراستار داستان باید چه توانمندی‌ها و ابزاری داشته باشد؟

پیش از هر چیز، ویراستار داستان باید به ادبیات علاقه‌مند باشد و متون متنوعی را خوانده باشد. خواندن روایت‌های مختلف ساختار را در ذهن ما سروشکل می‌دهد. رد هر روایت در ذهن خوانندۀ آن می‌ماند و وقتی ذهن ساختار را شناخت بهتر می‌تواند آن را تجزیه و تحلیل کند. پس ویراستار باید مجهز باشد به علمی که پیش‌تر کسب کرده و نیز دائماً مطالعه کند. باید ساختمان داستان را خوب بشناسد بتواند داستان را بشکافد و اجزای مختلف آن را تجزیه‌وتحلیل کند تا بتواند به نویسنده پیشنهاد اصلاح بدهد.

آیا پس از آموختن این نوع ویرایش می‌توان وارد بازار کار شد؟

تفاوت این کارگاه با کارگاه داستان‌نویسی این است که در این کارگاه متخصص و کارشناس داستان پرورش داده می‌شود نه نویسندۀ داستان. بنگاه‌های انتشاراتی به متخصصانی که بتوانند داستان را تحلیل کنند نیاز دارند. می‌توان در بنگاه‌های انتشاراتی کار را با ویرایش صوری و زبانی داستان آغاز کرد و پس از مهارت‌ورزی کافی به ویرایش داستان نیز پرداخت. فعالیت‌های دیگری هم هست: نوشتن تحلیل داستان، نقد داستان، …

البته این کارگاه برای نویسندگان داستان هم مفید است چرا که به آن‌ها می‌آموزد چگونه داستانشان را تحلیل و واکاوی کنند.

برخی داستان‌ها ساختارمند نیستند. این نوع داستان‌ها را چطور باید ویرایش کرد؟

این نکته را فراموش نکنیم که ساختار قرار نیست دست‌وپای ما را ببندد. آگاهی دربارۀ ساختار ذهن ما را روشن می‌کند تا داستان را درست ببینیم. مسلماً داستان‌هایی هستند که باید با ملاک و معیار خودشان سنجیده شوند. شناخت ساختار داستان به ما می‌آموزد که با هر داستان چه مواجهه‌ای داشته باشیم و جهان‌بینی مستتر در آن را چگونه ادراک کنیم و با در نظر گرفتن همۀ این موارد با نویسنده همراه شویم.

موضوع اصلی این است که ویراستار همیشه باید دو سؤال را از خود بپرسد: اول، چه داستانی تعریف می‌شود؟ دوم، داستان چقدر خوب تعریف می‌شود؟

اگر ویراستار پاسخ این دو سؤال را به‌خوبی بداند، می‌تواند در ویرایش داستان به نویسنده کمک کند.

تصور کنیم داستان به لحاظ ساختاری مشکلی ندارد، حال ویراستار تا چه اندازه اختیار دارد که در زبان آن دست ببرد؟

این موضوع دربارۀ هر داستانی متفاوت است. بستگی به نثر دارد و اینکه نویسنده چقدر آگاهانه زبان متن را به هم ریخته است. نکتۀ مهم این است که ویراستار باید در کنار نویسنده و در خدمت او باشد نه در مقابل او. باید داستان او را دوست داشته باشد، آن را درک کند و بفهمد نویسنده چه قصدی داشته است. بدترین کاری که ویراستار می‌تواند انجام دهد این است که همۀ متن‌ها را طبق الگوی مشخصی ویرایش کند.

برای آموختن بهتر، به فراگیران این کارگاه چه توصیه‌ای می‌کنید؟

مهم است که به این حوزه علاقه‌مند باشند، بسیار مطالعه کرده باشند و به مطالعه ادامه دهند، منابعی را که در کارگاه توصیه می‌شود بخوانند و تمرین‌های هفتگی را انجام دهند تا کارگاه برایشان مفرح‌تر و کاربردی باشد.

اگر بخواهید کتابی معرفی کنید که برای مخاطبان مفید باشد مطالعۀ چه کتابی را توصیه می‌کنید؟

یکی از کتاب‌های ریچارد براتیگان، با عنوان باد همه چیز را با خود نخواهد برد، ظاهر آزادانه‌ای دارد ولی با تحلیل داستان متوجه می‌شویم چه اندازه ساختارمند است. این کتاب مفیدی برای شناخت نوع متفاوتی از داستان است.

کتاب دیگری را نیز توصیه می‌کنم: راستۀ کنسروسازان، اثر جان اشتاین بک. در این کتاب هم خیلی خوب می‌شود عناصر داستان را یافت.

چند ویراستار داستان خوب در کشور داریم یا شما می‌شناسید؟

ناشران چندان در پی ویرایش ساختاری داستان نیستند. معمولاً این‌طور است که اتفاقی متخصصی پیدا می‌شود که ساختار داستانی را بررسی می‌کند و به نویسنده پیشنهاد می‌دهد یا داستان‌ها را فقط ویرایش صوری و زبانی می‌کنند. البته در کارگاه‌های داستان‌نویسی افرادی را دیده‌ام که داستان‌های دیگران را بررسی می‌کنند و آن را اصلاح می‌کنند. بنابراین نمی‌توانم بگویم ویراستار داستان می‌شناسم.

به نظر می‌رسد این اولین باری است که کارگاهی با این عنوان و با قصد آموزش ویرایش داستان برگزار می‌شود.

 

در پایان، مهدی قنواتی در پاسخ به حاضرانی که دربارۀ ورود به بازار کار پرسیده بودند گفت تسلط به حوزۀ نگارش و ویرایش روندی تدریجی است و با گذشت زمان و تمرین بسیار و پشتکار ویراستار و نویسنده حاصل می‌شود. اگر بخواهیم صادق باشیم باید بگوییم که کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی قدم اول است و نمی‌توان گفت پس از گذراندن کارگاه یا دوره‌ای حتی بلندمدت می‌توان به‌سرعت وارد بازارکار شد. مهارتی که در این کارگاه آموزش داده می‌شود، و نیز مهارت‌های دیگر ویرایشی، تمرین و ممارست بسیار می‌طلبد.

 

برای مشاهدۀ نشست اینجا کلیک کنید.

نرخ‌نامۀ ویرایش از نگاه ویراستاران

نرخ‌نامۀ ویرایش از نگاه ویراستاران |

گزارش نشست هم‌اندیشی با اعضا، ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ |

الهام اشجع  |  عضو پیوستۀ انجمن صنفی ویراستاران

 

تلاش چندین‌ماهۀ اعضای کارگروه نرخ‌‌نامۀ انجمن صنفی ویراستاران و برگزاری جلسات متعدد به تدوین نرخ‌نامه‌ای منتهی شد که از چندی پیش در وبگاه انجمن قرار گرفت. این نرخ‌نامه یک‌بار در نمایشگاه کتاب به نقد و نظر گذاشته شد و بار دیگر، در نشستی با برخی ناشران، دربارۀ آن صحبت شد و این‌ بار در جمع اعضای انجمن مطرح شد و اعضای کارگروه به پرسش‌های اعضا در جلسه‌ای مجازی پاسخ دادند؛ جلسه‌ای که در 31 خرداد برگزار شد.

 

در بخش اول نشست، نخست مهناز مقدسی، دبیر انجمن، دربارۀ جایگاهی که انجمن در میان انجمن‌های فرهنگی و صنفی به‌دست‌ آورده گفت و از کسانی که در این پیشرفت‌ها سهم داشتند قدردانی کرد و حضور خانم گلی امامی را در سمت رئیس هیئت‌مدیره افتخاری برای انجمن خواند. سپس استاد مهرپرور، عضو هیئت‌مدیره و خزانه‌دار انجمن، دربارۀ زحمات و تلاش‌های دبیرخانۀ انجمن و حمایت‌های بی‌دریغ انتشارات همیشه برای حفظ و اعتلای انجمن گفت. وی به مشکل مالی انجمن اشاره کرد و اینکه انجمن با حق عضویت‌های اندکی که دریافت می‌کند نمی‌تواند روی پای خود بایستد و نیاز به جذب حمایت‌های مالی دارد. مهرپرور افزود که شاید تلقی بشود اعضای هیئت‌مدیره حقوق می‌گیرند درحالی‌که هیئت‌مدیره و دبیر انجمن هیچ‌گونه دریافتی‌ای ندارند و حتی در زمان‌هایی کمک مالی هم می‌کنند. وی در ادامه گفت کم بودن همکاری داوطلبانۀ اعضای انجمن موجب شده که تمام زحمات بر دوش عدۀ اندکی باشد و این برای بقای انجمن کافی نیست. مهرپرور از همۀ اعضای انجمن درخواست کرد که برای حل مشکلات انجمن همراهی کنند و چاره‌ای بیندیشند.

جواد رسولی، رئیس کمیسیون امور صنفی، به‌ حمایت معنوی شخصیت‌های سرشناس فرهنگی از انجمن اشاره کرد و گفت بسیاری از ناشران فعال و مطرح تهران این انجمن را در جایگاه تشکلی علمی و فرهنگی به رسمیت می‌شناسند و برای نظرخواهی و معرفی ویراستار از انجمن کمک می‌خواهند. او از همۀ اعضای انجمن خواست در حد توان خود به پیشرفت انجمن کمک کنند.

در ادامه، هومن عباسپور، نایب‌رئیس انجمن، با اشاره به نزدیک بودن مجمع عمومی امسال برای انتخاب اعضای جدید هیئت‌مدیره گفت اعضای انجمن به‌جز شرکت در انتخابات لازم است که انجمن خود را یاری کنند و تأکید کرد که اگر هریک از اعضا فقط پنج‌درصد وقتشان را برای انجمن بگذارند، دیگر لازم نیست عدۀ کمی 95درصد وقتشان را به کارهای انجمن اختصاص دهند.

پس از آن، مقدسی با برشمردن کارهایی که اعضا در یاری انجمن می‌توانند انجام دهند گفت معرفی و شناساندن انجمن به مراکز فرهنگی و انتشاراتی و تشویق آن‌ها برای دریافت خبرنامۀ انجمن و اطلاع‌رسانی کارهای انجمن و کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی از جمله کارهای کوچکی است که اعضا می‌توانند برای انجمن خودشان بکنند.

