با سلام، خوشحالیم که در خدمت شما هستیم و با شما گفتوگو میکنیم. سالهاست کتاب «نفی در زبان فارسی» در ایران منتشر شده ولی به نظر میرسد این کتاب بهخوبی به جامعۀ فرهنگی معرفی نشده است. در تلاشیم این کتاب و فعالیتهای شما را در حوزۀ زبان فارسی معرفی کنیم و برای چاپ دوم کتاب اقدام کنیم.
پرسشهای زیر به ما کمک میکند که شما و کتابتان را به مخاطبان امروز کشورمان بشناسانیم.
شما تحصیلات تکمیلی خود را در ایران گذراندید. لطفاً بگویید چه شد که به زبان فارسی علاقهمند شدید، چه مدت ایران بودید و چه تجربهای از تحصیل در ایران داشتید؟
من دورهٔ دکتری خود را در سال ۲۰۰۴ میلادی در ایران آغاز کردم و در سال ۲۰۰۸ به پایان رساندم. در مجموع، حدود پنج سال در ایران اقامت داشتم و موفق شدم مدرک دکتری زبانشناسی را از دانشگاه تهران دریافت کنم. پس از آن نیز، ایران برای من به نوعی خانهٔ دوم شده است و هر سال، حتی کوتاه هم باشد، تلاش میکنم به آنجا سفر کنم.
نزدیک به سی سال پیش، زمانی که وارد دانشگاه شدم، حتی در برخی نهادها آگاهی دقیقی دربارهٔ زبان ایران وجود نداشت. برای مثال، در یکی از رویدادهای بزرگ ورزشی بینالمللی که در کره برگزار شده بود، فردی با تخصص زبان عربی به عنوان مترجم تیم ایران منصوب شده بود. خود من نیز، تا پیش از انتخاب رشتهٔ دانشگاهی، آشنایی چندانی با زبان فارسی یا بهاصطلاح زبان ایران نداشتم.
با این حال، همیشه علاقهٔ عمیقی به زبانها، بهویژه ساختارهای دستوری، داشتم و مطالعهٔ دستور زبان انگلیسی و کُرهای برایم بسیار جذاب بود. با توجه به اینکه زبانهایی مانند انگلیسی و کرهای در کشور من تعداد زیادی متخصص دارند، احساس میکردم برای داشتن مسیر علمی متمایز، باید به حوزهای کمترشناختهشده وارد شوم. در این میان، با گروه زبان فارسی در دانشگاه مطالعات خارجی هانکوک آشنا شدم که در آن زمان تنها مرکز آموزش این زبان در سئول بود (الآن اسم این گروه را به «زبان فارسی و ایرانشناسی» تغییر دادهایم). به همین دلیل، تصمیم گرفتم در این رشته تحصیل کنم و مسیر علمی خود را در این حوزه شکل دهم.
تحصیل در ایران برای من تجربهای بسیار ارزشمند بود. افزون بر دستاوردهای علمی، این فرصت را داشتم که با فرهنگ و تاریخ ایران، فراتر از آنچه در رسانههای کره بازنمایی میشود، مستقیم آشنا شوم. مهمتر از همه، با استادها، دوستهایی بسیار مهربان و مهماننواز روبهرو شدم که نقش مهمی در مسیر زندگی و تحصیل من داشتند و همواره قدردان لطف و حمایت آنان هستم.
بعد از بازگشت به کره چه کردید و آیا باز هم در آنجا تحصیل کردید؟
پس از بازگشت به کره، فعالیتهای علمی خود را در حوزهٔ زبان فارسی و مطالعات ایرانی ادامه دادم و بهترتیب به عنوان پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه سئول، پژوهشگر در مؤسسهٔ مطالعات خاورمیانه و استاد حقالتدریسی در گروه زبان فارسی مشغول به کار شدم. از سال ۲۰۱۸، به عنوان عضو هیئتعلمی در گروه زبان فارسی و ایرانشناسی منصوب شدهام و از آن زمان تاکنون، علاوه بر تدریس، به طور مستمر به پژوهش در زمینهٔ زبان فارسی پرداختهام. تجربهٔ تدریس موجب شد دامنهٔ پژوهشهایم از تحلیل صرفاً زبانشناختی فراتر برود و به حوزهٔ آموزش زبان فارسی نیز گسترش یابد.
