فارسی بنویسیم (2)
| احمد سمیعی گیلانیمنتشرشده در: نشر دانش، سال چهاردهم، شمارۀ 6، مهر ـ آبان 1373|

 

* رسم‌الخط این مقاله مطابق متن اصلی است.

قصۀ تلخ و شیرین و دنباله‌دار فارسی‌نویسی را با شواهدی تازه ادامه می‌دهیم. این شواهد بیشتر مربوط می‌شود به خطاها و کج‌سلیقگی‌های ناشی از عادت و مسامحه و تأثر از الگوهای بیگانه و احیاناً تکلف و هنرفروشی. شواهد ذیل عنوانهایی دسته‌بندی و اگر نکته یا نکته‌هایی بیرون از عنوان هم داشته افزوده شده است.

  • «انجام» را به جای «انجام دادن» به کار می‌برند که در مواردی اصولاً آوردنش یا درست نیست یا ضرورت ندارد.

* از انجام بسیاری هزینه‌های بی‌مورد و تکراری جلوگیری شود.

󠄋 از بسیاری هزینه‌های زاید جلوگیری شود (تعبیر «زاید» ساده‌تر از «بی‌مورد و تکراری» است.)

* در این طرح حیف‌ومیل زیادی انجام شده است.

󠄋 در هزینۀ اجرای این طرح حیف‌ومیل زیادی شده است. (در طرح حیف‌ومیل نمی‌شود در هزینۀ اجرای آن حیف‌ومیل می‌شود).

  • «برخوردار بودن از…» را، که تکیه‌کلام و کلیشه شده است، بر تعبیرهای ساده‌ای چون «داشتن» یا «دارا بودن» ترجیح می‌دهند و گاهی آن را در مواردی به کار می‌برند که سخن از امری نامطلوب است نه مطلوب و مرغوب.

* با وجود طرح‌های گوناگون عمرانی و اقتصادی و تلاشهای صورت‌گرفته، امّا هنوز شبکۀ ترابری بین‌شهری کشور از توسعۀ کافی برخوردار نیست.

󠄋 با آن که طرحهای عمرانی گوناگونی اجرا شده است هنوز شبکۀ ترابری بین‌شهری وسعت کافی ندارد/جواب‌گوی نیازها نیست. (امّا زاید است).

* بلندترین راه‌ها می‌توانند برخلاف بعد مسافت کوتاه‌ترین راه‌ها باشند به شرط اینکه از کشش کافی برخوردار باشند.

󠄋 طویل‌ترین راه، اگر کشش کافی داشته باشد، به‌رغم بعد مسافت، چه‌بسا کوتاه‌ترین راه باشد. (در اینجا، علاوه بر مسئلۀ برخوردار بودن، چند نکتۀ زبانی و بیانی دیگر وجود دارد: صفت بلند، برای راه به‌کار نمی‌رود؛ مقصود از برخلاف بعد مسافت، به‌رغم یا باوجود بعد مسافت است؛ ترافیکی حشو و زاید است؛ جمع بستن راه لزومی ندارد چون نوع آن مراد است نه تعدّد آن.)

* به‌راحتی می‌شد جاده‌ای احداث کرد که از امنیت کافی برخوردار باشد.

󠄋 به‌راحتی می‌شد جاده‌ای دارای امنیت کافی احداث کرد.

  • به این معنی توجه نمی‌شود که هر فعلی با «حروف اضافه» یا گاهی «حرف اضافه‌های» معینی متمم می‌گیرد و این غفلت به‌خصوص در عطف دو فعل خطای دستوری پدید می‌آورد.

* نظارت و افزایشِ ضریب امنیت جابه‌جایی کالا

󠄋 نظارت بر امنیت جابه‌جایی کالا و افزایشِ ضریبِ آن

  • فعل را بی‌قرینۀ لفظی حذف می‌کنند.

* با امپراتور… دیدار و با وی به گفت‌وگو نشست.

󠄋 با امپراتور… دیدار کرد و به گفتگو نشست (با وی زاید است).

یا ساده‌تر: با امپراتور… ملاقات و مذاکره کرد.

* لایحۀ… در جلسۀ امروز شورای نگهبان مطرح و مغایر با شرع و قانون اساسی شناخته نشد.

󠄋 لایحۀ… در جلسۀ امروز شورای نگهبان مطرح شد و مغایر با شرع و قانون اساسی شناخته نشد. (در واقع، حذف اگر به قرینه گرفته شود «مطرح» به معنی «مطرح نشد» خواهد بود نه «مطرح شد»).

  • از ضمیر برای پرهیز از تکرار استفاده نمی‌شود.

* نویسنده‌ای که موفقیتی به دست آورده گمان می‌برد با این موفقیت وضع زندگیش عوض می‌شود.

󠄋 نویسنده‌ای که موفقیتی به دست آورده است می‌پندارد که بر اثر آن وضع زندگیش عوض می‌شود.

* داستان ایوب پیامبر مربوط به مصیبتهای زندگی حضرت ایوب است و آزمایشی که این پیامبر در آن شرکت می‌کند.

󠄋 داستان ایوب پیامبر مربوط است به مصایب و محنتهای آن حضرت.

یا: داستان ایوب پیامبر مربوط است به مصایب آن حضرت و آزمایشهایی که از سر گذرانده است.

(از ضمیر برای پرهیز از تکرار اسم ظاهر استفاده نشده است؛ آزمایشی اعلام نشده بود که حضرت ایوب پیامبر در آن شرکت کند، مقصود محنتهایی است که آن حضرت دیده است و آزمایشهایی که از سر گذرانده است.)