نازنین خلیلی‌پور، مدرس دوره‌های ویرایش انجمن، نیز وجود انجمن صنفی را برای ویراستاران امری ضروری دانست و با برشمردن موفقیت‌های انجمن، پیگیری امور بیمه‌ای اعضا و اختصاص بن کتاب و به رسمیت‌شناختن ویراستار در صفحۀ حقوقی کتاب را حاصلِ داشتنِ صنف خواند و گفت که این انجمن در طول این سال‌ها توانسته کارهای پیوسته و هدف‌داری انجام دهد و بدون حاشیه و در فضایی دوستانه مسیر خود را طی کند.

در بخش دوم نشست، سیدحمید حیدری‌ثانی، از اعضای کارگروه نرخ‌نامه، دربارۀ چگونگی تدوین آن صحبت کرد و گفت ایدۀ اولیۀ تدوین نرخ‌نامه از تیر 1400 مطرح شد و پس از آن کارگروهی متشکل از خانم‌ها اثناعشری، فرهادی‌مهر، مقدسی و آقایان رسولی، شمس‌الدینی، صفری، عباسپور و خود ایشان یکشنبه‌ها به‌طور پیوسته جلسه برگزار کرد و نهایتاً در 17 بهمن 1400 سند نهایی روی وبگاه انجمن قرار گرفت. او این نرخ‌نامه را ابزار مناسبی برای اقناع سفارش‌دهندگان کار و به نفع هر دو طرف قرارداد دانست. او در پاسخ به این پرسش که اگر متون علمی برای مخاطب عام نوشته شود آیا در ردیف ویرایش‌های تخصصی قرار می‌گیرد گفت این مطلب بسیار ظریف است و شاید بد نباشد در کارگروه به جزئیات مواردی از این دست توجه شود و در ویراست بعدی به آن اشاره شود.

عباسپور در پاسخ به پرسشِ مهسا مهدیلو، که اگر اصرار ناشر بر این باشد که ویراستار فقط متن فارسی ترجمه‌شده را ویرایش کند و به متن اصلی مراجعه نکند، گفت این ویرایش قطعاً با مشکلاتی روبه‌روست و ویراستار می‌تواند این نوع ویرایش را نپذیرید یا اگر پذیرفت از ناشر بخواهد که نامش را به‌عنوان ویراستار درج نکند.

حیدری‌ثانی در پاسخ به درخواست دلبر یزدان‌پناه، که انجمن نرخ‌نامه را به ناشران معرفی کند و از آنان بخواهد که طبق همین تعرفه عمل کنند، گفت اعضای هیئت‌مدیره از هر فرصتی برای این کار استفاده کرده‌اند و می‌کنند، اما لازم است که همۀ اعضا نیز در این امر همراه باشند و آقای رسولی افزود اگر اعتماد میان ویراستار و سفارش‌دهنده و انجمن باشد، انجمن می‌تواند در جایگاه حَکَم در قرارداد یا ناظر قرارداد قرار بگیرد و از منافع ویراستار حمایت کند.

مقدسی در پاسخ پرسش محمدحسن پزشگی به نرخ‌گذاری ویرایش پایان‌نامه‌ها و مقاله‌های علمی‌ـ پژوهشی گفت در ویرایش این نوع متون اگر ویراستار متخصص آن حوزه باشد و ویرایش تخصصی کند، نرخ ویرایش بر مبنای متون تخصصی خواهد بود. اما چون در پایان‌نامه نام ویراستار ذکر نمی‌شود، طبیعتاً سابقه‌ای برای ویراستار محسوب نخواهد شد.

لیلا اثناعشری دربارۀ نرخ ویرایش متون تحت وب که پرسش یکی دیگر از اعضا بود گفت متون تحت وب هیچ فرقی با دیگر متن‌ها ندارد و با درنظرگرفتن تعداد کلمات می‌توان از همین نرخ‌نامه استفاده کرد.

لیلا صمدی، دربارۀ تعریف ویراستار در نرخ‌نامه گفت با این تعریف من ویراستار محسوب نمی‌شوم، چون در نرخ‌نامه ویرایش مجلات و مطبوعات ذکر نشده است. مقدسی در پاسخ گفت ملاک خانۀ کتاب تعداد کتاب است اما انجمن در تلاش است که ویراستاران مجلات و خبرگزاری‌ها و دیگر متن‌ها را نیز به آن بیفزاید، البته این کار نیاز به همراهی ویراستاران این مجموعه‌ها دارد تا با کمک انجمن معیارهایی برای تعیین کمّی و کیفی ویرایش آن‌ها تعیین و به خانۀ کتاب یا صندوق اعتباری هنر ارائه شود.

ونوس قدیمی گفت بر اساس تعریف ویراستار در نرخ‌نامه من ویراستار نیستم، چون اسمم در شناسنامۀ کتاب نمی‌آید و همیشه در حال آماده‌کردن مطالب دیگران برای نشر هستم. مقدسی در پاسخ گفت از نظر ما همۀ مشاوران نشر و مدرسان ویرایش و سرویراستاران ویراستارند و باید تلاش کنیم که نام آن‌ها در شناسنامۀ کتاب‌ها بیاید و چقدر خوب است که کلمۀ ویراستار با تعیین کارش در صفحۀ حقوقی ذکر شود نه اینکه فقط کلمۀ ویراستار بیاید و معلوم نباشد که چه کاری انجام داده است.

در پایان، جواد رسولی پیشنهاد کرد این نشست‌ها را می‌شود به‌صورت مرتب با اعضای انجمن برگزار کرد. در این نشست حدود 50 تن از اعضا حضور داشتند و اکثر آن‌ها در گفت‌وگوها مشارکت کردند.

تجربه‌ای در قوام آوردن و زیباسازی زبان ترجمه

تجربه‌ای در قوام آوردن و زیباسازی زبان ترجمه
| حسن هاشمی میناباد  |منتشرشده در جهان کتاب، سال بیست و چهارم، شمارۀ ۳-۵، خرداد ـ مرداد | سال ۱۳۹۸ |

ترجمه فرایند انقطاع‌پذیری نیست. همیشه می‌توان و باید ترجمۀ خود را بهبود بخشید. تأملات بعدی و بعد از چاپ راه را برای معادل‌های بهتر و شکیل‌تر و دقیق‌تر باز می‌کند. در حکایت «مرغ و آسمان» ناگهان هوا منقلب می‌شود و می‌خواهد تگرگ بگیرد. مرغ حنایی ریزه‌میزه‌ای که نمی‌‌داند تگرگ چیست، خیال می‌کند آسمان دارد می‌افتد روی زمین. و این موضوع را به دیگران اطلاع می‌دهد؛ اما همه به نگرانی و هشدارش می‌خندند. تگرگ شدیدی می‌آید و همۀ مرغ و خروس‌ها و ماکیان دیگر کشته می‌شوند، «چون واقعاً آسمان داشت می‌افتاد روی زمین»، یعنی دانه‌های تگرگ بسیار درشت بودند. نویسنده نتیجه می‌گیرد:

It wouldn’t surprise me a bit if they [heavens =آسمان] did [fell down].

نتیجۀ اخلاقی را چنین ترجمه کرده‌بودم: «در عجب نیستم که چرا چنین شد.»

کتاب زباله‌ها و نخاله‌ها، مجموعه‌مقالات طنز، از ابوالقاسم حالت را می‌خواندم. سخن‌پرداز طناز ما در تفسیر خبر منتشره در جراید که مردی با شیطان ارتباط دارد، می‌گوید: «کدام مرد یا زن است که با شیطان در ارتباط نیست؟» و ادامه می‌ دهد: «این خبر ظاهراً جالب و تعجب‌آور بود ولی وقتی درست فکر کنیم، می‌بینیم هیچ تعجبی ندارد و به قول سعدی اگر جز این بودی، عجب نمودی» (ابوالقاسم حالت ۱۳۵۶: ۱۱).

صرف‌نظر از صحت و سقم انتساب این گفته به سعدی شیرین‌سخن، تصمیم گرفتم این سخن را که به متن من و سبک و سیاق تربر هم می‌خورد جایگزین عبارت قبلی بکنم.

منبع: حالت، ابوالقاسم (۱۳۵۶) زباله‌ها و نخاله‌ها: مجموعه‌مقالات طنز، ج ۳، تهران: گوتنبرگ.

 

متن کامل مقاله را از پیوند زیر دریافت کنید.

قوام آوردن و زیباسازی ترجمه ـ میناباد

 

انسان‌های امیدوار کتاب‌خوان هستند

انسان‌های امیدوار کتاب‌خوان هستند
گفت‌وگوی روزنامۀ ایران (شمارۀ چهارشنبه 26 آبان 1395) با عبدالحسین آذرنگ
(پژوهشگر، نویسنده، عضو شورای علمی دانشنامۀ ایران)

 

  • استاد، در حال حاضر مشغول خواندن چه کتابی هستید؟

این روزها مشغول مطالعه دربارۀ رابطۀ میان نشر و تمدن و فرنگ هستم و در این زمینه می‌نویسم. به‌ضرورت، در حال خواندن منابع تاریخ نشر در اروپا هستم.

 

  • چه کتاب‌هایی در زندگی شما تحول ایجاد کردند؟

پاسخ، دشوار است. تحول در کتاب‌خوانی من با ترجمۀ نه‌چندان خوبی از کتاب‌های داستایوسکی شروع شد، کتابی به‌نام بیچارگان، که بعدها ترجمۀ دیگری از آن با عنوان مردم فقیر منتشر شد. هنوز هم نمی‌دانم این کتاب با من چه کاری می‌کرد که عصر از مدرسه برمی‌گشتم یک‌راست می‌رفتم سراغ این کتاب. شاید در نوجوانی می‌خواستم عشق را از راه این کتاب بشناسم. به‌راستی جواب دقیقی برای شما ندارم.

پس از آن کتاب، آزردگان داستایوسکی را خواندم و خواندن داستان‌های بلند دیگر را آغاز کردم. در یکی از دبیرستان‌های کرمانشاه، شهر زادگاه من، یکی از دبیران، که مردی باشعور و دلسوز بود و از راه‌های مختلف می‌خواست بچه‌ها را به خواندن وادارد، تکلیف کرد که هرکدام از ما موضوعی را انتخاب کنیم، کتابی را بخوانیم و دربارۀ آن چند دقیقه صحبت کنیم. موضوع من چیزی شبیه تأثیر علم بر جامعه بود که هیچ تصوری از آن نداشتم. رفتم سراغ موسیو شاخُف که مسئول کتابخانۀ انجمن ایران و امریکا در کرمانشاه بود. او مردی بسیار مؤدب، مهربان، شریف و همراه بود ـ یادش گرامی باد ـ و از او راهنمایی خواستم. او کتاب قطوری به من امانت داد به نام علم و زندگی. از این کتاب خیلی خوشم آمد و با آنکه قطور بود آن را از اول تا آخر خواندم و از آن چند صفحه مطلب بیرون کشیدم که به گمان آن زمانِ من نشان می‌داد که علم چه تأثیرهایی بر ما دارد. بعد هم آن متن را برای هم‌کلاسی‌هایم بازگو کردم. به هر حال، علم و زندگی مرا جز داستان به کتاب‌های علمی هم علاقه‌مند کرد و در عین حال با بعضی جنبه‌های دقت‌ورزی ـ مهارتی که اصلاً در مدارس به ما آموزش داده نمی‌شد ـ اندکی آشنا شدم که هنوز هم مرهون آن هستم. در دانشگاه با فلسفه‌های اگزیستانس آشنا و به‌ویژه به اندیشه‌های نیچه علاقه‌مند شدم. گمان می‌کنم فلسفه‌های اگزیستانس بیش از هر مبحث دیگری ذهنم را به خود مشغول کرده باشد.