در حال حاضر، با حمایت بنیاد ملی پژوهش کره، در همکاری با متخصصان زبانهای اردو و ترکی، به بررسی تأثیر و تحول عناصر فارسی در این زبانها ــ در سطوح آوایی و معنایی و دستوری ــ مشغول هستم.
همچنین، تا همین اواخر، تنها متخصص زبانشناسی فارسی در کره بودم، اما اخیراً یکی از دانشجویانم موفق به اخذ مدرک دکتری شده است و بدین ترتیب جامعهٔ متخصصان این حوزه در کره در حال گسترش است.
یادگیری زبان فارسی برای شما چطور بود؟ چون ما که فارسی زبان هستیم لزوماً دشواریهای زبان مادریمان را متوجه نمیشویم اما گاهی غیرفارسیزبانان نکتهها و مسائل زبان فارسی را بهتر تحلیل میکنند؟
یادگیری زبان فارسی برای من تجربهای بسیار جالب، اما در عین حال چالشبرانگیز بود. در مرحلهٔ نخست، تفاوت بنیادین در نظام نوشتاری یکی از دشوارترین مراحل یادگیری به شمار میرفت. آشنایی با خط فارسی و عادت کردن به آن زمانبر بود و نیاز به تمرین مداوم داشت.
از نظر زبانشناسی، فارسی از جایگاه ردهشناختی نسبتاً خاصی برخوردار است. معمولاً در بسیاری از زبانها، اگر در یک عبارت(phrase) ، هسته در جایگاه پایانی قرار گیرد، این الگو در سایر عبارتها نیز به صورت نسبتاً منسجم حفظ میشود. برای مثال، در زبان کرهای، فعل که هستهٔ جمله است در انتهای جمله میآید و اسم هم که هستهٔ گروه اسمی است پس از صفت قرار میگیرد. اما در زبان فارسی این الگو یکنواخت نیست. در جملههای ساده، فعل در پایان جمله قرار میگیرد، اما در جملههای پیچیده، بهویژه در ساختارهای دارای بند متممی، فعل پیش از بند وابسته ظاهر میشود. همچنین در گروه اسمی، در حالی که برخی وابستهها مانند صفات اشاره (مانند «این» و «آن») پیش از اسم میآیند، عناصری مانند صفتهای توصیفی یا ضمایر ملکی پس از اسم قرار میگیرند. این تنوع و عدم یکنواختی در قواعد، بهویژه برای زبانآموزان کرهای که به الگوهای ساختاری منسجمتری عادت دارند میتواند یادگیری زبان فارسی را مقداری دشوارتر کند. با این حال، همین ویژگیها فارسی را به زبانی جذاب برای مطالعهٔ زبانشناختی نیز تبدیل میکند.
آیا موضوع نفی در زبان فارسی برای پایاننامۀ دکتری انتخاب خودتان بود؟ اگر نه، چه کسی پیشنهاد داد؟
انتخاب موضوع نفی در زبان فارسی برای پایاننامهام در اصل با علاقهٔ شخصی خودم شکل گرفت و سپس با مشورت و راهنمایی استاد راهنمایم، جناب آقای دکتر علی درزی، به صورت نهایی تثبیت شد.
به طور کلی، ساختارهای نفی از جمله پدیدههایی هستند که در تمامی زبانها حضور دارند؛ اما در آن زمان، پژوهشهای تخصصی دربارهٔ نفی در زبان فارسی نسبتاً محدود بود. هر چند امروزه این حوزه تا حدی گسترش یافته است، در آن مقطعِ زمانی منابع قابلاستفاده چندان فراوان نبود.
از سوی دیگر، به عنوان پژوهشگری غیرفارسیزبان، ورود به تحلیل علمی زبانی که زبان مادریام نبود چالشهای خاص خود را داشت. با این حال، همین امر انگیزهای برای من ایجاد کرد تا به سراغ موضوعی بروم که کمتر مورد توجه قرار گرفته بود و بتوانم سهمی هر چند کوچک در گسترش مطالعات زبانشناسی فارسی داشته باشم. خوشبختانه، با راهنماییهای دقیق و حمایتهای علمی استاد راهنمایم، توانستم این پژوهش را بهخوبی به سرانجام برسانم.
انتشار این کتاب چه تأثیری در روند تحصیلی شما و موقعیت شغلیتان در کره داشت؟
انتشار این اثر نقش قابلتوجهی در مسیر علمی و حرفهای من داشت. از یک سو، تمرکز بر موضوعی که در آن زمان کمتر مورد توجه قرار گرفته بود این امکان را برای من فراهم کرد تا نتایج پژوهش خود را در مجلات علمی معتبر بینالمللی منتشر کنم.