  • صفت‌هایی می‌آورند که مناسب موصوف نیست یا ساختگی است.

* در کشورهای توسعه‌یافته احداث جاده‌های سریع امری طبیعی است.

󠄋 در کشورهای توسعه‌یافته احداث شاهراههای پرکشش طبیعی است.

(سریع صفت مناسب جاده نیست؛ امر حشو و زاید است.)

* او همسایه‌ای مهربان و شوهری سر به فرمان دارد.

󠄋 او همسایه‌ای مهربان و شوهری گوش به فرمان دارد.

  • به جای صیغه‌های گوناگون فعل، وجه وصفی به کار می‌برند و گاهی این وجه وصفی را در جایی می‌آورند که می‌توان فعل را به قرینۀ لفظی حذف کرد.

* برای آن که بتوانیم مشکلات آنها را درک کرده و به درستی قضاوت کنیم.

󠄋 برای آن که بتوانیم مشکلات آنها را درک و به درستی قضاوت کنیم.

  • قواعد مربوط به مطابقت فعل با فاعل یا هماهنگی افعال را رعایت نمی‌کنند.

* در زمانه‌ای که اقتصاد کشورها رشد جهش‌آسا به خود گرفته‌اند، آشفتگی در شبکۀ ترابری کشور رخدادی است غیرقابل بخشش.

󠄋 در زمانه‌ای که اقتصاد کشورها رشد جهشی یافته، آشفتگی در شبکۀ ترابری کشور نابخشودنی است. (رخداد زاید و غیرقابل بخشش ترکیب ناخوشی است.)

  • جمع‌های غیردستوری به کار می‌برند.

* سعی می‌کنند که در اکثر موارد مخالفت کرده و نظراتشان در مقابل نظرات بزرگ‌ترها باشد.

󠄋 سعی می‌کنند که در بیشتر موارد مخالفت کنند و نظرشان در مقابل نظر بزرگ‌ترها قرار گیرد.

(نظرات جمع نظره است نه جمع نظر. به علاوه، جمع آوردن لزومی ندارد، چون نظر نوع خود را می‌رساند و یک یا چند در آن مستتر است؛ کرده وجه وصفی است- بی‌زمان، بی‌وجه، بی‌شخص ـ و نباید به جای کنند ـ مضارع التزامی، سوم شخص جمع ـ به کار رود.)

  • رای زاید می‌آورند. (این رای زاید آفت روزافزون شده است.)

* زیر پیمان صلحی را امضا کردند.

󠄋 پیمان صلحی امضا کردند.

(زیر و را زاید و حشو است).

* تلاش او حاصلی را نداشت.

󠄋 تلاش او حاصلی نداشت.

  • در بیان مطالب ساده و در نوشته‌هایی که مخاطب آنها عامۀ مردم‌اند، بی‌ضرورتی، تعبیرهای «علمی» می‌آورند.

* شبکۀ حمل و نقل نیز، در خدمت همین فرایند، رشدی ناهمگون و یک‌وجهی را در پهنۀ کشور داشته است.

󠄋 شبکۀ حمل و نقلِ کشور نیز به مقتضای همین جریان رشدی ناموزون داشته است.

(در بیان این مطلب ساده برای عامۀ مردم نیازی به آوردن تعبیر فرایند نیست؛ ناهمگون صفت مناسب مقام نیست، ناموزون بهتر و دقیقتر مراد را می‌رساند و بر «یک‌وجهی» بودن رشد نیز دلالت دارد).

  • با تکلفهای نابجا بیان را از سادگی دور و ناخوشگوار می‌کنند.

* گروه دیگری که اکثریت مطبوعات معروف را تشکیل می‌دادند از محاکمۀ آنها حمایت کردند.

󠄋 بیشتر مطبوعات معروف طرفدار محاکمۀ آنها بودند.

(تشکیل دادن ـ ترجمۀ constitute ـ الگوی بیگانه است که عموماً به جای بودن به‌کار می‌رود.)

* عکاس هنرمند ایرانی جایزۀ… را به خود اختصاص داد.

󠄋 عکاس هنرمند ایرانی برندۀ جایزۀ… شد.

* انطباق مصنوعی بین صهیونیسم سیاسی با یهودیت را نیز به‌کار گرفتند.

󠄋 برای سوءاستفاده، صهیونیسم سیاسی را به‌تصنّع با یهودیت یکی شمردند.

(انطباق لازم است نه متعدی و تازه منطبق شدن بر چیزی می‌گوییم نه با چیزی؛ به کار گرفتنِ «به‌کار گرفتن» هم صورت خوشی ندارد.)

  • به عبارتی بیان مطلب می‌کنند که خلل منطقی در آن دیده می‌شود یا ابهام دارد.

* خانوادۀ من، با این که افرادی تحصیل‌کرده هستند، امّا موقعیت سنی من را در نظر نمی‌گیرند و مثل یک کودک با من برخورد می‌کنند.

󠄋 خانوادۀ من، با آن که افرادش تحصیل‌ کرده‌اند، موقعیت سنی مرا در نظر نمی‌گیرند و با من چنان رفتار می‌کنند که انگار کودکم.

(خانواده افراد نمی‌شود؛ من را نمی‌گوییم، مرا می‌گوییم؛ مثل یک کودک به که برمی‌گردد، به سخنگو یا به خانواده؟)

به امید دیدار بعدی

پست های پیشنهاد شده