 

  • کجا راحت‌تر می‌نویسید و می‌خوانید؟

پشت میز کارم و با رایانه راحت‌تر می‌نویسم. شب که شامم را می‌خورم و به کنجی می‌روم، راحت‌تر می‌خوانم. اما اگر نوشته‌ای جذاب باشد، ممکن است در اتوبوس و مترو هم به همان راحتی بخوانم. متن پرکشش می‌تواند زمان و مکان را از یاد ما ببرد.

 

  • استاد، بر اساس برخی آمارهایی که ارائه می‌شود سرانۀ مطالعه در ایران بین 2 تا 6 دقیقه است و شمارگان کتاب در ایران طی سال‌های اخیر بسیار کاهش داشته است، به طوری که تیراژ کتاب از ۳۰۰۰ نسخه در دهۀ ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی با وجود دو برابر شدن جمعیت به ۵۰۰ نسخه در دهۀ ۱۳۹۰ رسیده ‌است! حال این سؤال پیش می‌آید که چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

 

این موضوع خیلی پیچیده است و پیچیدگی آن به سبب علت‌ها و عامل‌های بسیاری است که در آن دخیل است. اگر شما به نشریه‌های پیش از انقلاب هم مراجعه کنید، خواهید دید که مدام از کتاب نخریدن و کتاب نخواندن مردم ناله سرمی‌دادند. حالا این مشکل شدت پیدا کرده است. خواندن ـ نه‌فقط خواندن کتاب ـ و مسیر آن را باید با روند عمومی جامعه در نظر گرفت. اگر اصرار داشته باشید و از من بخواهید که سراغ عوامل مختلف نروم، از روش فروکاست (فروکاهی) استفاده کنم و آن را به یک جنبه منحصر بسازم، باید بگویم میان امید اجتماعی، امید به آینده و خواندن رابطۀ مستقیم هست. این«امید» را اگر درست بشناسیم، بهتر به ما پاسخ می‌دهد که چه کسانی می‌خوانند و چرا، و چه کسانی میل به خواندن ندارند، و چرا. این سنجه خاص جامعۀ ما هم نیست، در جامعه‌های دیگر هم جواب می‌دهد. البته تأکید کنم این‌ها بنا به مشاهدات و برآوردهای شخصی من است.

 

  • برخی چنین اظهارنظر کرده‌اند که پیش‌زمینۀ یک جامعۀ کتاب‌خوان یک «جامعۀ پرسشگر» است و مردم باید بتوانند و بلد باشند که سؤال کنند، در این صورت است که به سمت کتاب می‌روند تا پاسخ‌های خود را بیابند. چقدر با این اظهارنظر همدل هستید؟ به اعتقاد شما چقدر چنین ظرفیتی در جامعۀ ما وجود دارد؟

 

این نظر به سهم خود و به جای خود درست است، به شرط آنکه پرسش و شرایط پرسش را تعریف کنیم. اجازه بدهید این نکته را قدری باز کنیم تا شاید به نتیجه برسیم.

ـ عده‌ای از مردم در همۀ کشورها کتاب نمی‌خوانند. هر کاری هم بکنید، نمی‌خوانند. آمارهایی در دست است که در سوئد، ژاپن، آلمان، امریکا و کشورهای دیگر درصدی از مردم لای کتاب را باز نمی‌کنند. پس این عده را بگذاریم کنار. یکی از بستگان مرحومم می‌گفت: کتاب را که باز کنم، همان سطر اول را که بخوانم خوابم می‌گیرد. بنابراین، هیچ چیز نمی‌خوانم.

ـ چند درصدی از مردم برای لذت و سرگرمی و پرکردن وقت خالی کتاب می‌خوانند، در همه جای جهان، که البته کار خوبی است، اما اگر رسانۀ دیگری جز کتاب به آن‌ها بیشتر لذت بدهد و آن‌ها را سرگرم‌تر کند، رسانه را جایگزین می‌کنند. من به این دسته هم حق می‌دهم. دنیای کنونی دنیای رقابت رسانه‌هاست. هر رسانه‌ای کارآمدتر عمل کند، رسانۀ رقیبش را از میدان بیرون می‌راند.

ـ درصد دیگری از خوانندگان بنا به نیازی، ضرورتی، الزامی، یا نظایر آن کتاب می‌خوانند، مثل موقعی که شما و من می‌خواهیم امتحان آیین‌نامۀ رانندگی بدهیم، یا دستگاهی را به کمک کتابچه‌اش به راه بیندازیم یا در آزمونی شرکت کنیم. بنابراین، ضرورت که برطرف شود، تکلیف معلوم است. اما همین‌جا می‌توان افزود که اگر جامعه‌ای به گونه‌ای پیش برود که ضرورت‌های خواندن، ولو این‌گونه خواندن‌ها را گسترش بدهد، در نهایت بر فرهنگ عمومی و تخصصی جامعه می‌افزاید. این عرصه به برآورد بنده خیلی جای مطالعه دارد. به هر حال، خواندن از سر ضرورت واجب بیشتر به نتیجه می‌رسد تا خواندن بر اساس ترویج فضیلت کتاب‌خوانی که بیشتر مستحب است تا واجب.

ـ درصد دیگری از مردم این روزها خیلی هم می‌خوانند، اما نه کتاب. در اطرافم چندین نفر هستند که بخش قابل‌توجهی از وقتشان را صرف خواندن پیام‌ها و مطالبی می‌کنند که به گوشی‌های همراه یا به تبلت‌هایشان می‌رسد. اگر این‌گونه مطالب در بیشتر جامعه‌ها نازل است، این نقص به فرهنگ عمومی باز‌می‌گردد و در این عرصه باید راهی برای آن یافت. اگر جامعه‌ای انگیزۀ جدی برای پیشرفت فکری و اعتلای معنوی ایجاد نمی‌کند، کار از جای دیگری عیب دارد.

ـ درصد دیگری از مردم این روزها خواندن کتاب غیرکاغذی را بر کاغذی ترجیح می‌دهند. بنده از صبح تا عصر که به کارهای تحقیقی مشغولم، با منابع کاغذی بیشتر سروکار دارم، اما شب که به خلوت خودم می‌روم، ترجیح می‌دهم با دستگاه کتاب‌خوان بخوانم، زیرا هم سرعتم و سهولت خواندنم بیشتر می‌شود، هم نور را تنظیم می‌کنم و راحت‌تر می‌خوانم. در ضمن می‌توانم با عدد و رقم هم نشان دهم که این روند خواندن، و اصولاً خواندن کتاب‌های الکترونیکی، به‌سرعت در حال افزایش است. به همین دلیل در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی نشر در جامعۀ ما تجدیدنظر جدی لازم است، وگرنه ناشران کتاب را با تنگناهای جدی‌تری رو‌به‌رو خواهد کرد. در ضمن همین‌جا باید افزود که در جهان کنونی دیگر فرق نمی‌کند که شما مطلب را با چه رسانه و ابزاری بخوانید. کتاب کاغذی شیء مقدس نیست. کتاب رسانه‌ای است در کنار رسانه‌های دیگر. رقابت و کارآمدی است که تعیین‌کننده است. البته کتاب کاغذی از بین نخواهد رفت، مطمئناً، اما مواد دیگری مانند کاغذ، اما نه از چوب و الیاف گیاهی، به‌تدریج جانشین کاغذ خواهد شد. جنبش حفظ طبیعت در بعضی جامعه‌ها به اندازه‌ای قوی شده است که جلوی قطع شدن درختان را خواهد گرفت.

ـ پس می‌ماند درصدی از مردم که از سر کنجکاوی، معرفت‌دوستی، دانش‌پژوهی معنویت‌خواهی، حقیقت‌جویی، راه‌یابی و راه‌گشایی، اعتلا و کمال روحی و نظایر این‌ها کتاب می‌خوانند، و لزوماً هم نه کتاب کاغذی. شمار این‌ها در همه جای جهان زیاد نیست، اما درصد آن‌ها در جامعه‌های مختلف فرق می‌کند. اگر شما کتاب را روی پوست و پاپیروس و استخوان کتف شتر و لوح سنگی هم بنویسید، این‌ها می‌روند، می‌یابند و می‌خوانند. این دسته از خوانندگان با انگیزه‌های نیرومند شخصی پیش می‌روند. مهم است که بر شمار این‌ها تا جای ممکن افزوده شود، اما از بابت این‌ها نگران نباید بود، نگرانی از بابت انبوهی از مردم است که نیاموخته‌اند مسائل و مشکلات زندگی‌شان را در همۀ زمینه‌ها از راه خواندن بشناسند و آن‌ها را تا جای ممکن حل کنند. سامانه‌های آموزشی مسئول اصلی در این خصوص هستند، حتی در قبال خانواده‌ها و محیط‌هایی که به این فرهنگ و عادت خواندن شکل نمی‌دهند. جنبشی و تحولی در زمینۀ آموزش در گسترده‌ترین معنای آن، و همپا کردن کتابخانه‌ها ـ که امروزه دیگر کتابخانه نیستند، بلکه به رسانه‌خانه تبدیل شده‌اند ـ در سراسر کشور با آن جنبش و تحول، و نیز دمیدن امید اجتماعی به اعماق جامعه، است که می‌تواند ما را از قعر دره بیرون بکشد.