از سوی دیگر، این دستاوردهای پژوهشی در فرایند استخدام دانشگاهی در کره نیز تأثیر مثبتی داشت و میتوان گفت، در کنار سایر فعالیتهای علمی، نقش مهمی در احراز موقعیت هیئتعلمی ایفا کرد.
اگر بخواهید به این کتاب برگردید و آن را بازبینی کنید، آیا در آن دخل و تصرفی میکنید؟
با توجه به اینکه زمان نسبتاً زیادی از انجام آن پژوهش گذشته است، شاید همهٔ جزئیات آن را بهدقت به خاطر نداشته باشم. با این حال، اگر بخواهم امروز به آن اثر بازگردم و آن را بازبینی کنم، احتمالاً ترجیح میدهم برخی جنبهها را از منظر آموزشی نیز تکمیل کنم.
بهویژه اکنون که به عنوان استاد گروه زبان فارسی و ایرانشناسی با دانشجویان کرهای در ارتباط هستم، به نظرم میتوان مباحث مربوط به ساختارهای نفی را بهگونهای بازپردازی کرد که برای زبانآموزان قابلفهمتر و کاربردیتر باشد. به بیان دیگر، افزودن رویکردی آموزشی در کنار تحلیلهای زبانشناختی میتواند ارزش این اثر را برای مخاطبان گستردهتر افزایش دهد.
به نظر شما، زبان فارسی در سالهای اخیر دچار تغییر یا تحول شده است؟ آن را چطور ارزیابی میکنید؟
به نظر من، زبان همواره در پیوند با تحولات اجتماعی و فرهنگی دچار تغییر میشود. این تغییر بیشتر در سطح واژگان، معنا و شیوهٔ کاربرد زبان دیده میشود. البته ساختارهای بنیادی دستور زبان معمولاً بهآسانی و در مدت کوتاه تغییر نمیکنند؛ اما در همهٔ زبانها میتوان پویایی و تحول را در سطوح واژگانی، معنایی و کارکردی مشاهده کرد. زبان فارسی نیز از این قاعده مستثنا نیست. بهویژه با گسترش رسانهها، شبکههای اجتماعی و ارتباطات چندزبانه، برخی واژهها و تعبیرها در زبان روزمره بیش از پیش به کار میروند و گاهی نیز معنای تازهای پیدا میکنند. افزون بر این، افزایش بسامدِ برخی وامواژهها، تغییر در حوزهٔ کاربرد بعضی واژهها و حتی تفاوتهای سبکی میان نسلها را نیز میتوان از نشانههای این تحول دانست. به باور من، این پدیده تنها به فارسی محدود نیست، بلکه در همهٔ زبانهای زندهٔ جهان امری طبیعی و اجتنابناپذیر است.
البته برای نگاه دقیقتر به این تغییرات، لازم است دادههای زبانی به صورت علمی و از طریق پژوهشهای پیکرهبنیاد بررسی شوند. ازاینرو، مطالعهٔ این موضوع میتواند در آینده یکی از حوزههای جذاب و مهم پژوهشی خودم باشد.
دربارۀ زبان فارسی در دانشگاهتان بفرمایید. جایگاه این زبان در مقایسه با زبانهای دیگر چطور است؟ چند زبان خارجی در آن دانشگاه آموزش داده میشود؟ چند مدرس زبان فارسی دارید؟
دانشگاه مطالعات خارجی هانکوک (Hankuk University of Foreign Studies) یکی از معتبرترین دانشگاههای کره به شمار میرود و در حال حاضر ۴۵ زبان خارجی در آن تدریس میشود. در این میان، گروه زبان فارسی و ایرانشناسی جایگاهی ویژه دارد، زیرا این گروه تنها واحد دانشگاهی مستقل در کره است که به صورت تخصصی به آموزش زبان فارسی و ایرانشناسی اختصاص یافته است.
افزون بر این، در کرهٔ جنوبی بر اساس «قانون ترویج آموزش زبانهای خارجی راهبردی»، ۵۳ زبان به عنوان زبانهای راهبردی تعیین شدهاند و زبان فارسی نیز در شمار این زبانهاست. مسئولیت اجرای این برنامه در حوزهٔ زبان فارسی بر عهدهٔ گروه ماست و در همین چارچوب، افزون بر حمایت از دانشجویان گروه، برنامههای آموزشی متنوعی نیز برای دانشآموزان مدارس و نیز عموم علاقهمندان به زبان فارسی و ایران ارائه میشود.