 

  • برخی معتقدند که فروش کتاب ممکن است کم شده باشد ولی اینکه افراد کمتر می‌خوانند یا کمتر می‌نویسند،‌ نمی‌تواند گزارۀ صحیحی باشد، چقدر با این دیدگاه همدل هستید؟ به اعتقاد شما، کتاب‌خوان کم شده یا سبک مطالعه تغییر کرده است؟

 

برای پاسخ گفتن به پرسش شما آمار و ارقام دقیق لازم است. در عرصۀ نشر سامانۀ آماری نداریم و بیشتر اظهارنظرها دراین‌باره حدسی و تقریبی است. به شما پیشنهادی می‌دهم که اگر بتوانید آن را عملی کنید، به شناختن موضوع کمک بزرگی کرده‌اید. میانگین درآمد سالانۀ نویسندگان، مترجمان، ناشران، پخشگران، کتاب‌فروشان و خوانندگان حرفه‌ای و ثابت و نسبتاً ثابت خوانندگان کتاب را به دست بیاورید و با هم مقایسه کنید. مقایسۀ منحنی این میانگین‌ها طی چند سال نشان خواهد داد که روند به چه سمت‌وسویی است. به نظر شما نشر کشور ما می‌تواند به این ارقام دست بیابد و نتیجه را منتشر کند؟

 

  • یکی از جدی‌ترین مسائلی که این روزها در باب کتاب مطرح می‌شود، رواج کتاب‌های الکترونیکی است و برخی معتقدند که کتاب کاغذی به‌تدریج در حال ازمدافتادگی است. آیا به اعتقاد شما‌ ما با «مرگ کتاب‌های کاغذی» مواجهیم؟ و این موضوع آیا می‌تواند تهدیدی برای فضای فکری و فرهنگی یک جامعه باشد؟

همان‌طور که عرض کردم، کتاب الکترونیکی (ای‌بوک) تهدیدی برای کتاب‌خوانی نیست. البته از میزان تولید کتاب روی کاغذ (پی‌بوک) کاسته خواهد شد. حتماً می‌دانید که در حال حاضر کتاب‌های مرجع چندین جلدی و نشریه‌های تخصصی دیگر روی کاغذ منتشر نمی‌شوند. این‌ها تهدید نشر به نابودی نیست، تهدید آنجاست که ناشران خودشان را با تغییر موقعیت سازگاری ندهند. شکل فروش کتاب می‌تواند تغییر کند. این تغییر اجتناب‌ناپذیر است. انقلاب دیجیتال حاصل ضرورت سرعت، سهولت، اقتصاد جا و مکان، حمل‌و‌نقل، نگهداری، سرعت و دقت بازشناسی و بازیابی و نظایر این‌هاست. این انقلاب خیلی زود سراغ نشر آمد و آن را متحول کرد. اگر ساختار نشر ما از این تحول غفلت کند ـ که تا این زمان غفلت کرده است ـ با وضعیت مناسبی رو‌به‌رو نخواهد بود.

 

  • برخی کندی رشد فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی را به اقتصاد نشر، گرانی کتاب و نوع عقلانیت کمّی‌گرا نسبت می‌دهند، چقدر با این دیدگاه همدل هستید؟ به اعتقاد شما، اگر کتاب رایگان می‌بود، آیا وضع بهتری داشتیم؟

اگر نان و گوشت و آب و برق و حمل‌ونقل رایگان می‌بود، فقر هم نبود،دزدی هم نبود، خیلی مفاسد دیگر هم نبود و دنیا بهشت بود. اگر قرار به رایگان بودن است، این‌ها که واجب‌ترند. کتاب، جدا از محتوایش، کالایی صنعتی، تجارتی و مادی است. مگر می‌شود این کالا را رایگان تولید کرد؟

هزینه‌های تولید در جامعه که بالا برود، محصول نهایی گران‌تر می‌شود و تقاضا هم پایین می‌آید. همین فرمول ساده بر کتاب هم حاکم است. جامعه برای رویارویی با مشکل کتاب و نشر به اقدامات زیرساختی اساسی‌تری باید دست بزند که نزده و هشدارهای اهل تخصص و نظر هم از پرده‌های آهنین گوش‌هایی که باید بشنوند و نمی‌شنوند نگذشته است.

ترجمه و ویرایش ترجمه (۲)، چالش‌ها و آسیب‌ها

ترجمه و ویرایش ترجمه (۲)، چالش‌ها و آسیب‌ها
| گفت‌وگو با خانم مهشید میرمعزی |

دومین نشست از سلسله‌ نشست‌های ترجمه و ویرایش ترجمه در روز پنج‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ در فضای مجازی برگزار شد. در این نشست خانم مهشید میرمعزی از مشکلات ترجمۀ آلمانی به فارسی و ظرافت‌های این زبان گفت. وی به این پرسش مهم که ترجمه چه سهمی در انتقال فرهنگ دارد و مترجم چه رسالتی دارد پاسخ گفت: مترجم کسی است که بهتر از هر کس متن را مطالعه کرده و توانسته است «آنِ» متن را بگیرد و به زبان مقصد منتقل کند. مترجم باید در فضای فرهنگی، جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی و حتی زمانی داستان قرار بگیرد، در این موارد جست‌وجو کند و دست‌کم تصاویری از فضاهایی را که مترجم ترسیم کرده ببیند و تلاش کند از دریچۀ چشم نویسنده به متن بنگرد تا بتواند توصیفات و تشبیهات را به‌خوبی منتقل کند.

فهیمه شانه، دبیر نشست که ویراستار چند عنوان از آثار این مترجم است، با مطرح کردن اینکه آیا ویرایش ترجمه امری ضروری است و اگر هست چگونه می‌شود ارتباط مناسبی بین ویراستار و مترجم برقرار کرد، از خانم میرمعزی خواست که تجارب خود را از همکاری با ویراستاران بگوید. میرمعزی با تأکید بر اهمیت حضور ویراستار، بعد از ترجمه و حتی در حین ترجمه، به این مطلب اشاره کرد که اگر ویراستار پرسش درست و منطقی نکند و دانش و دقت کافی در کار نداشته باشد، اعتماد مترجم را از دست می‌دهد و ممکن است مترجم اهمیتی به پیشنهادهای او ندهد. ضمن آنکه برخی ویراستاران، که حتی زبان اصلی را می‌دانند، آن‌قدر درگیر وفاداری به متن هستند که متوجه ایهام جملات یا حتی برابری یک اصطلاح در زبان مبدأ و بازآفرینی آن در زبان مقصد نمی‌شوند و اصرار دارند که کلمه باید مانند آنچه در زبان اصلی است ترجمه شود درحالی‌که ترجمۀ لغت‌نامه‌ای برای مخاطب قابل درک نیست و فرهنگِ زبان مقصد است که باید منتقل شود. وی مثال‌های متعددی در این زمینه مطرح کرد. همچنین تأکید کرد که مترجم باید زیر پوست متن اصلی برود و شاید گاه لازم باشد با نویسنده گفت‌وگو کند یا برایش ایمیل بفرستد و از او بخواهد که برخی گره‌های ترجمه را باز کند، گاه نیز لازم است مترجم در فضای جغرافیایی نویسنده قرار بگیرد و از نزدیک توصیفات نویسنده را از محیط و مکان‌ها مشاهده کند و اصطلاحات را در بستر فرهنگی بشنود و درک کند که در این حالت ترجمه‌ای غنی‌تر و مطلوب‌تر ارائه خواهد داد. شتاب‌زدگی برای ترجمۀ آثار، بی‌توجهی مترجم به ضبط اسامی، جست‌وجوگر نبودن بسیاری از مترجمان، ندادن پانویس توضیحی از مواردی بود که میرمعزی آن‌ها را از آسیب‌های ترجمه‌های منتشرشده در سال‌های اخیر دانست.

نشست گفت‌وگو با خانم میرمعزی در پی سلسله‌ نشست‌هایی است که انجمن ویراستاران از آذر ماه ۱۴۰۰ آن را با نشست « ضرورت آموزش ویرایش» در خانۀ کتاب و ادبیات ایران آغاز کرد و پس‌ازآن سه نشست دیگر نیز در فضای مجازی برگزار کرد: «ویرایش ترجمه، چالش‌ها و آسیب‌ها» با سخنرانی علی خزاعی‌فر  (۲۷ آذر ۱۴۰۰)؛ «آشنایی با نمایه و ضبط اعلام در ویرایش و نشر» با سخنرانی هومن عباسپور (۲۳ آذر ۱۴۰۰)، «ضرورت آشنایی با نگارش معرفی کتاب» با سخنرانی مهناز مقدسی (۲۲ خرداد ۱۴۰۱).

هر یک از این نشست‌ها مقدمۀ برگزاری دوره یا کارگاهی بوده‌اند که کمیسیون آموزش انجمن صنفی ویراستاران برای ارتقای دانش و توانمندی ویراستاران و مترجمان و مؤلفان برگزار کرده یا در حال برگزاری آن است.

کارگاه ترجمۀ آلمانی به فارسی، با تدریسی خانم میرمعزی در ۱۲ تیرماه، به مدت ۵ هفته (روزهای یکشنبه، ساعت ۱۶-۱۹:۳۰) به همت کمیسیون آموزش انجمن صنفی ویراستاران و به صورت برخط برگزار خواهد شد. این کارگاه سومین کارگاه تخصصی است که برای آموزش ترجمه و ویرایش ترجمه در انجمن برگزار می‌شود.

 

برای مشاهدۀ جلسه اینجا کلیک کنید.

 

یار بی‌رمق

یار بی‌رمق

ساعت نزدیک دوی بعدازظهر است و با دو تا از دوستانم در یک روز نه خیلی گرم بهاری اما شلوغ قرار دیدار دارم. ده دقیقه به دو می‌رسم. برای دیدن فیلمِ مجبوریم به سینما می‌رویم. فیلمی با فضای خاکستری و مضمونی اجتماعی. داستان ذهنم را درگیر می‌کند. به حال‌وروز مردممان، کشورمان و دغدغه‌های عجیب‌وغریبِ این روزهایمان فکر می‌کنم.

از سینما بیرون می‌آییم و کمی دربارۀ دیدگاهمان به فیلم صحبت می‌کنیم. در حال گذشتن از چهارراه در میدان قدس هستیم که ناگهان به پایین خیابان شریعتی اشاره می‌کنم و به دوستانم آدرس کتاب‌فروشی «گوشه‌کتاب» را می‌دهم که تا حدودی در جریان اتفاقِ رخ‌داده برای آن هستند. کتاب‌فروشی‌ای که این روزها حال اهالی‌اش خوب نیست و معلوم نیست که سرنوشتش چه خواهد شد. آیا مانند دیگر کتاب‌فروشی‌ها تعطیل خواهد شد و منتظر شرایط و زمان بهتری خواهد ماند؟ چند هفته پیش اهالی این کتاب‌فروشی، صبح، وقتی به محل کار خود می‌رسند با صحنۀ آتش‌سوزیِ ورودی ساختمان مواجه می‌شوند: خاکستر شدن ویترین زیبایشان که با ذوق تمام با کتاب و مجسمه‌هایی از کتاب و کتاب‌خوانی تزیین کرده بودند و ورودی ساختمان بانکی که در همسایگی‌شان قرار دارد. گویا علتِ حادثه بی‌دقتی کارتن‌خوابی است که شب را در خیابان سپری کرده. ذهنم برمی‌گردد به فیلمی که آن روز دیده بودیم. موضوع آن دربارۀ یکی از مشکلاتی بود که گریبان‌گیر کارتن‌خواب‌ها و جامعه است. حالا انگار شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دست‌به‌دست داده‌اند تا کتاب‌فروشی‌ها را به علتی به تعطیلی بکشانند. گردانندگان این کتاب‌فروشی‌ها با زحمت و ذوق فعالیت خود را آغاز می‌کنند اما روزگار عرصه را هر لحظه بر آن‌ها تنگ و تنگ‌تر کرده است. البته کتاب‌فروشی‌هایی که کهنه‌کارند و روزگارانِ سخت بسیاری را پشت سر گذاشته‌اند نیز در چند سال اخیر چنان صدمه دیده‌اند که دیگر جانی در تنِ رنجور آن‌ها نمانده و یکی پس از دیگری بسته می‌شوند و این تلخی را دوچندان می‌کند.

دوستم در همان حین می‌گوید اتفاقاً «نمایشگاه کتاب کودک» با نام «کتاب‌بانی» هم به‌تازگی تعطیل شد. این کتاب‌فروشی از سال ۱۳۵۹ مشغول به فعالیت بود اما حالا در صفحۀ اینستاگرام خود نوشته‌اند: «بار روانی و مالی شرایط موجود باعث شده فعلاً رمقی برای ادامۀ مسیر نداشته باشیم.» به همین راحتی و تمام! در آخرِ یادداشتشان هم ما را دلگرم می‌کنند که شاید وقتی دیگر در شرایطی بهتر دوباره ادامه دادیم و آغاز کردیم. زمانی که به «گوشه‌کتاب» رفتم نیز همین امیدواری‌ها را شنیدم، زمانی که ته دلشان غمگین و نگران بود از آینده و اتفاقِ افتاده که باعث شده تا چوب حراج بر کتاب و کالاهای خود بزنند.

وارد پیاده‌رو می‌شویم. دست‌فروشانِ کنار پیاده‌رو، طعم تلخ داستان فیلمی که دیده بودم و خبر بسته شدن یک‌به‌یک کتاب‌فروشی‌های محلی بر قلبم سنگینی می‌کند. نمی‌خواهم خاکستری و تلخ بنویسم، همیشه باید امید داشت. امید دارم که حمایت‌هایمان از کتاب‌فروشی‌ها همچنان ادامه داشته باشد تا بسته نشوند، تا تاب بیاورند و روزهای خوب و شرایط بهتر زودتر از آنچه فکر می‌کنیم فرابرسد. امیدوارم با همدلی و دست‌دردست هم حامی کتابفروشان بی‌رمق و بی‌جان باقی‌مانده باشیم و نگذاریم که بسته شوند. فقر گریبان‌گیر مردم نشود و دیگر کسی در خیابان نخوابد، کسی دیگر زیر فشار تورم خم نشود، کسی دیگر داغ‌دار نشود و … .

 

منا رجبیه فرد، عضو پیوستۀ انجمن صنفی ویراستاران

 

نرخ‌نامۀ ویرایش چه کمکی به ویراستاران و ناشران می‌کند

 

نرخ‌نامۀ ویرایش چه کمکی به ویراستاران و ناشران می‌کند
دیدار ویراستاران و ناشران

ویراستاران در نشر ایران چه جایگاه و چه سهمی دارند؟ آیا ویرایش چندان که باید شناخته شده است؟ آیا ویراستاران به اندازۀ زحمتشان دستمزد می‌گیرند؟ چگونه می‌شود نرخ ویرایش را تعیین کرد؟

 

نرخ‌نامۀ انجمن صنفی ویراستاران که چندی پیش در وبگاه این انجمن گذاشته شده است، موضوعی بود که در جلسۀ دیدار با ناشران در عصر سه‌شنبه 24 خرداد به نقد و نظر گذاشته شد. در این جلسه هشت ناشر حضور داشتند: آقای آموزگار، مدیر نشر آمه؛ آقای دهقانی، مدیر انتشارات مبتکران؛ آقای کازری مدیر نشر خورشید؛ آقای کریمخانی به نمایندگی از نشر نگاه؛ آقای کیاییان، مدیر نشر چشمه؛ آقای گروسی‌نژاد به نمایندگی از انتشارات میردشتی؛ خانم درویش به نمایندگی از انتشارات ذهن آویز؛ خانم نبی‌فر از انتشارات آریاناقلم.

نخست، مهناز مقدسی، دبیر انجمن، دربارۀ ضرورت تدوین نرخ‌نامه در انجمن صنفی ویراستاران توضیحاتی داد و دربارۀ بخش‌های گوناگونی که در ضمیمۀ نرخ‌نامه آمده است، از جمله متغیرهایی که در تعیین قیمت ویرایش مؤثرند مانند نوع متن، سختی کار، رتبۀ ویراستار، سفارش‌دهنده، زمان تحویل کار صحبت کرد. همچنین وی به تعاریفی که برای انواع ویرایش‌های رایج در نشر مانند ویرایش صوری، زبانی، ترجمه، استنادی، ساختاری و محتوایی و مسئولیت‌هایی که هر یک از این ویراستاران بر عهده دارند اشاره کرد. در بخشی از ضمیمۀ نرخ‌نامۀ انجمن ویراستاران رتبه‌بندی‌ ویراستاران درج شده است که پنج رتبه برای ویراستاران در نظر گرفته شده: ویراستیار، ویراستار 1، ویراستار 2، ویراستار 3، ویراستار ارشد. مقدسی براساس جدولی که در وبگاه انجمن قرار گرفته، قیمت چند نوع ویرایش را با تغییر گزینه‌هایی چون زبان، سختی کار، نوع ویراستار تعیین کرد و قیمت‌ها را به نقد و نظر گذاشت.

در ادامۀ جلسه، ناشران دیدگاه‌های خود را دربارۀ نرخ‌گذاری ویرایش مطرح کردند. آقای دهقانی به این نکته اشاره کرد که نرخ تعیین شده برای کار ویراستاری باید منطبق با یکماه حقوق متعارف یک کارمند باشد و اگر چنین نباشد برای ویراستار صرفۀ اقتصادی ندارد که ویرایش کند. وی اشاره کرد که بسیاری از ناشران هنوز با ویرایش و ویراستار آشنا نیستند و انجمن باید برای معرفی این حرفه در نشر تلاش کند. آقای دهقانی همچنین گفت که در میان اغلب ناشران دو نوع ویراستار تعریف شده است: یکی ویراستار ادبی که زبان و ادبیات متن را اصلاح می‌کند و دیگری ویراستار علمی که محتوا و ساختار و درستی مطالب را بررسی می‌کند و جزئیاتی با این تفصیل برای آنان نوشته نشده است. انجمن ویراستاران به علت ماهیت صنفی خود باید مدافع حقوق ویراستاران باشد و تلاش کند که حق و حقوق آنان به درستی تعریف شود. همچنین باید تلاش کند که ویراستاران حرفه‌ای را پرورش بدهد و به ناشران معرفی کند.

آقای آموزگار خطرهای تعیین نرخ ویرایش را مطرح کرد که ممکن است این نرخ‌ موجب اختلاف بین ناشر و ویراستار بشود چون این کار کیفی است و در مواردی ویراستار باید با موضوع کتابِ تخصصی آشنا باشد و اگر آشنا نباشد ویرایش او کمکی به کتاب نمی‌کند. وی افزود که نشر ایران به ویراستارانی در سطح مشاور نیاز دارد که پیشنهادها و تغییراتشان بر ارزش کتاب بیفزاید. آقای آموزگار به مشکلات قراردادهای نشر و ویرایش اشاره کرد و گفت هر ناشری بنا به نیاز خود قرارداد می‌بندد و ممکن است تعاریفی که در نرخ‌نامۀ انجمن آمده جزو نیازهای ناشر نباشد و نکات دیگری را مدنظر قرار بدهد. او افزود هنوز وظایف و مسئولیت‌های ویراستار دقیق و روشن نیست و سلیقه در آن دخیل است.

آقای بهرنگ کیاییان در مورد نوسان‌های پیش‌بینی‌نشدۀ قیمت در عوامل نشر گفت و اینکه این نوسان‌ها تمام محاسبات ناشران را دچار مشکل کرده و هزینۀ انتشار کتاب را به‌شدت افزایش داده است. وی گفت ناشرانی که کارشان را حرفه‌ای پیش می‌برند، مثلاً در فضاهای مجازی فعال‌اند، به کیفیت کار از نظر طراحی جلد و صفحه، متن خوب و ویراسته، چاپ خوب توجه می‌کنند و هزینۀ بیشتری پرداخت می‌کنند توانسته‌اند بازار فروش خود را حفظ کنند و کمتر آسیب ببینند. کیاییان به ضرورت ویرایش و تعیین قیمت اشاره کرد و گفت نرخ‌گذاری انجمن این امکان را فراهم می‌کند که ناشر و ویراستار براساس یک قیمت مشخص گفت‌وگو و احیاناً چانه‌زنی کنند و برخی ابهام‌ها را رفع کنند. وی در مورد ویراستاران گفت با توجه به تنوع آثار، گاه پیش می‌آید که یک ویراستار در آغاز کارش را با دقت و با کیفیت انجام می‌دهد اما کتاب‌های بعدی را به‌خوبی ویرایش نمی‌کند، بارها شده که یک اثر حتی تا چهار بار ویرایش شده است ولی باز هم متن کاملاً ویراسته نشده. وی در پایان افزود ویراستاران قوی که ارزش کتاب را بالا می‌برند و به کتاب اعتبار می‌بخشند بسیار کم‌اند درحالی‌که ناشران به این نوع ویراستاران نیازمندند. متأسفانه در بسیاری موارد باید بر کار ویراستار نظارت کرد و همین نظارت گاهی چرخۀ تولید و هزینه را بالا می‌برد.