در حال حاضر، در گروه ما، دو استاد کرهای به عنوان هئیتعملی، یک استاد ایرانی که از یکی از دانشگاههای طرفِ تفاهمنامه با ایران دعوت شده است، و نیز پنج استاد حقالتدریسی فعالیت میکنند. این ترکیب از یک سو امکان بهرهگیری از تواناییهای علمی داخلی را فراهم میسازد و از سوی دیگر، از طریق حضور استاد بومی، به تقویت آموزش زبان و انتقال مستقیمتر ابعاد فرهنگی و زبانی کمک میکند.
ازاینرو، جایگاه زبان فارسی در دانشگاه ما صرفاً به یک رشتهٔ آموزشی محدود نمیشود؛ بلکه در پیوند با آموزش، پژوهش، و فعالیتهای علمی و فرهنگیِ گستردهتر تعریف میشود. به همین دلیل، میتوان گفت زبان فارسی، با وجود آنکه از نظر شمار زبانآموزان با برخی زبانهای پرمخاطب قابلمقایسه نیست، از حیث اهمیت علمی و نهادی جایگاهی کاملاً قابلتوجه در دانشگاه ما دارد.
هر سال چند دانشجو و در چه مقاطعی برای زبان فارسی ثبتنام میکنند؟
هر سال ۲۳ دانشجوی دورهٔ کارشناسی به عنوان ورودیِ اصلی وارد گروه زبان فارسی و مطالعات ایرانی میشوند و سالانه حدود یکی دو دانشجو نیز زبان فارسی را به عنوان رشتهٔ دوم انتخاب میکنند. در مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز، به صورت نامنظم، هر سال یک دانشجو در دورهٔ کارشناسی ارشد یا دکتری پذیرفته میشود. همچنین برخی از دانشجویان، پس از پایان دورهٔ کارشناسی، برای ادامهٔ تحصیل به ایران یا سایر کشورها میروند و در حوزههایی مانند ایرانشناسی، روابط بینالملل یا مطالعات دینی به تحصیل خود ادامه میدهند.
شما بارها دانشجویانتان را به ایران آوردهاید و ظاهراً با لغتنامۀ دهخدا و بنیاد سعدی همکاری یا همراهی داشتهاید. دربارۀ آن بگویید.
دانشگاه ما با چندین دانشگاه معتبر ایران، از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه اصفهان و دانشکدهٔ روابط بینالملل وزارت خارجه، تفاهمنامهٔ همکاری دارد. این ارتباطات دانشگاهی برای ما اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هم به تقویت همکاریهای علمی کمک میکند و هم زمینهٔ آشنایی عمیقتر دانشجویان با زبان، فرهنگ و فضای دانشگاهی ایران را فراهم میسازد.
در این میان «لغتنامهٔ دهخدا»، به عنوان مؤسسهای وابسته به دانشگاه تهران، همواره یکی از مهمترین مراکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان بوده است. در سالهای گذشته، بسیاری از دانشجویان ما برای یادگیری زبان فارسی به این مرکز مراجعه کرده و از امکانات آموزشی آن بهره بردهاند. خود من نیز در دوران دانشجویی در همان جا تحصیل کردهام و این تجربه نقش مهمی در مسیر علمی من داشته است. چند سال پیش نیز هنگام بازدید از دهخدا، این افتخار را داشتم که استاد راهنمایم، آقای دکتر علی درزی، ریاست آن مرکز را بر عهده داشتند. آن دیدار همزمان با مراسم رونمایی از فرهنگ فارسی برای فارسیآموزان خارجی بود و برای من از این جهت نیز خاطرهانگیز و معنادار بود.
همچنین بنیاد سعدی نیز در سال ۲۰۲۳ با گروه ما تفاهمنامهای امضا کرد تا در زمینهٔ ترویج و تقویت آموزش زبان فارسی همکاری نزدیکتری شکل گیرد. این همکاری بهویژه در زمانی صورت گرفت که حدود ۲۰ نفر از دانشجویان گروه را برای بازدید فرهنگی به ایران برده بودیم و از این فرصت بهره بردیم تا آنان از نزدیک با فضای فرهنگی و تاریخی ایران آشنا شوند.