آقای کازری تدوین نرخ‌نامۀ انجمن را امری مغتنم و ارزشمند دانست و افزود دقتی که در تنظیم ابعاد موضوع انجام شده موجب می‌شود این نوع کار تعریف دقیق و شفافی پیدا کند و برخی ابهام‌های میان ناشر و ویراستار را برطرف کند. وی گفت که نرخ‌هایی که انجمن تعیین کرده است متعارف و مطابق با نشر است و در مواردی هم در نشر رقم‌های بالاتری وجود دارد. وی افزود که انجمن صنفی ویراستاران می‌تواند در ابعاد گوناگونی به نشر و ناشران کمک کند. مشکل اصلی در میان ناشران تشخیص اولیۀ اثر و پذیرش اثر است که دقت کافی در آن نمی‌شود. وی افزود که تثبیت قیمت و شرح مسئولیت‌های ویراستار، کاری که انجمن انجام داده، ممکن است زمان‌ ببرد، اما قطعاً رهگشاست.

آقای گروسی‌نژاد، ضمن تأکید بر اینکه نرخ‌نامۀ انجمن می‌تواند ابهام‌های میان ویراستار و سفارش‌دهنده را برطرف کند، افزود که انجمن می‌تواند در بخش‌های دیگری نیز به ناشران خدمت‌رسانی کند، از جمله معرفی ویراستار، ارزیابی کتاب‌ها، مشاوره و نظارت بر کار ویراستاران. گروسی‌نژاد اشاره کرد که در چند مورد از خدمات انجمن در زمینۀ ارزیابی کتاب بهره گرفته و از این ارتباط راضی بوده است. وی افزود اوضاع نابسامان اقتصادی موجب شده که  ارقامی بین ناشر و ویراستار توافق ‌شود که خارج از عرف است و گاه ویراستار با رقمی بسیار پایین تمام مسئولیت‌ها را انجام می‌دهد و مبلغ دریافتی او بسیار اندک است و نمی‌شود به او خرده گرفت.

آقای کریمخانی به تعرفه‌های رایج در نشر اشاره کرد که بسیاری ناشران هنوز نرخ ویرایش را همان 2 یا 3 هزار تومان در نظر می‌گیرند و حاضر نیستند آن را بالا ببرند و اگر هزینۀ ویرایش کتاب بالا باشد از ویرایش آن می‌گذرند. وی اشاره کرد که بسیار پیش آمده که کار را به ویراستار سپرده‌اند، اما در نهایت باز هم ناچار شده‌اند متن را دوباره ویرایش کنند. کریمخانی گفت همکاری کردن با نیروهای دورکار این مشکل را دارد که زبان مشترک برقرار نمی‌شود و اگر  ویراستار در نشر حضور داشته باشد همسویی بهتری میان او و سرویراستار یا ناشر برقرار می‌شود.

خانم نبی‌فر به اهمیت ویرایش در نشر اشاره کرد و اینکه مسئولیت مترجم را نباید به ویراستار سپرد و اگر کتاب، بعد از ترجمه یا تألیف، درست ارزیابی شود، می‌شود از مترجم یا مؤلف خواست که مشکلات را رفع کند و بدین ترتیب مسئولیت ویراستار کمتر و کیفیت کار او بهتر می‌شود. وی به کمبود ویراستار متبحر در نشر اشاره کرد و گفت که ویرایش مهارتی است که صرفاً با گذراندن کلاس حاصل نمی‌شود و ویراستار در عمل باید مهارت به دست بیاورد. خانم نبی‌فر افزود که در حال حاضر ناشران بسیاری هستند که به دنبال ویراستار حرفه‌ای‌اند و از طرف دیگر ممکن است ویراستاران خوبی هم باشند که به دنبال کار بگردند. باید امکان ارتباط این دو فراهم شود و شاید بد نباشد انجمن در این زمینه به ناشران کمک کند. در مورد نرخ ویرایش، خانم نبی‌فر گفت که نرخ ویرایش باید با میزان کاری که ویراستار انجام می‌دهد و زمانی که صرف می‌کند منطبق باشد.

خانم درویش نیز به کمبود ویراستار حرفه‌ای اشاره کرد و اینکه ویراستار زمان بسیاری باید بگذارد تا یک متن را درست کند و این زمان و هزینه برای بسیاری از ناشران منطقی نیست و از آن می‌گذرند. وی به اهمیت شناساندن ویرایش و حرفۀ ویراستاری در نشر اشاره کرد و گفت باید ناشران به این نکته توجه کنند که ویرایش یک ضرورت است. انجمن می‌تواند برای تربیت ویراستار دوره‌های کارورزی تدارک ببیند که ویراستاران بیشتری برای نشر پرورش پیدا کنند.

در این نشست آقایان جواد رسولی، هومن عباسپور و خانم‌ها لیلا اثناعشری، فهیمه شانه، مهناز مقدسی از انجمن حضور داشتند و پاسخگوی برخی پرسش‌ها بودند.

انجمن صنفی ویراستاران در نظر دارد این نوع نشست‌ها را برای نزدیک‌تر‌شدن دیدگاه‌های ناشران و ویراستاران ادامه دهد و موضوعات دیگری را نیز مطرح کند.

خبر از: روابط عمومی انجمن صنفی ویراستاران

اخلاق ویراستاری

اخلاق ویراستاری
| ابوالفضل طریقه‌دار | منتشرشده در: آینۀ پژوهش، شمارۀ ۸۶ | ۱۳۸۳|

براى موفقیت در هر علم باید شرایط آن را کسب کرد و راه‌ورسم آن را به‌درستى شناخت. ویراستارى نیز از جمله فنونِ مرتبط با چرخۀ پژوهش، نگارش و نشر است که انجام دادنِ صحیح آن به چهار شرط نیاز دارد: علمى، فنى ـ ذوقى، جسمى و اخلاقى. ویراستار با شرایط علمى و فنى براى ورود به کار آماده می‌شود و با ذوق خود آن را طراوت مى‌بخشد، با شرایط جسمى، تاب و حوصلۀ مستمرِ این شغلِ طاقت‌فرسا را پیدا مى‌کند و مى‌تواند به‌صورت حرفه‌اى و تمام‌وقت بدان مبادرت ورزد و با شرایط اخلاقى موفقیت خود را کامل مى‌کند.

همۀ این شرایط کامل‌کنندۀ یکدیگرند و، در صورتِ نبودِ یکى، دیگرى کم‌رنگ و بى‌اثر مى‌شود. شرایط علمى و فنیِ ویراستار را در فرصتى دیگر خواهیم گفت. اکنون شرایط اخلاقى را برمى‌شمریم.

۱. وجدان کارى

برخى از نویسندگان نوشته‌هاى خود را پس از ویرایش نمى‌خوانند و یا اگر هم بخوانند در همۀ سطرها و صفحه‌ها دقت نمى‌کنند. بعضى از آن‌ها نیز در قید حیات نیستند و وارثانشان، و یا متولیان نشر، به‌درستى در فضاى کار نیستند و به چندوچونِ موضوع آگاهى ندارند. بدین‌رو ویراستار را فردِ امینى مى‌شمارند که با دقت همۀ اثر را مطالعه و تصحیح مى‌کند. پس وجدان کارى ویراستار به او حکم مى‌کند که کار خود را با دقت به انجام رساند و از عجله، سهل‌انگارى و بى‌دقتى بپرهیزد. بعضى از کتاب‌هاى پرغلط، که اکنون در بازار کتاب موجود است، نتیجۀ همین بى‌دقتى‌ها و فاصله گرفتن از وجدان علمى و اخلاق است.

۲. انصاف

در هر شغل و رشته‌ای، انصاف پسندیده است. ویرایش نیز اکنون شغل مهمى شده که همه یا اکثر مؤسسه‌هاى پژوهشى و انتشاراتى به آن توجه کرده‌اند و در آن، تعرفه، قیمت‌گذارى و قراردادِ پولى و مالى مطرح است. دقت در کلمه یا صفحه‌شمارى، تعیین قیمت‌هاى منصفانه و ارائۀ کار متناسب با قیمت امورى است که ویراستار باید به آن‌ها توجه کند.

شک نیست که این انصاف طرفینى است; یعنى ناشر یا مؤلفى هم که اثر خود را به ویراستار مى‌سپارد باید توجه کند که ویراستار ـ مخصوصاً ویراستاران اهل قلم و پژوهش ـ بنا به ضرورت‌هایى علم و فن و هنر خود را در اختیار مؤلف مى‌گذارد و چونان مشاورى امین و دلسوز به ارائۀ بهتر و مطلوب‌تر کتاب کمک می‌کند، پس باید حق او را ادا کند.

۳. تواضع

ویراستارى که به شکل حرفه‌اى امر ویرایش را دنبال مى‌کند باید توجه کند که به شغل و پیشه‌اى وارد شده که عموماً با انسان‌هاى فرهیخته و اهل فرهنگ رو‌به‌روست: مؤلف، بررسى‌کنندگان اثر، همکارانِ سازمان ویرایش، مسئولان پژوهشکده، مجموعۀ کارکنان نشر و خودِ ناشر افرادى هستند که با تواضع و فروتنى علمى مى‌توان با آن‌ها ارتباط برقرار کرد. در این میان، رابطۀ نویسنده و ویراستار بسیار مهم است. دیده شده که در این خصوص تنش‌ها و نزاع‌ها و دل‌خورى‌هایى به وجود آمده که ریشۀ آن‌ها در غرور و دور شدن از تواضع بوده است.

ویراستار ـ اگر اهل قلم و پژوهش نیز باشد ـ باید توجه کند که، در هنگام ویرایش اثر، ویراستار آن کتاب است نه نویسنده آن. او نباید با نویسنده رقابت یا از سرِ غرور و تکبر با او بحث کند. در هنگام طرح اِشکال‌ها، شیوۀ بیان و برخورد ویراستار باید به گونه‌اى باشد که شائبۀ حسادت و سبک کردن مؤلف در آن نباشد.

۴. قاطعیت

درست است که ویراستار نباید مغرور و متکبر باشد، ولى در عین حال نباید قاطعیت را از کف نهد. ویراستارى که از طرح دیدگاه‌هاى خود هراس دارد, نمى‌تواند کتاب را به‌درستى سامان بخشد.

باید توجه داشت که نحوۀ قاطعیت به خرج دادن در موقعیت‌ها و شرایط مختلف فرق مى‌کند: گاهى که براى مؤسسه و سازمان ویرایشى و یا پژوهشى با شیوه‌نامۀ ویرایشى خاص ـ به‌ویژه در مسائل صورى و فنى ـ کار مى‌کنیم باید دستورالعمل‌هاى آن‌ها را رعایت کنیم و در برابر اصرار مؤلف، براى اعمال نظرهاى شخصى، قاطعیت داشته باشیم. اما اگر کارى بیرون از سازمان و پژوهشکده باشد و مؤلف دیدگاه‌هاى خاصى در زمینۀ رسم‌الخط، نشانه‌هاى سجاوندى و یا مسائل دیگرى ازاین‌دست دارد، قاطعیت ما در عوض کردن نظرهاى او بى‌مورد است. البته مى‌توانیم دیدگاه‌هاى خود را به او منتقل کنیم ولى جاى اصرار نیست.