دربارۀ دیگر آثار و نوشتههایتان بگویید. آیا باز هم به زبان فارسی چیزی نوشتهاید؟ اگر به کرهای نوشتهاید، آیا نوشتههایتان در کشور کره مخاطب دارد؟
با توجه به اینکه حوزهٔ تخصصی من زبانشناسی است، تاکنون بیشتر آثار و نوشتههایم را در قالب مقالات و کتابهای علمی برای مخاطبان دانشگاهی و متخصصان این حوزه منتشر کردهام. بیشتر این آثار به زبانهای کرهای یا انگلیسی نوشته شدهاند. علاوه بر این، کتابهای آموزشی متعددی نیز برای دانشجویان زبان فارسی تألیف کردهام.
در عین حال، از آنجا که خودم در ایران تحصیل کردهام، همواره این احساس را داشتهام که معرفی فرهنگ ایران به مخاطبان کرهای نیز اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل، تاکنون کتابی با عنوان «فرهنگ عامهٔ ایران» برای مخاطب عمومی نوشتهام تا علاقهمندان غیرمتخصص نیز بتوانند با بخشی از فرهنگ ایران آشنا شوند. اگر تا امروز بیشتر بر پژوهشهای عمیق و تخصصی در حوزهٔ اصلی خودم تمرکز داشتهام، در آینده مایلم دامنهٔ نوشتههایم را گستردهتر کنم و آثاری فراهم آورم که هر کسی با هر سطحی از آشنایی بتواند از طریق آنها با فرهنگ ایران ارتباط برقرار کند.
اخیراً پیشنهادی برای ترجمهٔ آثار صادق هدایت به زبان کرهای دریافت کردهام و در حال آمادهسازی آن هستم. امیدوارم این کار بتواند فرصتی برای معرفی بهتر ادبیات برجستهٔ ایران در کره باشد. در حال حاضر، بخش زیادی از آثار ادبی ایران در کره نه مستقیماً از فارسی، بلکه از طریق زبانهای واسطه مانند انگلیسی یا آلمانی ترجمه میشوند. به همین دلیل، ترجمهٔ مستقیم از فارسی به کرهای از نظر دقت، اصالت و انتقال ظرایف زبانی و ادبی، کاری بسیار ارزشمند و معنادار است.
دربارۀ وضعیت کتاب و نشر در کره برایمان بگویید؟ کتاب و کتابخوانی چقدر رونق دارد؟
در کره، وضعیت کتاب و نشر را میتوان در حالِ تحول دانست. در سالهای اخیر، با گسترش رسانههای دیجیتال و بهویژه کانالهای یوتیوب، بسیاری از مردم، به جای مطالعهٔ کامل کتاب، بیشتر با خلاصهها و معرفیهای کوتاه کتابها آشنا میشدند. این روند تا حدی باعث شده بود که عادتِ کتابخوانیِ عمیق در مقایسه با گذشته کمرنگ شود.
با این حال، به نظر میرسد در سالهای اخیر دوباره توجه به کتابخوانی رو به افزایش است. بسیاری از ناشران نیز برای جلب توجه مخاطبان، کانالهای یوتیوب و محتوای چندرسانهای راهاندازی کردهاند تا خوانندگان را به انتخاب و مطالعهٔ کتاب ترغیب کنند.
به نظر من، هر چند خلاصهخوانی و معرفیهای کوتاه میتوانند در آشنایی اولیه با کتاب مفید باشند، تأثیر واقعی و ماندگار زمانی حاصل میشود که خواننده خودِ متن اصلی را بخواند. از این جهت، رونق دوبارهٔ کتابخوانی در میان جوانان را میتوان حرکتی امیدوارکننده و قابلتوجه دانست.
از آثار منتشرشده در ایران و پژوهشهای زبان فارسی چطور آگاه میشوید و چطور به این کتابها دسترسی پیدا میکنید؟
برای آگاهی از آثار منتشرشده در ایران و همچنین پژوهشهای مرتبط با زبان فارسی، معمولاً از جستوجوی اینترنتی و نیز پایگاه جستوجوی کتابخانهٔ دانشگاه استفاده میکنم. امروزه بسیاری از پژوهشگران آثار و نتایج تحقیق خود را در فضاهای آنلاین و در قالب سامانههای در دسترس عمومی منتشر میکنند؛ بنابراین دسترسی به بخش قابلتوجهی از منابع علمی از این طریق امکانپذیر است. پژوهشهای محققان ایرانی را نیز غالباً میتوان به همین شیوه پیدا کرد و دنبال کرد.
در عین حال، کتابهایی را که در کره در دسترس نیستند هر سال، زمانی که به ایران سفر میکنم، تهیه میکنم و با خودم میآورم. به این ترتیب، میتوانم مجموعهٔ منابع خود را بهروز نگه دارم و به آثار تازهای که در ایران منتشر میشوند نیز دسترسی داشته باشم. این روند برای من بسیار مهم است؛ زیرا در حوزهٔ زبان فارسی و ایرانشناسی، بهروز بودن با منابع جدید نقش اساسی در ادامهٔ پژوهش دارد.
ارتباط دانشگاه کره با دانشگاههای ایران چطور است؟
همانطور که اشاره شد، دانشگاه ما با شماری از دانشگاههای معتبر ایران تفاهمنامهٔ همکاری دارد و این همکاریها در سطحی بسیار خوب و سازنده ادامه دارد. البته تنها دانشگاه ما نیست که با ایران ارتباط علمی دارد؛ تا آنجا که اطلاع دارم، برخی دانشگاههای دیگر نیز در کره با مؤسسات آموزش عالی ایران در تعامل هستند.
در مورد دانشگاههایی که با آنها تفاهمنامه داریم، روابط دانشگاهی ما بسیار نزدیک و مثبت است و در زمینههای علمی و فرهنگی به صورت مستمر با یکدیگر همکاری میکنیم. این همکاریها شامل تبادل استاد و دانشجو، و نیز اعزام و پذیرش دانشجویان به عنوان دانشجوی میهمان یا تبادلی است.
به باور من، همکاری فرهنگی، در کنار همکاری اقتصادی و سیاسی، از اهمیتی اساسی برخوردار است و حتی در بسیاری موارد میتواند زمینهسازِ تعمیق روابط در سایر حوزهها نیز باشد. ازاینرو، ارتباطات فرهنگی و دانشگاهی میان ایران و کره را باید یکی از مهمترین ارکان روابط دوجانبه دانست.
با توجه به اینکه در کره گروه دانشگاهیِ مستقل برای آموزش زبان فارسی و آشنایی با فرهنگ ایران وجود دارد، به نظر من شایسته است که در ایران نیز گروهی مستقل برای آموزش زبان کرهای و معرفی فرهنگ کره تأسیس شود. متأسفانه تا جایی که اطلاع دارم، هنوز در دانشگاههای ایران رشتهای با عنوان «گروه زبان کرهای» به صورت مستقل و تخصصی ایجاد نشده است. امیدوارم در آینده این زمینه نیز گسترش یابد و همانگونه که ما در کره زبان و فرهنگ فارسی را آموزش میدهیم، در ایران نیز زبان و فرهنگ کرهای به صورت نظاممند و دانشگاهی تدریس شود.
به باور من، در صورتی که گروه تخصصیِ زبان فارسی در کره و گروه تخصصیِ زبان کرهای در ایران بتوانند ارتباطی فعال، پایدار و دوسویه برقرار کنند، زمینه برای همکاریهای علمی و فرهنگی بسیار گستردهتری فراهم خواهد شد. چنین تعاملی نه تنها به تقویت آموزش زبان در هر دو کشور کمک میکند، بلکه میتواند به تعمیق شناخت متقابل، افزایش همکاریهای دانشگاهی و در نهایت به بهبود روابط فرهنگی میان دو ملت نیز بینجامد.
اگر نکتهای دیگری دارید بفرمایید.
در پایان، مایلم بار دیگر تأکید کنم که زبان و فرهنگ فارسی برای من تنها یک حوزهٔ تخصصی دانشگاهی نبوده، بلکه بخشی از زندگی و هویت علمی من شده است. امیدوارم این علاقه و تلاش بتواند به معرفی بهتر زبان و فرهنگ ایران در کره کمک کند. همچنین آرزو دارم همکاریهای علمی و فرهنگی میان ایران و کره در آینده گستردهتر شود و نسل جوانِ هر دو کشور نقش بیشتری در این مسیر ایفا کند. از توجه و فرصتی که برای این گفتوگو فراهم شد صمیمانه سپاسگزارم.
ما پرسشهای بیشتری داریم که در فرصت دیگری باز هم از شما خواهیم پرسید و امیدواریم همچنان همراهمان باشید.