۵. خوش‌قولى

نویسنده‌اى که موضوعى را براى نوشتن انتخاب مى‌کند و ناشرى که بر روى آن سرمایه‌گذارى مى‌کند مسلماً زمانِ خاصى را براى طرح موضوع و یا برگشتِ سرمایه در نظر گرفته است. بسیارى از کتاب‌ها موضوعاتى دارند که در زمانِ خاصى مى‌توان به فروش آن‌ها اطمینان داشت. بدین‌رو مسئلۀ زمان در نشر اهمیت مى‌یابد. مسلماً نویسنده و ناشر براى هر یک از مراحل مختلف نشر، از ویرایش گرفته تا حروف‌چینى و غلط‌گیرى و صفحه‌بندى و سپس طراحى و فیلم و زینک و چاپ، زمان خاصى در نظر گرفته‌اند. بنابراین ویراستار باید به زمان توجه کند و در هنگام تحویل گرفتن کتاب، با بررسى دقیق، زمانِ تحویل دادنِ مشخصى را ـ با چند روز انعطاف ـ اعلام کند.

برخى ویراستاران، به این انگیزه که مى‌خواهند اثرى را به‌جد و عالى ویرایش کنند، زمان تحویل دادن را چند ماه و گاهى چند سال به تأخیر مى‌اندازند. حال آنکه اگر اثرى هر قدر هم عالى ویرایش شود، همین که دیرتر از زمان خود به بازار آید، کهنه شده و کار و سرمایه‌اى که براى آماده‌سازى و نشر آن صرف گردیده به هدر رفته است.

۶. برخورد نیک

برخوردها با نویسنده‌هاى مختلف فرق مى‌کند: با برخى از آن‌ها مطالبى را مى‌توان در میان گذاشت که با نویسنده‌هاى دیگر نمى‌توان. پس ویراستار باید به خلق‌وخویِ نویسندگان هم توجه کند و به گونه‌اى رفتار نماید که در آنان واکنش نامطلوب برنینگیزد. ویراستار باید حریم‌ها را رعایت کند و حدود خود را بشناسد. اینکه اثرى را براى ویرایش به ویراستار سپرده‌اند معنایش این است که اشکال‌ها و خطاها را اصلاح کند و خلأها را گوشزد نماید، ولى نباید خطاها را به رخ نویسنده بکشد و دائماً ضعف‌هاى او را عمده نماید. جریحه‌دار ساختنِ عزت‌نفس صاحب اثر امرى است که به روابط نویسنده و ویراستار لطمه مى‌زند و صمیمیت‌ها را از بین مى‌برد.

صاحبان قلم، در برابر کارهایى که ویراستار انجام داده و زحماتى که متحمل شده، دو نوع برخورد دارند: برخى شاکرند و قدرِ زحماتى که بر روى کارشان انجام شده مى‌دانند، اما بعضى مغرورند و حتى کارهاى خوب را مشکل مى‌پذیرند. وظیفۀ ویراستار آن است که از نرم‌خوییِ گروه اول سوءاستفاده نکند و با اخلاق گروه دوم مدارا نماید.

۷.حوصله

ویرایش کار پرزحمتى است و ویراستار باید در کتاب‌ها، که به‌مثابۀ باغ‌ها و دشت‌هاى پرفرازونشیبى هستند، به‌دفعات رفت‌وآمد کند و آن را براى دیدار خوانندگان و خوش‌منظره ساختن و چیدن محصول آماده نماید. چنین کار پرمشقتى مستلزم داشتن حوصلۀ کافى است. دیده شده ویراستارانى با علم و دانش بالا و ذوق هنرى خوب، به‌سبب بى‌حوصلگى، ویرایش‌هاى ضعیفى را انجام داده‌اند و به‌تدریج چراغ ذوقشان کم‌سو شده و سرانجام دست از این کار کشیده‌اند.

۸. فداکارى

انگیزه‌هاى ویراستاران از توجه به حرفۀ ویرایش مختلف است: برخى دغدغۀ معاش دارند، بعضى معاششان با شغل دیگرى هم اداره مى‌شود، اما از سر علاقه به این کار مى‌پردازند و عده‌اى هم ترکیبى از علاقه و معاش است. این هر سه گروه با فداکارى تلاش مى‌کنند که آثار مکتوب با کیفیت بهتر به دست خوانندگان برسد.

این فداکارى در آن دسته از ویراستارانى که خود اهل قلم و پژوهش‌اند بیشتر دیده مى‌شود. اینان به انگیزۀ بهسازی فضاى نشر و فرهنگ و علاقۀ فراوان به عرضۀ بهتر کتاب‌ها نیمى از کارهاى خود را وامى‌نهند و به کار ویرایش مشغول مى‌شوند. ویراستاران باید دستۀ اخیر را الگوى خود سازند و بدانند در راهى گام گذاشته‌اند که فداکارى مى‌طلبد و گمنامى اصل رایج و پذیرفته‌شدۀ آن است. او باید نیک بداند دایه‌اى است که سهم مهمى در پرورش فرزندانى دارد که از آنِ شخص دیگرى است.

۹. نظم و انضباط

هر کارى با نظم سامان مى‌گیرد و دوام مى‌یابد. در امر ویرایش نیز این صفتْ ویراستار را موفق مى‌کند. او با انبوهى از برگه‌ها در قطع‌هاى کوچک‌وبزرگ، یادداشت‌هاى ریزودرشت، نوشت‌افزارها به‌اضافۀ کارهاى متفرقۀ ادارى و نیز امور مختلف منزل و درس و بحث بچه‌ها و شاید کارهاى پژوهشى خود و یا تدریس شخصى‌اش رو‌به‌رو است. آنچه او را در برابر این حجم انبوه کارها موفق مى‌کند نظم است. گاه گم شدن یک یا چند برگه روزها و هفته‌ها روند نشر یک اثر را متوقف مى‌کند.

در موارد متعدد دیده شده که به‌سبب همین بى‌نظمى و سهل‌انگارى کتاب‌هایى از دست رفته‌اند و صورت ویرایش‌شدۀ یک اثر مفقود گشته و ضررهاى مادى و معنوى بسیارى به مؤلف و ناشر وارد آمده است.

انضباط در تنظیم وقت نیز بسیار مهم است. ویراستارانى که نظم زمانى ندارند و بدون توجه به زمان و توان خود وعده مى‌دهند به اعتبار خود لطمه مى‌زنند و چرخۀ نشر را نیز دچار کُندى مى‌کنند.

۱۰. پرهیز از بخل و حسادت

این دو صفت در هر کس با هر شغل و پیشه‌اى باشد مذموم است. در حرفۀ ویرایش نیز ویراستار نباید به علم و دانش مؤلف و نیز شهرتى که او پس از نشرِ آثارش با زحمات ویراستاران و گروه نشر به دست آورده حسادت ورزد. ویراستار ـ خصوصاً اگر پژوهشگر و اهل قلم باشد ـ گاهى به‌خوبى حس مى‌کند که شهرت مؤلف مدیونِ طرح‌ها و پیشنهادها و نیز کارهایى است که او بر روى اثرش انجام داده، اما تنها ردّپایى که از اوست در شناسنامۀ کتاب است که نامش آمده و یا در پیشگفتار از او تقدیر شده است. ازاین‌رو، گاهى نفس او را برمى‌انگیزد که به‌نوعی مؤلف را در جایى با قلم یا زبانش کم‌اعتبار کند و همۀ زحماتش را به رخ بکشد و آزار برساند. این کار اخلاقى نیست، چراکه خودِ ویراستار از ابتدا انجام دادن چنین کارهایى را پذیرفته و از کم‌وکیف کار مطلع بوده است.

از سوى دیگر، ویراستار نباید بخل بورزد و از مشورت دادن به مؤلف و ارائۀ پیشنهادهاى مؤثر و مطلوب سر باز زند. اگر جمله‌هاى قشنگ و عبارت‌هاى زیبا به ذهنش مى‌رسد یا منابع و کتاب‌هایى را مى‌شناسد، باید سخاوتمندانه در اختیار مؤلف قرار دهد. انگیزۀ این کار همانا ایجاد فضاى مناسب و جذّاب براى ارائۀ آموزه‌هاى دینى، علمى و فرهنگى است.

۱۱. پرهیز از وسواس

وسواس نوعى بیمارى روانى است که برخى افراد در زمینه‌هاى گوناگون به آن مبتلا مى‌شوند. در عرصۀ پژوهش، ویرایش و نشر هم پاره‌اى ویراستاران گرفتار آن‌اند. مرورهاى چندبارۀ جمله‌ها و واژه‌ها و عوض کردن شکل پانوشت‌ها و یا جابه‌جایى سجاوندى‌ها نشان از بیمارى وسواس است.

ایزابل زیگلر در کتاب هنر نویسندگى خلاق مى‌نویسد: «گوستاو فلوبر تمام صبح را وقت صرف مى‌‌کرد که یک ویرگول را در جاى خود قرار دهد و تمام بعدازظهر همان روز را صرف مى‌کرد تا آن را بردارد.» این عمل، هرچند دقت فراوان نویسنده را نشان مى‌دهد، حاکى از گرفتار شدن او به بیمارى وسواس نیز هست. این بیمارى ویراستار را به‌شدت رنج مى‌دهد و عملِ ویرایش را با کندى رو‌به‌رو مى‌سازد.

۱۲. پرهیز از عمل سلیقه‌اى

سبک و ذوق مؤلفان و مترجمان متفاوت است و همین تفاوت میدان را براى بروز سلیقه‌ها باز مى‌کند. ویراستاران نیز، در جنبه‌هاى صورى، نگارشى و ترجمه‌اى، سلیقه‌هاى گوناگون دارند. اما باید چاره‌اى اندیشید که این سلیقه‌ها به هرج‌ومرج و بى‌ضابطگى نکشد. براى این کار، توجه به نکته‌هاى زیر لازم است:

الف. هر مؤسسۀ پژوهشى و انتشاراتى براى خود شیوه‌نامۀ صورى و فنى تهیه کند. با این شیوه‌نامه تعدّد سلیقه‌ها ـ لااقل در یک مؤسسۀ خاص ـ از بین می‌رود و میان ویراستاران صورى/فنى وحدت رویّه به وجود مى‌آید.

ب. در زمینۀ نگارش و شیوه بیان، تعدّد سبک‌ها و سلیقه‌ها مذموم نیست بلکه پسندیده نیز هست و اساساً نمى‌توان در این عرصه سبک واحدى را تحمیل کرد، منتها به این نکته باید توجه کرد که نویسندگان عموماً به ذوق خود متکى‌اند و در هنگام نگارش به قواعد دستورى توجه دقیق ندارند. پس وظیفۀ ویراستار است که در عینِ حفظ سبک غلط‌هاى دستورى و نگارشى را اصلاح کند.

این قواعد در کتاب‌هاى دستور زبان و نیز برخى از کتاب‌هاى معتبر، که غلط‌هاى مشهور را بازنمایانده‌اند، جمع‌آورى شده است. اجماع ویراستاران یک مؤسسه بر معتبرترین این کتاب‌ها سلیقه‌هایشان را به هم نزدیک و از پراکندگى جلوگیرى مى‌کند.

 

روان‌پزشکی ادیب با دانشی گسترده در ادبیات و تاریخِ تمدن

|  روان‌پزشکی ادیب با دانشی گسترده در ادبیات و تاریخِ تمدن  |

حسن مرندی، فرهنگ‌نگار، روان‌پزشک و از پیشکسوتان ویرایش در ایران، در اول اردیبهشت ۱۳۰۹ در تهران به‌ دنیا آمد. در ۱۳۲۷ در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تهران تحصیل کرد. سپس دورهٔ تخصصی روان‌پزشکی را در بیمارستان روزبه گذراند. پس از آن به ترجمه و تألیف و ویرایش کتاب روی آورد.

در سال ۱۳۴۰ کتاب شکست‌ناپذیر نوشتۀ هوارد فاست و در ۱۳۴۱ کتاب محاکمۀ نورنبرگ را ترجمه کرد. تدوین فرهنگ پزشکی (انگلیسی به فارسی) از کارهای مهم او بود که در زمان خود نخستین اثر در این زمینه محسوب می‌شد.

حسن مرندی در اواخر دهۀ 1340 به همکاری با مؤسسه انتشارات فرانکلین دعوت شد و علاوه بر ویرایش کتاب‌های تخصصی پزشکی، سردبیری مجلۀ پیک جوانان را عهده‌دار شد. در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ با شماری از نویسندگان بنام در تهیه و انتشار مجلۀ کتاب امروز، به سردبیری کریم امامی، همکاری داشت. مقاله و نقدهایی از او در این نشریه منتشر شده است. در همین سال‌ها ترجمه او از کتاب تمدن اثر کنت کلارک در چندین شمارۀ مجلۀ تماشا، کتاب فضای خالی اثر پیتر بروک دربارۀ تئاتر و نیز کتابی با عنوان پدران، مادران و فرزندان از او منتشر شد. مدتی نیز مدیریت سازمان ویرایش و تولید فنی را در مرکز نشر دانشگاهی بر عهده داشت و سهمی ارزنده در مجلۀ نشر دانش ایفا کرد.

ترجمهٔ کتاب درآمدی به روان‌شناسی به قلم او در سال ۱۳۶۹ منتخبِ کتاب سال ایران شد. حسن مرندی از سال ۱۳۶۲ به مدت ۲۱ سال در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی روان‌پزشکی درس داد و در ساماندهی بخش روان‌پزشکی بیمارستان آیت‌الله طالقانی مؤثر بود.

او عضو فرهنگستان علوم پزشکی بود و در بخش طب اسلامی و طب سنتی با فرهنگستان همکاری داشت. از کارهای مهم او در این فرهنگستان ویرایش کتاب ذخیرۀ خوارزمشاهی، اثر اسماعیل جرجانی، است که در ۱۳۸۰ منتشر شد. مدتی با مجلۀ دانشکدۀ پزشکی به مدیریت دکتر فریدون عزیزی همکاری داشت. ترجمه کتاب فروید نوشته آنتونی استور از آخرین ترجمه‌های اوست و نیز ترجمه کتاب ساده و سودمند آدمیان از مجموعۀ علم چیست برای نوجوانان که پس از درگذشت او منتشر شد.

یادش را گرامی می‌داریم و قدرشناس خدمات و آثار ارزشمند ایشانیم.

 

متن زیر را همراه با شعری از استاد خرمشاهی که خانم ایران گرگین، همسر دکتر مرندی، به مناسبت سالروز درگذشت استاد برای دبیر انجمن فرستادند، با کسب اجازه از ایشان، در فضای مجازی انجمن بازنشر می‌کنیم:

«هجده سالی است که از رفتن همسرم، دکتر حسن مرندی، می‌گذرد. نبودنش همیشه برای من دشوار بوده است و یاد او از ضمیر دوستانش پاک شده است. خواستم با سرودۀ دوست و انسان بزرگوار بهاءالدین خرمشاهی یاد شود.»  (ایران گرگین)

 

با جاودان پیوست

در سوگ برادر و سرورم شادروان دکتر حسن مرندی (از پیشگامان درس و درمان روان‌پزشکی در ایران).

مردی که خاکی بود، جان شد به جان پیوست          روحی ابدپیما با جاودان پیوست

می‌آمد و می‌رفت، رعنا، مسیح آسا          روح رهاجویش با آسمان پیوست

شیون ز بید آمد، دل ناامید آمد          روحی سپید آمد با ارغوان پیوست

تسکین غم‌ها بود، خصم ستم‌ها بود          چون نارون افتاد با نیروان پیوست

اهل زمان را دوست، این مردمان را دوست          دل از زمان برکند، با بی‌زمان پیوست

غم را به‌جا بنهاد، از بهر ما بنهاد          چون جان مولانا با بی‌غمان پیوست

چون جوی جاری شد، در مولیان جوشان          جان جوانمردش شد با جنان پیوست

مرهم‌گذار رنج، خود رسته بود از خویش          پیوستگی بگسست با رستگان پیوست

این انس دیرین را بر دوش ما بگذاشت          خورشید بود افسرد با ناگهان پیوست

نَه تخته‌بند تن، تن را رها کرده          از شش جهت خسته با لامکان پیوست

از رنج بیماری، سرشار بیداری         جسمش در اینجا ماند، جانش به جان پیوست

تا عرشیان ره برد، هم جان آگه برد          با بام کیهانی بی‌نردبان پیوست

عمرش اگر کم بود، عطر سپرغم بود          عین کرانمندی با بیکران پیوست

داریم محنت‌ها، همراه نعمت‌ها          او تا به پردیسان بی‌امتحان پیوست

با داغ بیداریش سازیم و غمخواریش          روح بهارینش نه با خزان پیوست

نامش که نامی بود، یادش گرامی باد          با آنچه جاویدان، او با همان پیوست

بهاءالدین خرمشاهی

۲۱ خرداد ۱۳۸۳

 

 

بیماری‌های ویراستاری

بیماری‌های ویراستاری
| حسین معصومی همدانی | منتشرشده در: نشر دانش، شمارۀ ۵ و ۶ | مرداد تا آبان ۱۳۶۰ |

کار ویراستاری، مثل عنوان ویراستار، برای بسیاری یک چیز عجیب‌وغریب و ناشناخته است. کسانی که با کتاب سروکار ندارند، مردم عادی کوچه و بازار، هیچ تصوری از این عنوان ندارند و چه بسا ویراستار بیچاره ناچار شود پیش این نوع آدم‌ها شغل خود را چیز دیگری عنوان کند تا از دست بی‌اعتنایی تحقیرآمیز طرف یا سؤال‌های پی‌درپی او، که سرانجام هیچ چیزی را برای سؤال‌کننده روشن نمی‌کند، نجات یابد. احیاناً ویراستار پیش این آدم‌ها احساس یک نوع حقارت و سرشکستگی می‌کند که چرا مثل دیگر مردم شغل اسم‌ورسم‌دار (و همچنین نان‌وآب‌دار) و مقبولی ندارد. برعکس، آدم‌هایی که به نوعی با کار کتاب سروکار دارند، به‌خصوص اگر دستی از دور بر آتش داشته باشند و وصف ویرایش و ویراستار را از زبان دیگران شنیده باشند، یا سروکارشان با یک ویراستار افتاده باشد، احساسشان نسبت به ویراستار آمیزه‌ای است از ترس و احترام، ترس و احترامی که انسان در برابر یک موجود مافوق طبیعی حس می‌کند. در نظر ایشان، ویرایش یک نوع خم رنگرزی است که نوشته‌ای بی‌رنگ یا ترجمه‌ای کم‌رنگ را آب و رنگ و جلوه و جلا می‌بخشد. و ویراستار هم استاد این کارگاه است و آن هم استادی که شگردهای کار و فوت‌های کاسه‌گری‌اش را به هیچ کس یاد نمی‌دهد، و احیاناً این شگردها و فوت‌وفن‌ها اصلاً آموختنی نیست. به عبارت دیگر، ویراستار در نظر این‌گونه آدم‌ها مثل هنرپیشگان سینما «نان قیافه‌اش را می‌خورد»، یعنی نان استعدادی را می‌خورد که به‌طور فطری به او ارزانی شده و قابل‌آموزش و انتقال هم نیست… اما نه ویراستاری یک استعداد فطری است و نه کار ویراستار بی‌قانون. ویراستاری در مرز میان علم و مهارت قرار دارد، و مثل علم و مهارت آموختنی است. هرچند چاشنی ذوق و هنر نتیجۀ کار ویراستار را جمال و کمال بیشتری می‌دهد…

 

متن کامل مقاله را در پیوند زیر بخوانید.

بیماریـهای-ویراستار-معصومی-همدانی

هفدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

هفدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران

هفدهمین خبرنامۀ انجمن صنفی ویراستاران منتشر شد. این شماره یک ضمیمۀ چهار صفحه‌ای دارد. مطالب درج‌شده در اين شماره بدین قرار است: صفحۀ اول، گزارش نشست «معرفی نرخ‌نامۀ ویرایش انجمن»؛ صفحۀ دوم، سرمقاله و گزارش کمیسیون‌ها؛ صفحۀ سوم، شیوه‌نامۀ انجمن صنفی ویراستاران؛ صفحۀ چهارم، ضرورت تدوین نرخ‌نامه برای حوزۀ هنر، موفقیت اعضا.

لطفاً پیشنهادهای خود را ازطریق راه‌های ارتباطی برایمان ارسال کنید.

روابط عمومی انجمن صنفی ویراستاران

۸۸۵۱۴۶۱۴
anjoman.virastar@gmail.com
۰۹۹۲۵۹۹۱۷۶۱

پیوند دریافت خبرنامه:

خبرنامۀ فروردین و اردیبهشت